«گاهی آنها را در خواب می‌بینم و از این خواب‌ها روح می‌گیرم. می‌جنگم تا در روز قیامت از نگاه کردن به روی آنها شرم نکنم.»

نویسنده: فرید احمد، سردبیر «سنگر»

بر اساس اطلاعاتی که در اختیار «سنگر» قرار گرفته است، فرمانده حسیب در جریان کمین طالبان به شهادت رسیده است. طالبان همچنین دو همرزم دیگر او، به نام‌های رومال و عتیق‌الله، را نیز به شهادت رسانده و ۹ تن دیگر را که از کارمندان پیشین قطعه ۰۱ ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان بودند، به اسارت گرفته‌اند. همچنان، بر اساس اطلاعات ما، افرادی از درون رهبری یکی از جبهه‌های ضدطالبان و نیز استخبارات خارجی در شناسایی، محاصره و به دام انداختن حسیب و همرزمانش دست داشته‌اند.

این مصاحبه سال گذشته به سفارش یکی از رسانه‌های معروف خارجی تهیه شد، اما به ملاحظاتی از سوی خود فرمانده به نشر نرسید. زمانی که معلوم نبود حسیب پنجشیری کجا بود و خود فرمانده نیز حضور در رسانه‌ها را صلاح ندید. اکنون که خبر به شهادت رسیدن او رسیده است، «سنگر» دیگر هیچ دلیلی برای منتشر نکردن این مصاحبه نمی‌بیند.

- شما یک چهره بسیار جذاب و در عین حال بحث‌برانگیز در مقاومت افغانستان هستید. چگونه می‌توانید خود را به خوانندگان ما معرفی کنید؟

من حسیب پنجشیری، مشهور به حسیب قوای مرکز (نام یک محل در کابل)، یکی از فرماندهان مبارزین آزادی‌خواه جبهه مقاومت ملی افغانستان هستم.

- در سال ۲۰۱۶ شما ریاست امنیت ملی افغانستان را ترک کردید. چرا؟

- من بعد از فراغت از مکتب شامل ریاست عمومی امنیت ملی شدم و آموزش‌های ویژه‌ای را در این ریاست طی نمودم. پس از آن مدت چندین سال در بخش‌های مهم این نهاد وظیفه انجام دادم.

دلایل مختلفی از جمله بی‌عدالتی اجتماعی، تبعیض قومی و عدم حاکمیت قانون باعث شدند تا از ادامه کار با این ریاست منصرف شوم. در نظام جمهوریت افرادی که واسطه داشتند، از سربازی در مدت کوتاه به پست‌های عالی می‌رسیدند. حتی سربازی را می‌شناسم که در مدت بسیار کوتاه جنرال و معاون ارشد امنیتی یکی از وزارت‌های افغانستان شد.

رفتار تبعیض‌آمیز و قوم‌گرایانه در سطوح مختلف نظام، از بالاترین مقام تا پایین، دیده می‌شد. قانون بالای همه اتباع افغانستان به شکل یکسان تطبیق نمی‌شد و مجرمین بعضی اقوام خاص بیشتر از دیگران مورد پیگرد قانونی قرار می‌گرفتند. و در مقابل، ده‌ها تروریست طالب و داعش که در عملیات‌ها به قیمت از دست دادن جان همرزمانم دستگیر می‌شدند، در مدت کم به وسیله رهبران جمهوری از زندان‌ها رها می‌شدند.

من مانند هزاران جوان باانگیزه دیگر مجبور شدم در برابر بی‌عدالتی‌های نظام ایستادگی کنم و از هر راه ممکن در تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی و از بین بردن تبعیض قومی، زبانی و سمتی باشم. هدف فعالیت‌های من در آن زمان فقط ضربه زدن از هر طریق به حاکمان خائن دولت جمهوری بود. و از هر راه ممکن تلاش می‌کردم تا عدالت اجتماعی محقق شود.

پس از آغاز فعالیت‌های عدالت‌خواهانه و مشارکت مؤثر در چندین جنبش و اعتراض ضد دولتی، دولت افغانستان، به‌ویژه ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان، فعالیت‌های من را زیر نظر گرفت.

حاکمان فاشیست قبیله‌ای تمام جنبش‌های اعتراضی و تظاهرات را سرکوب می‌کردند. و هرگز به سخنان جنبش‌های اعتراضی و عدالت‌خواه گوش نمی‌دادند. و این جنبش‌ها را به شکل بی‌رحمانه و غیرقانونی سرکوب می‌کردند. برخی بخش‌های خاص و حساس ریاست امنیت ملی افغانستان در بیشتر قتل‌ها و انفجارها، از جمله انفجار جنبش روشنایی که به کشته شدن صدها نفر منجر شد، و همچنین قتل‌های زنجیره‌ای علمای دین، مخالفان دولت و چهره‌های بانفوذ شمال افغانستان دست داشتند.

- در سال ۲۰۱۷ در یک ویدیو اعلام کردید که ریاست امنیت ملی از شما خواسته است ۶ نفر از نخبگان کشور را بکشید. چرا نپذیرفتید و این شش نفر چه کسانی بودند؟

- در سال ۲۰۱۷ ریاست امنیت ملی افغانستان برای من پیامی فرستاد تا من شماری از اشخاص را به قتل برسانم تا بتوانم آزادانه در شهر کابل زندگی کنم. در آن لیست اسامی مولوی متوکل، فرمانده گل حیدرخان، مولوی ایاز نیازی و سه فرد دیگر موجود بودند. من بعد از ملاقات با مسئول ریاست امنیت ملی با تمام این بزرگواران تماس گرفتم و از پیام شوم امنیت ملی آنها را مطلع نمودم. از آن جمله شهید مولوی ایاز نیازی، که یکی از مطرح‌ترین علمای دینی و چهره تأثیرگذار افغانستان بود، به من گفت که کوشش می‌کنم متوجه خود باشم. اما، متأسفانه، وی در یک انفجار مشکوک چندی بعد کشته شد («سنگر» - از لیست مذکور بیشتر آنها به‌طور مشکوک یا به قتل رسیدند یا بعداً در عملیات‌های ویژه امنیت ملی دستگیر شدند.)

انسانیت، وجدان و تعهدی که من در قبال وطن و مردمم داشتم، به من این اجازه را نمی‌داد تا به این جنایت بشری دست بزنم. از اینکه من با هیچ خواست حکومت پیشین لبیک نگفتم و راز آنها را افشا نمودم، حکومت قومی بالای من توطئه‌هایی را طرح‌ریزی کرد و تقریباً ۲۴ عملیات ویژه را برای دستگیری یا از بین بردن من انجام داد که خوشبختانه، هیچ دستاوردی نداشتند.

آنها همیشه با نشر خبرهای کذب در مورد من در مطبوعات کشور در تلاش تخریب شخصیت من بودند. و بیشتر اتفاقات مخربانه را با نام من پیوند می‌دادند، در حالی که من اصلاً از آن اتفاقات آگاهی نداشتم.

- در همان زمان، وزارت امور داخله شما را به کشتن سه نفر متهم کرد — یک پولیس، یک کارمند شهرداری کابل و یک زن. آیا این اتهامات موجه بود؟

— اتهام واردشده یک توطئه بود. فرمانده پولیسی که ادعا می‌شد من کشته‌ام، افسر حوزه دوم پولیس بود و در آن زمان توسط مجرمین زخمی شده بود که بعداً متهمان از جانب دولت دستگیر شدند و تا سقوط نظام در زندان بودند. فرمانده پولیس در اظهارات خود در محکمه هرگونه دخالت من را در آن حادثه رد نموده بود.

- نیروهای ویژه وزارت داخله کشور در ۲۱ مارچ سال ۲۰۱۹ تلاش کردند شما را دستگیر کنند، اما موفق نشدند. این داستان را می‌توانید قصه کنید؟ با پولیس جنگیدید یا فرار کردید؟

- دولت افغانستان بارها تلاش کرد تا من را دستگیر کند و در هر مورد درگیری‌هایی کوتاه و درازمدت رخ داده است. اما در دو مورد نیروهای ویژه از زمین و آسمان بالای من یورش بردند که با مقاومت شدید من و مبارزین عدالت‌خواه پنجشیر با تلفات سنگین مواجه شدند و فرار نمودند.

با وجود اینکه ولایت‌های افغانستان در آن زمان در حالت سقوط قرار داشتند، اما دولت فاشیست و قوم‌گرای اشرف غنی نیروهای ویژه خود را به پنجشیر، که امن‌ترین ولایت افغانستان بود، جهت دستگیری من می‌فرستاد، که هرگز نقشه شوم آنها موفق نشد.

- چرا در کابل حضور داشتید، اما آنجا دستگیر نشدید؟ و در سال‌های بعد چرا حکومت دیگر در فکر بازداشت شما نشد؟

- بخش‌های امنیتی دولت افغانستان تا آخرین روز سقوط دولت بیشترین تلاش‌های خود را کردند تا من را دستگیر یا از میان بردارند. در روز سقوط افغانستان (۱۵ آگست سال ۲۰۲۱) من با افرادم در شهر کابل بودم. یکی از جنرال‌های وزارت داخله، که اصالتاً تاجیک بود، با من تماس گرفت و از جریان عملیاتی من را آگاهی داد که قرار بود لحظاتی بعد برای از بین بردن من آغاز شود. وی جزئیات این عملیات و واحدهای ویژه‌ای را که در این عملیات شرکت داشتند، برای من معرفی کرد. وی اضافه کرد که تعدادی از نشنالیست‌های رده اول، که از جریان سقوط کشور کاملاً آگاهی دارند، به جای پیشگیری از سقوط، دنبال حذف من هستند. من فوراً دست به اقدام زدم و درگیری مسلحانه‌ای رخ داد. و پلان دشمن خنثی شد. این آخرین تلاش دولت غنی فراری برای حذف من بود.

- چگونه موفق می‌شدید که از این توطئه‌ها جان به سلامت ببرید؟

- دلایل مختلفی باعث شدند تا دولت غنی فراری در حذف کردن من ناکام شود. من سال‌ها در بطن این سازمان‌های مخفی دولتی اجرای وظیفه نموده بودم و آموزش‌های ویژه‌ای را سپری نموده بودم که نقاط ضعف من را به سطح صفر رسانیده بود. همچنین از نقاط ضعف نیروهای امنیتی به‌کلی آگاهی داشتم. و همیشه تدابیر ویژه را مدنظر می‌گرفتم و آماده هر حالت بودم. این باعث می‌شد من بتوانم در نقاط مختلف کشور، از جمله کابل، به‌سادگی رفت‌وآمد نمایم.

- وزارت امور داخله گزارش داد که یکی از شرکای شما دستگیر شده است. او که بود و چه بر سرش آمد؟

- آن فرد یک شخص عادی و از اهالی منطقه ما بود و با من کدام ارتباطی نداشت که بعداً رها گردید.

- به‌طور کلی در دوران جمهوریت شما را «جنایتکار، دزد و آدم‌ربا» معرفی می‌کردند و هواداران شما را با حبیب‌الله کلکانی مقایسه می‌کردند، که زمانی به موارد مشابه متهم شده بود. فکر می‌کنید چرا این همه دشمنی و تبلیغات علیه شما انجام شد؟

در کشور ما دشمنی قبیله‌گرایان فاشیست با مبارزین آزادی‌خواه ریشه تاریخی دارد...

- عذر، «قبیله‌گرایان فاشیست»، «نشنالیست‌ها»، «حاکمان قبیله‌ای»، «متعصبین»، «حاکمان فاشیست قبیله‌ای»، «برخی اقوام خاص»، «تبعیض قومی، زبانی»... چه کسانی را در نظر دارید؟ کدام قوم؟ مشخص می‌توانید نام ببرید...

- خوب، معلوم است که سخن در مورد افغان‌ها یا پشتون‌هاست. افغان‌ها، درست‌تر بگویم، رهبران و ایدئولوگ‌های پشتون، هرگز موجودیت یک عنصر قدرتمند غیرخودی را نمی‌پذیرند، به‌خصوص اگر تاجیک باشد. دست به هر کاری می‌زنند تا اشخاص عدالت‌خواه را با اتهامات بی‌اساس بدنام بسازند. من هر روز شاهد توطئه‌های مختلفی بودم که علیه من طرح‌ریزی و مطبوعاتی می‌ساختند، در حالی که من اصلاً از آن اتفاقات آگاهی نداشتم.

در برهه‌هایی از زمان کسانی که سرشار و آزادی‌خواه می‌زیستند، زیر نام‌های مختلف از طرف حکام ظالم و فاشیست سرکوب می‌شدند، که می‌توان از شهید امیر حبیب‌الله کلکانی (شاه سابق افغانستان)، شهید استاد برهان‌الدین ربانی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، شهید احمدشاه مسعود، قهرمان ملی کشور و شهدای نامدار دیگر، که به خاطر آزادی و عدالت اجتماعی رزمیدند و شهید شدند، نام برد.

در طول تاریخ همیشه دشمنان به آزادی‌خواهان ما – تاجیکان – اتهامات بی‌اساس بستند و تا اینکه با توطئه‌های مختلف به شهادت رسانیدند. شما به رهبران پشتون بنگرید که چرا هیچ‌یک از آنها کشته نمی‌شوند. معلوم است که آنها ما را یک خطر می‌بینند و فقط در فکر نابود کردن ما هستند، چون قدرت تک‌قومی و فاشیستی آنها را بیشتر از همه ما – تاجیکان – به چالش می‌کشیم.

قبیله‌گرایان ما را به عنوان جنایتکار، دزد، سقا، شر و فساد و باغی می‌خواهند سرکوب کنند، اما ما در راه خود استوار و ثابت‌قدم هستیم و هیچ توطئه دشمن ما باعث ضعف ما نخواهد شد.

- برخی می‌گویند، زمانی که مقاومت دوم در پنجشیر آغاز شد، گویا نیروهایی را که از ولایات دیگر آمده بودند، به دره راه ندادید. و گویا گفته‌اید که ما پنجشیری‌ها تنها می‌جنگیم و نیازی به کمک نداریم. آیا این گفته‌ها درست است؟

ما ضمن اینکه مانع ورود نیروهای نظامی سابق نشدیم، بلکه دوستان ما که از ولایات مختلف در نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان بودند، تشویق می‌نمودیم تا به ولایت پنجشیر بیایند و به صفوف ما مقاومت‌گران یکجا شوند.

من در اوایل جنگ پنجشیر مسئولیت جنگ و دفاع از دروازه ورودی پنجشیر را، که مشهور به راه تنگ است، داشتم و از نیروهای وزارت دفاع و داخله حکومت قبلی با آغوش گرم پذیرایی نمودیم که آنها در جنگ پنجشیر و اندراب‌ها خوب درخشیدند.

- چرا کسانی که از برکت جمهوریت به قدرت و ثروت رسیدند، فرار کردند و شما که «دزد، قاتل و آدم‌ربا» به حساب می‌آمدید، به هندوکش بالا شدید؟ انگیزه شما از مقاومت چه بود؟

— سقوط نظام جمهوریت به یکباره‌گی اتفاق نیفتاد. بعد از رسیدن غنی به قدرت ما شاهد سقوط ولایت‌های غزنی و دو بار سقوط کردن ولایت کندز بودیم. هر یک هشداری برای رهبران جبهه شمال بود تا خود را انسجام می‌دادند و مانع برکناری و تصفیه افراد مسلکی از ارگان‌های امنیتی می‌شدند و دست‌های ستون پنجم را کوتاه می‌نمودند، اما نکردند. حاکمان زمان جمهوریت هیچ برنامه‌ای برای ایستاد شدن در مقابل طالبان نداشتند، چون ریشه‌ای عمیق در جامعه افغانستان داشتند. بنابراین، آنها مجبور بودند از افغانستان فرار کنند.

صحبت‌های کاذب اشرف غنی در مقابل گروه تروریستی طالب و بعد فرار او همه را غافلگیر ساخت، اما من و همسنگرانم برای مقابله با ظلم و بربریت کوه‌های هندوکش را انتخاب کردیم.

- در چهار سال اخیر به‌یادماندنی‌ترین مبارزه یا لحظه مقاومت شما کدام است؟

- هر لحظه‌ای که ما در دفاع از ارزش‌های ملی ما سپری می‌نماییم، برای ما خاطره‌انگیز است. طالبان بارها بالای مواضع ما حملات بزرگی را سازمان‌دهی کرد که پیروزمندانه تلفات سنگینی را به دشمن وارد نمودیم. اما به‌یادماندنی‌ترین آن خاطرات، سقوط دادن هلیکوپتر دشمن در ساحه حاکمیت ما بود که تعدادی از فرماندهان ارشد این گروه به اسارت ما درآمدند. همچنین در یک درگیری دیگر با تروریستان طالب بیش از ۴۲ نفر از آنها به اسارت ما درآمدند، اما ما رفتار انسان‌دوستانه‌ای را نشان دادیم.

خاطرات تلخ و شیرین زیادی وجود دارد که ان‌شاءالله، بعد از پیروزی حتماً در کتابی به نشر خواهم رساند.

- کدام یک از همرزمانتان را که در جنگ جان باختند، حتی روی دستان شما، بیشتر به یاد می‌آورید یا در خواب می‌بینید؟ آنها چه می‌گویند؟

- مقاومت‌گرانی که آرزوی شهادت داشتند و علیه ظلم و بی‌عدالتی در دفاع از سرزمین‌شان جام شهادت نوشیدند، نبود همه‌شان را احساس می‌کنم. شهید محفوظ، شهید رقیب، شهید متین و شهید مولانا شایق از جمله همرزمانم بودند که در حضور خودم به شهادت رسیدند و با دستان خودم آنها را تدفین نمودم.

آنها را گاهی خواب می‌بینم و از این خواب‌ها روح می‌گیرم. می‌جنگم تا در روز قیامت از نگریستن به روی آنها شرم نکنم.

- به نظر شما چرا مقاومت دوم شکست خورد و مانند مقاومت اول دوام نیاورد؟

— مقاومت مردم افغانستان ادامه دارد. اینکه شهرها در کنترول ما نیست و مقاومت‌گران در ارتفاعات بلند هندوکش موقعیت دارند، به این معنی نیست که مقاومت دوام نیاورده است. تحرکات جبهه مقاومت ملی در بسیاری از ولایات ادامه دارد.

در مقاومت اول تمام دولت به طرف شمال عقب‌نشینی کرد و آمادگی‌ها از قبل توسط رهبر شهید ما احمدشاه مسعود، قهرمان ملی کشور، که در آن زمان مسئولیت وزارت دفاع را بر عهده داشتند، گرفته شده بود. اما مقاومت دوم از صفر آغاز شد و در دو سال فعالیت‌هایش به‌طور مداوم در حال افزایش است. و در چندین ولایت هسته‌های فعال دارد.

به نظر من مقاومت دوم را باید با اوایل دوره جهاد افغانستان مقایسه نماییم، نه مقاومت اول.

- آیا از رهبری جبهه مقاومت، به‌خصوص احمد مسعود، راضی هستید؟ به نظر شما چه اشکالی در جبهه مقاومت وجود دارد که این همه مورد انتقاد است؟ برخی خاطرنشان کرده‌اند که مقاومت در برابر طالبان با «اجساد سیاسی»، «فراری‌هایی که مردم خود را به طالبان واگذار کردند» و «افراد فاسد» دوره جمهوری‌خواهی که در اطراف احمد مسعود جمع شده‌اند، غیرممکن است. آنها را مانعی بر سر راه مقاومت می‌دانند. آنها می‌گویند این عامل یکی از دلایل ناامیدی نسل جوان از جبهه مقاومت است. نظر شما به عنوان یک فرمانده حاضر در میدان جنگ چیست؟

- از رهبری جبهه مقاومت ملی افغانستان، به‌خصوص خود جناب احمد مسعود، راضی هستم. من شخص احمد مسعود را یگانه روزنه امید مردم افغانستان در شرایط کنونی می‌دانم. و شناختی که از شخصیت جناب ایشان دارم، یک شخص مدبر، چیزفهم و سیاستمدار بی‌بدیل در شرایط کنونی کشور می‌باشد.

هر سازمان سیاسی ـ نظامی در اوایل منتقدان خود را می‌داشته باشد، که کاملاً طبیعی است. در اکثر مواقع انتقادهایی که از جبهه مقاومت صورت می‌گیرد، ناشی از توقع بیش از حد مردم از یک سازمان نو‌تأسیس می‌شود.

در قسمت اجساد سیاسی که شما اشاره نمودید، باید بگویم که آن طبقه از رهبران و سیاستمداران ناکام و خودفروخته دیگر نقش محوری و تصمیم‌گیری در مقاومت ملی ندارند. و فقط در حد مشاورین و اعضای پایین‌رتبه با جبهه همکاری می‌نمایند. آنها در خلع سلاح مجاهدین و تضعیف جبهه شمال نقش اساسی را بر عهده داشتند. اگر اینها سیاستمداران خوبی می‌بودند، هرگز سرنوشت ما به این نقطه فعلی منتهی نمی‌شد.

من حرف جناب احمد مسعود را تکرار می‌کنم که در موقع مناسب همچنین اشخاص باید به اعمالی که انجام دادند، پاسخ‌گو باشند.

- به نظر شما چشم‌انداز رژیم طالبان چیست؟ آیا سال‌ها در قدرت باقی خواهد ماند یا سیستم طالبان عمر طولانی ندارد؟ چه نقاط قوت و ضعفی در رژیم طالبان می‌بینید؟

- رژیم طالبان یک رژیم تروریستی، فاشیست، نشنالیست، تمامیت‌خواه و غلام سازمان‌های استخباراتی جهان بوده که پس از بیست سال، بعد از معامله ننگین با امریکایی‌ها در قطر، با همکاری اشرف غنی و دیگر مهره‌های نشنالیست دوباره روی کار آمدند.

این گروه تروریستی از بدو پیدایش به قتل، سرکوب، افراطیت، تروریزم بین‌المللی و تولید مواد مخدر پرداخته است. این گروه با دیپلماسی فریب توانست جامعه جهانی، به‌خصوص کشورهای منطقه را قناعت بدهد که تغییر کرده است. اما در عمل هیچ تغییری در رفتار این گروه دیده نمی‌شود. بر علاوه، چندین برابر از گذشته خطرناک‌تر و افراطی‌تر گردیده است. تجهیزات امریکایی به ارزش میلیاردها دالر که در اختیار این گروه گذاشته شد، این گروه را به یک تهدید جدی برای کشورهای منطقه تبدیل کرده است.

طالبان هیچ تعهدی در قبال مردم افغانستان ندارد. با اطمینان کامل می‌توانم ادعا کنم که بیشتر از ۹۰ درصد مردم افغانستان از رژیم سفاک تروریستان بیزارند. قسمی که آمار نشان می‌دهد، پس از به قدرت رسیدن طالبان ۸ میلیون از هموطنان ما به کشورهای همسایه مهاجر شده‌اند. و بیشتر از هشتاد درصد مردم زیر خط فقر قرار دارند و ملت‌های بزرگی مانند تاجیکان، هزاره‌ها و ازبیک‌ها در این نظام هیچ سهمی ندارند.

نظر به اوضاع جاری در کشور و سطح نارضایتی مردم و همچنین مناسبات بین‌المللی، من عمر طالبان را کوتاه می‌بینم.

- چشم‌انداز داعش در افغانستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ جایگاه این گروه تروریستی تا چه اندازه قوی است؟

- بنده هیچ فرقی میان طالبان و دیگر سازمان‌های تروریستی، نظیر داعش، نمی‌بینم. این‌ها دو روی یک سکه‌اند. همه محصول استخبارات خارجی‌اند. بعضی از سران طالبان با گروه داعش ارتباط تنگاتنگ دارند. قسمی که در حکومت قبلی شورای امنیت ملی در عقب فعالیت‌های داعش قرار داشت، اکنون تعدادی از طالبان قرار دارند.

بله، گروه داعش در صورت عدم موجودیت یک «آلترناتیو قوی برای طالبان» می‌تواند رشد کند و از انگیزه و پوتانسیل مردم و نیروهای نظامی دولت قبلی افغانستان بر ضد طالبان استفاده نماید. اما در افغانستان آن جایگاهی ندارد و هیچ‌گاه مورد قبول مردم نخواهد شد. اگر داعش سر بلند کند، ما با آن نیز می‌جنگیم.

- شایعاتی مبنی بر خروج شما از افغانستان شنیده می‌شود. شما حالا کجا هستید؟

— من با همسنگرانم در کوه‌های هندوکش افغانستان مستقر هستیم و تا پیروزی و آزادی کشور از چنگال غلامان بیگانه و متجاوزین به مبارزه خود ادامه می‌دهیم. تعهدی که من و همسنگرانم در قبال مردم و وطن خود داریم، به ما اجازه نمی‌دهد تا وطن و مردم خود را ترک نماییم.