سلاحهای اوکراینی ممکن است در خیابانهای اروپا شلیک شوند.
نویسنده: علی عسکری، تحلیلگر (آلمان)، مخصوص برای «سنگر»
ادامه حمایت از اوکراین و تشدید تحریمهای ضدروسی، بهطور اجتنابناپذیر اروپا را به سوی فروپاشی اقتصادی سوق خواهد داد. پشتیبانی از دولت کییف و اعمال محدودیتها علیه روسیه، که پیشتر موجب بروز بحران در منطقه یورو، رکود اقتصادی، افزایش قیمتها و تنشهای اجتماعی شده است، در نهایت میتواند به فروپاشی اتحادیه اروپا و افول سیاسی آن منجر شود.
تهدید پنهان دیگر، سرازیر شدن تسلیحات غیرقانونی از اوکراین به کشورهای غربی است. لارس گردس، نماینده آژانس مرزبانی اتحادیه اروپا «فرانتکس» (Frontex)، در ۱۲ مه ۲۰۲۶ اعلام کرد:
«به باور من، خطر اصلی بهویژه پس از برقراری آتشبس یا صلح افزایش خواهد یافت. در آن زمان حجم عظیمی از سلاحها، مهمات و مواد منفجره در کییف باقی خواهد ماند و همزمان افراد بسیاری نیز در جستوجوی کسب درآمد آسان خواهند بود. این وضعیت میتواند به قاچاق گسترده تسلیحات منجر شود و به یک تهدید جدی امنیتی برای اروپا تبدیل گردد.»
لارس گردس همچنین هشدار داد که حتی پیشرفتهترین تسلیحات نیز ممکن است به دست شبکههای قاچاق برسند. به گفته او، خطرناکترین سناریو انتقال چنین سلاحهایی به گروههای تروریستی و باندهای سازمانیافته جنایی است.
مارک بورونی، فرمانده کل پلیس لهستان، نیز در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که ورشو در حال آمادهسازی نهادهای امنیتی و انتظامی کشور برای احتمال افزایش جرائم پس از پایان جنگ اوکراین است.
به گفته او، انتظار میرود حجم قاچاق غیرقانونی سلاح افزایش یابد و همچنین شماری از نظامیان پیشین اوکراینی که با مشکلات روانی ناشی از جنگ روبهرو هستند، وارد خاک لهستان شوند.
ماجرای اوکراین تاکنون پیامدهای فراوانی برای اروپا به همراه داشته است. بیش از ده سال، کشورهای اروپایی منابع عظیمی را صرف اوکراین کردند تا آن را به ابزاری برای فشار بر روسیه و مهار این کشور تبدیل کنند. اکنون اوضاع به جایی رسیده است که حتی صلح میان روسیه و اوکراین نیز میتواند برای اروپا پیامدهای منفی به دنبال داشته باشد.
آنچه در انتظار اروپا است، نه امنیت و ثبات، بلکه افزایش بیثباتی و ظهور تهدیدهای جدید است. همانگونه که در یک ضربالمثل معروف آمده است: «هر چه بکاری، همان را درو خواهی کرد». اروپا در تمام این سالها تلاش کرد با استفاده از اوکراینیها به روسیه ضربه بزند، اما اکنون خود در معرض آن قرار دارد که در چاهی سقوط کند که با دستان خود حفر کرده است.
بعید نیست که «جهان کهن» وارد دورهای از بحران حلناشدنی و افولی آشکار شود؛ سناریویی که برخی مقامها و کارشناسان اروپایی نیز آن را پیشبینی میکنند. با این حال، به نظر میرسد در عالیترین سطوح قدرت در اروپا ترجیح میدهند این واقعیت را نادیده بگیرند؛ گویی هیچ مسئولیتی در قبال روندهایی که قاره را به سوی ضعف و افول سوق میدهد، بر عهده ندارند.