صلح در افغانستان پس از مداخله قدرت های جهانی حاصل می شود، در این میان مسلمان افغانستانی نمی تواند گناهکار باشد که در یک کشور غیر مسلمان زندگی می کند.

نویسنده: دكتر فريد يونس، استاد بازنشسته بشر شناسي اسلامي و فلسفه اسلامي از دانشگاه ايالتي كليفورنيا، ايالات متحده امريكا، عضو شورای مشاوره "سنگر"

داكتر صاحب كريمي از اوكراين سوال كرده اند كه ، "داکتر صاحب بزرگوار چه وقت در افغانستان صلح دایمی تامین خواهد شد؟ "

صلح مربوط به جناح هاي قضيه افغانستان أست . در صلح بايد تفاهم باشد و هر دو جانب در بعضي موارد بايد به تفاهم برسند و مصالحه كنند . متاسفانه طالبان نه مفاهمه مي كنند نه مصالحه و اين به صلح صدمه مي زند . درينصورت يك انقلاب مردمي نيازمند است تا مردم به آزادي برسد و يا يك جنگ عمومي در گيرد و اين هم به سود مردم نيست . طالبان نه به حقوق بشر اسلامي اعتقاد دارند و نه به حقوق بشر جهاني . اين به سود ملت جنگزده ما نيست اما تاريخ جهان گواه است كه دولت هاي ديكتاتور بقا ندارد و ديكتاتوري بلاخره نابود مي شود .

مردم افغانستان اكثرا بيسواد هستند و هر چه قوه هاي سياسي بگويد همان را قبول مي كنند . سياسيون هم خط مشي اساسي براي يك افغانستان آزاد و مستقل ندارند و يگانه سخن را كه ياد دارند كه دموكراسي و انتخابات و اما قادر نيستند دموكراس و انتخابات را براي يك كشور عقب مانده كه نه سرمايه دارد و نه صنعت و نه نفوس آگاه، تعريف كنند. سياسيون افغانستان نه تنها اتحاد ندارند بلكه فاقد تفكر سياسي براي افغانستان هستند .

در افغانستان ديكتاتوري به نام دين پسنديده نيست و جفا به اسلام أست. همچنان نظام تك قومي در يك كشور چند مليتي مطلق در تضاد با اسلام أست . يك راه اين أست كه جامعه جهاني يك تصميم قاطع براي ثبات منطقه بگيرد و اين از امكان به دور نيست زيرا بي ثباتي در افغانستان به سود منطقه و خاور ميانه نيست. بعضي اوقات تصاميم بين المللي شايد به نفع يك كشور نباشد و اما بلاخره صلح و آرامي را تضمين مي كند . يوگوسلاويا ، بالفان و چكوسلواكيا مثال هاي زنده در دخالت قدرت هاي بين المللي أست

سوال دوم از همايون جان عزيزي اين أست كه ما امروز در غرب زمين زندگي مي كنيم و بسيار تشبثات تجارتي مواد را مي فروشند ويا انتقال ميدهد كه مخالف عقيده ماست . آيا درين شرايط ما گنهكار مي شويم كه با اين تشبثات كار كنيم؟ مثلا يك مغازه مشروب الكهلي مي فروشد؟

جواب نخير أست . هيچ كس گنهكار نمي شود . ما ضرور نيست مواد كه مخالف دين ماست خريداري كنيم و يا استفاده كنيم . تشبث تجازني از ما نيست از ديگران أست و ما فقط كار مي كنيم و ما درين مورد مشكل نداريم . اما يك مسلمان نبايد چيزي كه خود نمي خواهد به ديگران بخواهد . اين اخلاقا درست نيست . اگر يك مسلمان براي مفاد شخصي اجازه مواد را ميگيرد كه در دين ما حرام أست اين درست نيست . دين اسلام ، دين جهاني أست . اين سخن بيجاي كه من نميخورم و نمي نوشم و تنها براي آنها تهيه مي كنم يك سخن دور از اعتقاد أست . كار كردن در چارچوب موارد قانوني مطلق درست أست . موارد قانوني اين كشور بايد احترام و مراعات شود.

ما مجبور هستيم كه در بانك ها كار كنيم ، در سوپرماركيت ها كار كنيم و غيره . اين مسله ما را در يك كشور غير مسلمان كه فرهنگ متفاوت دارند قطعا مقصر نمي سازد .
جمعه اول سپتامبر ٢٠٢٣