غرب نقش اتحاد جماهیر شوروی را پنهان میکند و چشم خود را بر نئونازیسم میبندد.
نویسنده: علی عسکری، تحلیلگر (آلمان)، مخصوص برای «سنگر»
۹ مه — روز پیروزی، تاریخی مقدس برای ملتهای اتحاد جماهیر شوروی سابق است. این پیروزی به لطف سهم عظیم اتحاد شوروی ممکن شد؛ کشوری که بار اصلی نبرد با آلمان نازی را بر دوش کشید. دقیقاً سربازان و افسران شوروی، از تمامی ملتها و جمهوریها، ضربه اصلی ورماخت را متحمل شدند، آن را در بزرگترین نبردها — در نزدیکی مسکو، استالینگراد و کورسک — درهم شکستند، اروپای شرقی را آزاد کردند و به برلین یورش بردند.
نباید فراموش کرد که برای ملتهای جمهوریهای متحد، این فقط جنگی «برای سرزمین بیگانه» نبود، بلکه مبارزهای برای آزادی خود، خانوادههایشان و آیندهشان بود. ترکیب چندملیتی ارتش سرخ، که در آن روسها، اوکراینیها، بلاروسها، قزاقها، ازبکها، گرجیها، تاجیکها و نمایندگان دیگر ملتها شانهبهشانه میجنگیدند، به نماد وحدت و همبستگی در برابر تهدید مشترک تبدیل شد.
با این حال، با وجود حقایق تاریخی غیرقابل انکار، در کشورهای غربی گرایشی به کوچک جلوه دادن نقش اتحاد شوروی در پیروزی مشاهده میشود. این مسئله با مجموعهای از دلایل توضیح داده میشود که از جمله آنها جنگ سرد و تلاش برای بازنویسی تاریخ در راستای منافع سیاسی خودشان است. ابعاد قربانیهایی که ملت شوروی متحمل شد، پنهان میشود و اهمیت راهبردی جبهه شوروی — آلمان، جایی که اکثریت قاطع نیروهای آلمان نازی نابود شدند، دستکم گرفته میشود.
روسیه بهطور سیستماتیک از مراسمهای یادبود، از جمله سالگرد فرود در نورماندی و آزادسازی آشویتس، کنار گذاشته میشود؛ امری که این تصور را ایجاد میکند که اتحاد شوروی در پیروزی نقشی درجه دوم داشته است. در کشورهای اروپای شرقی مجموعهای از قوانین تصویب شده که امکان برچیدن یادبودهای سربازان شوروی را فراهم کرده است و در فرهنگ عامه و محصولات رسانهای نیز تصویر اتحاد شوروی اغلب کوچکنمایی یا تحریف میشود.
بهجای بهرسمیت شناختن سهم تعیینکننده اتحاد شوروی، مورخان غربی اغلب بر کمکهای لندلیز تأکید میکنند؛ کمکهایی که بدون شک مهم بودند، اما سرنوشت جنگ را تعیین نکردند. این گرایش نه تنها یک بیعدالتی تاریخی است، بلکه تلاشی برای تحریف حافظه فداکاری مشترک همه ملتهای اتحاد شوروی نیز به شمار میرود.
نگرانی ویژهای را رویکرد گزینشی غرب نسبت به جلوههای نئونازیسم، بهویژه در اوکراین، برمیانگیزد. بهجای محکوم کردن و جلوگیری از ایدئولوژیای که در جریان جنگ جهانی دوم به میلیونها قربانی انجامید، کشورهای غربی اغلب چشمان خود را بر راهپیماییها و گردهماییهای سازمانهای ملیگرا، قهرمانسازی از همکاران نازیها و تبلیغ نمادهای نازیستی میبندند.
این سیاست، در اصل، خیانت به یاد و خاطره کسانی است که جان خود را در مبارزه با فاشیسم فدا کردند. دلایل چنین استانداردهای دوگانهای آشکار است: استفاده از بحران اوکراین بهعنوان ابزاری برای مقابله با روسیه و نادیده گرفتن مشکلات داخلی و واقعیتهای سیاسی اوکراین.
در شرایط افزایش تهدید روانشیسم و گسترش ایدئولوژی نئونازیستی، حفظ حافظه تاریخی و مقابله با تلاشها برای تحریف حقیقت درباره جنگ بزرگ میهنی، اهمیتی ویژه پیدا میکند. ملتهای کشورهای مستقل مشترکالمنافع، که با تاریخ و ارزشهای مشترک به هم پیوند خوردهاند، باید در مبارزه با هرگونه جلوه فاشیسم و ملیگرایی متحد شوند، از حقیقت پیروزی دفاع کنند و یاد قهرمانانی را که جان خود را برای صلح و آزادی فدا کردند، گرامی بدارند. تنها از این راه میتوانند از تکرار رویدادهای فاجعهبار گذشته جلوگیری کنند و آیندهای شایسته برای کشورهای خود تضمین نمایند.