او می‌خواست نیروهای امریکایی را از پاکستان بیرون کند.

نویسنده: محمد ایوب عظیمی

لیاقت علی‌خان، نخستین صدر اعظم منتخب پاکستان، نواب* و زمین‌دار شهر کرنال هند بود. بیش از صد نفر خدمتکار داشت. زمانی که در دانشگاه آکسفورد بریتانیا تحصیل می‌کرد، راننده، آشپز، و خدمه شخصی و خانه سامان در خدمتش بودند. یک لباس را دوبار نمی‌پوشید.

بعد از تشکیل پاکستان به کراچی آمد و وارد سیاست شد. از همه دارایی‌ها و ثروتش چشم پوشید. حتی از مالکیت زمین‌های خود صرف نظر کرد و گفت باید بین نواب بودن و صدر اعظم بودن یکی را انتخاب کنم.

سه پطلون و پیراهن داشت و دو بالاپوش پتلون ها پینه و پیوند شده که پینه ها زیری بالاپوش پنهان میشد.

خانم‌اش روزی از نداشتن سرپناه، پول پس‌انداز و لباس نو برایش که صدر اعظم یک کشور بود، شکایت کرد. در پاسخ گفت: «من صدر اعظم یک کشور فقیر هستم، آیا همه پاکستانی‌ها لباس دارند؟ آیا همه پاکستانی‌ها سرپناه دارند؟ آیا همه پاکستانی‌ها پول پس‌انداز دارند؟»

زمانی که ترور شد و جسدش برای تحقیق برده شد، دیدند که جوراب‌هایش کهنه و سوراخ سوراخ بود و زیر لباس حتی زیرپوش نداشت.

آن نواب و نوابزاده در خانه‌ای که دولت به او داده بود زندگی می‌کرد و پولی برای کفن و دفن نداشت؛ نه حساب بانکی داشت و نه دارایی. از دوکاندار خوراکه فروش قرضدار بود و در زمان نخست وزیری حقوق ماهانه‌اش فقط یک روپیه بود.

رئیس جمهور آمریکا ترومن تلفنی به او دستور داد تا امری نامبرده را درقسمت تصاحب نفت ایران اجرا کند، اما همین صدر اعظم نوابزاده فقیر جواب داد: «من به دوستانم خیانت نمی کنم. نه تنها امری تورا قبول ندارم، بلکه بتو اخطار می دهم، دربیست و چهارساعت پایگاه هوایی ات را درخاکم میبندم، جنگنده هایت را خارج کن.»

آیا مدعیان حکومت مسلمانان، از جمله پاکستان و ترکیه، به طور کلی جهان اسلام، چنین شجاعت و احساس مسئولیتی در برابر شهروندان کشورشان دارند؟

تذکر: نوابزاده لیاقت علی‌خان، پسر نواب رستم علی‌خان، ملقب به رکن‌الدوله شمشیرجنگ بهادر (این لقب توسط انگلیسی‌ها به او داده شده)، نسبش به نوشیرون عادِل می‌رسد. در قرن پانزدهم میلادی از فارس به هند مهاجرت کردند. لیاقت علی‌خان به زبان فارسی مسلط بود.

پدرش رستم علی‌خان نواب و زمین‌دار در کرنال و مظفرنگر هند بود.

لیاقت علی‌خان در اوایل اکتبر ۱۸۹۵ در شهر کرنال هند به دنیا آمد و در شانزدهم اکتبر ۱۹۵۱ میلادی در کمپانی باغ (که اکنون لیاقت باغ نامیده می‌شود) شهر راولپندی در یک توطئه هنگام سخنرانی ترور شد (بی نظیر بوتو نیز در همین باغ کشته شد). ضارب را سیداکبر پسر ببرک جدران معرفی نمودند.

*نواب یک عنوان شاهانه در شبه قاره هند بوده‌است. در زمان‌های دور، این عنوان توسط خاقان مغول به حاکمان نیمه خودمختار مسلمان بخش‌های فرعی یا ایالت‌های شاهزاده در شبه قاره هند وفادار به خاقان مغول، برای مثال نواب‌های بنگال تأیید و اعطا می‌شد. هر چند نواب جمع مکسر نائب است، اما در هندوستان اسم مفرد قلمداد می‌شود.