"دوره طلایی" که آغازگر جنگ و فجایع افغانستان بود

نویسنده: فرید یونس، استاد بازنشسته انسان شناسی فرهنگی و فلسفه اسلامی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، عضو هیئت مشورتی سنگر

مورخ چهارشنبه سيزدهم ماه جولاي ٢٠٢٢ برنامه "راديو كتاب " كه از لندن به همت جناب نويد محسني از طريق زوم پخش مي شود، مهمانان را دعوت كرده بود تا روي نكات دوره دهه دموكراسي ( ١٩٦٣ - ١٩٧٣) صحبت كنند كه من هم از جمله مهمانان بودم . فشرده اي سخنان خود را در برگه هاي تاريخ مي نوبسم.

دهه دموكراسي افغانستان كه به تشبث مرحوم ظاهر شاه طرح ريزي شد نكات منفي و مثبت داشت اما نظر اين محقق تاريخ اين است كه دوره دهه دموكراسي افغانستان از درخشان ترين دوره هاي تاريخ معاصر افغانستان است. خواه مخواه اشتباهات خودش را داشت. يگانه كتاب كه در مورد اين دوره نوشته شده است اثر مرحوم صباح الدين كشككي است كه موصوف وزير اطلاعات و فرهنگ مرحوم محمد موسي شفيق آخرين صدراعظم دوره دهه دموكراسي بود.

بعد از دوره ديكتاتوري صدارت مرحوم محمد داود خان مردم نفس به راحت مي كشيدند. مهمترين موضوع سياسي انتقال قدرت به يك شخص غير خانداني بود. يعني قدرت سياسي به مردم انتقال يافته بود و اولين صدراعظم مرحوم دكتور محمد يوسف بود و از اهل كابل.

قانون اساسي ١٩٦٤ را مي توان يك قانون اساسي قابل هضم دانست با اينكه نواقص خود را از نگاه حقوق شهروندي داشت كه يك بحث جداگانه است. مردم آزادانه سفر ميكردند. امنيت تام حكمفرما بود. دين و مذهب تحميل نمي شد. حكومت به روي شهروندان كه در "اقليت" بودند باز شد و اولين بانوي شيعه افغانستان كه از هرات بود در سال ١٩٦٨ مسيحي يعني فائقه مختار زاده شامل وزارت خارجه شد. به صاحب منصبان غير پشتون هم فرصت مهيا شد تا به مدارج بلند تر ترفيع كنيد. قبل از آن وزارت دفاع انحصاري پشتون ها بود.

اين نويسنده در اواخر دهه دموكراسي جوان بودم و براي سياحين فرانسوي ترجماني ميكردم و به بسياًر آرامي و آسايش به ولايات سفر مي كردم . نظريات تجاري داخل افغانستان شده بود كه براي مردم عايد مي آورد. جرايد مطلق آزاد بود و گوناگون. آنانيكه امكانات تجارت را داشتند سفر ميكردند و تجارت ميكردند. كابل كه در آن زمان نفوس آن از سه صد و پنجاه هزار نفر زياد تر نبود يك شهر متحرك و با انرژي شده بود. سينما ها، رستوران ها و كلپ هاي گوناگون باز شده بود. يك عده زياد مردم اين دوره را دوره طلابي افغانستان مي گويند.

از نگاه روش هاي سياسي منطقوي و "بازي بزرگ"، كه افغانستان را منطقه حايل ساخت بااينكه افغانستان عضو يك پيمان نظامي مانند سنتو نبود اما آهسته-آهسته ميخواست كه از زير يوغ روسيه شوروي كه موقف بيطرفي افغانستان و غير منسلك بودن كشور را در زمان صدارت سردار محمد داود صدمه رسانده بود بيرون شود.

بايد در مورد سنتو بدانيم زيرا همين پيمان باعث شد تا افغانستان غير مستقيم در زمان صدارت مرحوم سردار محمد داود خان زير نفوذ روسيه شوروي يا اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي برود . پيمان سنتو كه اول به نام The Middle East Treaty Organization يعني سازمان پيمان خاور ميانه در بغداد عرض اندام كرد و مشهور به "معائده بغداد" شد متعاقبا تبديل شد به Central Treaty Organization كه مخفف آن CENTO مي باشد. يك اتحاديه نظامي كه طراح آن اساسا انگليس ها بود و كشور هاي ايران ، تركيه، عراق، پاكستان و انگلستان عضويت داشت مورخ ٢٤ فبروري ١٩٥٥ به وجود آمد تا ازين كشور ها در مقابل پيشروي كمونيزم يك سد نظامي باشد. اين سازمان در ماه مارچ ١٩٧٩ منحل شد.

مردم از دولت و حكومت ترس نداشت. اما بزرگترين مشكل دوره دهه دموكراسي اين بود كه از نگاه جامعه شناسي سياسي، دموكراسي براي افغانستان تعريف نشده بود كه دموكراسي افغانستاني چگونه بايد مي بود. همين مسله باعث شده بود تا قانون احزاب پاس نشود زيرا كشور و پادشاه نميدانست كه دموكراسي تعريف ناشده ما چگونه به پيش مي رود. يك شخص هوشيار به پادشاه نظر داده بود كه بايد قانون احزاب امضاء نشود. احزاب در يك كشور قومي و قبائلي و سني به جز نفاق و در سر هم كوبيدن ديگر حاصلي ندارد. مخصوصا كه اسلام حزب سياسي را تاييد نه مي كند و شوراي بين مردم را مصلحت مي داند. حرب و حزب بازي يك مفكوره دموكراسي غربي است نه اسلامي.

چهاردهم جولاي ٢٠٢٢

روز ياد و بود انقلاب كبير فرانسه