قلمرو افغانستان به کولاب و پنجاب و ساکنانش هم به کولابی و پنجابی تقسیم شدهاند.
نویسنده: فرید احمد کولابی
در شبکههای اجتماعی، فیسبوک و تویتر، یک کار زار سراسری به راه افتاده است که جمع زیادی از کاربران در پوستهای شان افتخار از«کولابی» بودن میکنند و حتی واژهی «کولابی» را به شکل پسوند به نام های خود در رسانه های اجتماعی افزودهاند. به گونة مثال، «مریم کولابی»، «چریک کولابی»، «احمد پنجشیری کولابی» و....
پوست هایی که نشر میشوند، جالب اند! از جمله این که یکی مینویسد: «ما کولابی ها امروز از تمامیت ارضی این کشور در برابر استبداد مردانه وار ایستادگی میکنیم». یا «درود بر کولابی های پاک و باشهامت خراسان!»
اگر یک نفر از تاجیکستان یا هر جای دیگر، به جز افغانستان باشد و این قبیل پوست ها را بخواند، حتماً جویای این ماجرا میشود و میپرسد: چه گپ شده؟
گپ این جاست، که «کولابی» برچسپ آن قدر جدید برای تاجیکان افغانستان، بخصوص مقاومتگران امروز نیست. چند سال قبل یک پشتون-افغانی به نام مومند در مزار شریف علیه استاد عطا محمد نور شورید و پس از این که از سوی جانبداران آقای نور مورد لت وکوب شدید قرار گرفت، در یک پو ستی او را «کولابی» خطاب کرده بود.
افغانها یا پشتونها را باور به این است که تاجیکان افغانستان، از کولاب به افغانستان مهاجر شده اند و باید دوباره به کولاب برگردند یا برگردانده شوند.
جنرال رازق قندهاری هم یک زمان از ملا عمر توصیف میکرد و میگفت که طالبان رهبران تاجیک را تا کولاب پیش کرد/ فرار داد. عبدالرب رسول سییاف، یکی از رهبران جهادی افغانستان، هم در مجلس یادبودی از استاد برهانالدین ربانی از فرار او و خودش به کولاب یادآور شده بود.
کولاب یا تاجیکستان، همیشه پناهگاه تاجیکان افغانستان از شرطالبان بود. زمان مقاومت اول علیه طالبان (1996-2001) تاجیکستان کشوری بود که رهبران ضد طالب را پناه داد و هیچ کمکی را از آنها دریغ نداشت. حالا ما شاهد تکرار آن تاریخ ایم.
زمان مقاومت دوم برضد طالبان (2021 به این سو) نیز اکثر نیروهای ضدطالب (به شمول ایران) در تاجیکستان پناه بردند و باز هم تاجیکستان است که بدون هیچ درنگی نه تنها به حمایت از حقوق تاجیکان، بلکه به حمایت سایر اقوام غیرپشتون افغانستان، نیز صدا بلند کرد.
شهید احمدشاه مسعود، رهبر مقاومت اول، نیز طالبان پشتون را «پنجابی» یا «مزدوران پنجاب» خطاب میکرد. اما اشاره او به این بود که آن ها مزدوران پنجاب، یا ISI پاکستان، یک نیروی اجیر اجنبی اند. وی به پشتون های ضد طالب احترام داشت و با آنها همکاری میکرد و افغانستان را وطن تمام اقوام ساکن می دانست.
از همان ایام برچسپ، یا طعنة «پنجابی» از سوی ضدطالبان به طالبان زده میشود و ظاهراً، پشتون ها به تاجیکان که رقیب اصلی آن ها برای حکومت در افغانستان به حساب میروند، حالا برچسپ «کولابی» را میزنند.
طالبان به صراحت می گفتند و حالا نیز میگویند، که «تاجیک به تاجیکستان، ازبیک به ازبیکستان و هزاره به مغولستان برود.» اما این سخنان کدام یک فرد معمولی پشتون نه، بلکه شخص ملا عمر، بینانگذار طالبان است که در یک صحبت تلفنی به احمدشاه مسعود گفته بود.
برعکس تاجیک ها، رهبر طالبان، درکل طالبان نیکتای پوش یا قوم پرست های پشتون یا پشتونیست ها، افغانستان را به همین جغرافییایی که دارد، سرزمین افغانها یا پشتونها حساب میکنند. آن ها به حضور اقوام دیگر به شرطی موافق اند که از زبان و هویت خویش دست بکشند و خود را «افغان» بشمارند.
آن چه که 100 سال به این سو از سوی اقوام غیرافغان هیچ پذیرفته نشد، اما آرامش و امنیت را از آنها گرفت.
اما تفاوت میان «کولابی»-و «پنجابی» چیست؟
اول مراجعه می کنیم به پاسخ کاربران همان فیس بوک و تویتر.
نجیب بارور، شاعر خوشکلام تاجیک افغانستان: «کولابی بودن ننگ نیست. کولاب امروز محل زیست انسانی یک مردم متمدن است، که جز مهربانی به افغانستان نفرستادهاند... اما پنجابی بودن برای هفتاد نسل ما ننگ و شرم است. پنجاب کودکان و جوانان این سرزمین را مغزشویی و با لباس زنانه و بُمب دوباره به سرزمین ما روان میکند. پنجابی بودن ننگ تاریخ است، که عدهای هم به پیشانی خویش و هم به پیشانی یک قوم مشخص افغانستان مالیده است.»
مقصود حیدریان، یک کاربر دیگر: «کولاب و پنجاب هم وزن و هم قافیه اند. یکی اسم منطقهای در تاجیکستان است، دیگری در پاکستان. جالب این است، پنجابی هایی، که 20 سال انتحاری به کمر بستند و خون هزاران شهروند ما را به زمین ریختند، به طعنه ما را کولابی میگویند، در حالی که نمیدانند کولاب دل و جان ماست و روزی، که اسم افغانستان را از بالای سرزمین هایمان حذف کنیم، بهترین نامی، که بالای آن بگذاریم کولاب است. ای کاش، شما هم جرأت داشته باشید آن گاه خاک و زمین تان را پنجاب بگذارید.»
از احساسات که بگذریم، آیا تاجیکان در افغانستان مهاجراند، به ویژه از مهاجران کولاب؟
در ولایت های شمال شرق افغانستان، مانند بدخشان، تخار، کُندوز و بغلان بیشترین مردم هنوز در گفتارشان آثار لهجة کولابی هست. اما هر قدر به کوهستان ها بروید، بخصوص ولسوالی اندراب بغلان و ولایت های پنجشیر، سمنگان، سرپل، پروان و کاپیسا همگی خود را «سمرقندی» میگویند و حتی اسم خانوادگی آنها «سمرقندی» است.
اکثر آنها در زمانههای مختلف، بخصوص، استیلای یونانی ها, عرب و مغول و... به مناطق کوهستانی افغانستان پناه بردهاند، چون آن زمان این سرزمین ها مشترک بودند و از افغان و افغانستان هم نشانی نبود، بلکه آریانا و خراسان بود.
تمام آثار تاریخی که طی 1000 سال اخیر نوشته شدهاند، این سرزمین ها را متعلق تاجیکان و آریایی نژاد ذکر میکنند و در پی حمله مغول ها و ترک ها هزاره و ترکت باران نیز در همسایه آن ها شدهاند.
کابل و هرات و بلخ، بدون بحث، شهرهای تاجیکی و تاجیکنشینند... اکثر شهرهای افغانستان، از جمله گردیز و جلالآباد و کندهار و لشکرگاه تاجیکنشین بودند و همة آثار تاریخی، که در آن ها باقی ماندهاند، نشان تاجیکی دارند و حالا هم در آن ها تاجیکان زندگی میکنند. تاجیک ها از آغاز متمدن و شهرنشین بودند و زندگی آنها در مراکز بیشترین ولایات افغانستان بیانگر این مدعاست.
نام رهبران طالبانی که اصل تاجیکی دارند، بگذار محفوظ باشد، چون به هویت خود اقرار نمی کنند. نمیپرسیم، که آیا شهرهای افغانی امام اعظم، مولانا جلالالدین و بوعلی سینای بلخی و... کدام بزرگان این سرزمین را دادهاند. چه کنیم، که همان پنجاب، حتی پاکستان هم نام های تاجیکی اند!
به نظر میرسد، افغانستان در مغزهای ساکنانش، که به کولابی و پنجابی جدا شدهاند، در حال تجزیه شدن است و مقصر اصلی هم طالبان اند. این وضعیت، روحیهی مقاومتگران را نیز بلند میبرد، زیرا این «کولابی ها» برای خانه و هویت خود میجنگند و مزدور کشور دیگری نیستند.
این هم تفاوت بزرگ آن ها با پنجابی!