٢٧ جدي ١٤٠۱ مصادف با ٢٧ جدي سال ۱۳۰۷ روز تاج گزاري و تخت نشيني امير حبيب الله كلكاني نخستين تاجدار تاجيكان در قرن بيستم بود

نویسنده: دوكتور يعقوب ليث صفار

يكم: در دهه دوم ربع اول قرن بيستم كشور به استقلال رسيد و اصلاحات افراطى و ناشيانه شاه امان الله باعث شد تا مردم ، علماء ، پيرها و خان ها ، به رهبرى امير حبيب الله كلكانى حكومت او را ساقط كنند و او بعد از شاه شجاع دومين شاه فراري تاريخ افغانستان باشد. اين بدان معنا بود كه كسى در اين كشور مى ماند كه از ميان مردم برخاسته باشد، مانند اينكه امير حبيب الله كلكانى بعد از سقوط حكومتش فرار نكرد.

دوم: امير حبيب الله كلكاني يك سقازاده و يك مجاهد زاده بود. پدرش در جنگ اول استقلال عليه انگليس سقاى مجاهدين بود. او يك افسر شجاع و يك رهبر نظامي عالى بود. اين زندگينامه او نشان مى دهد كه رسيدن به تاج شاهي نيازمند شجاعت، از مردم بودن و با مردم بودن است و امروز هم امكان دارد كه جواني از كوهپايه ها كمرش را ببندد و تاج رياست دولت را به سر كند.

سوم: پس از آنكه نادرخان به كمك انگليس ها حكومت او را سقوط داد و به وسيله خاندان مجددى او را فريب داد و در قرآن مهر كرد و سپس به پيمانش ،،غدر،، كرد و تبليغات زهر آگين عليه او و قومش يعنى تاجيكان را آغاز كرد و او را ،،بچه سقاء،، خواند و از طريق مطبوعات نشر كرد و در كشور و جهان اين لقب را مشهور ساخت، پيروان امير حبيب الله بر مبناى كاركرد ضد گفتمانى، به نادر خان لقب ،،نادر غدار،، دادند.

چهارم: پس از شهادت امير حبيب الله كلكانى تا امروز دو طيف فكرى مبارزه براى گرفتن تاج وجود داد، البته به عنوان ايديولوژى نمادين؛ يكى ايديولوژى سقاويسم و ديگري ايديولوژى غداريسم.

پنجم: غداريست ها يا همان پشتونيست ها به اين باورند كه افغانستان (سرزمين أفغان ها/ پشتون) هاست. هر قوم ديگر در اينجا مهاجر است و بايد برده پشتون ها باشند. سقاويست ها به اين باورند ، نام اين كشور جعلي است، تاريخ اين كشور جعلي است، پشتون ها مهاجران كوه هاي سليمان هستند. بايد نامش تغيير كند و نامي گذاشته شود كه تمام اقوام در آن هويت تاريخي و قومى خود را ببينند. همه اقوام باشندگان اصلى اين كشورند و هر كس بايد سهم خود را از قدرت و سياست و اقتصاد و افتخارات فرهنگى كشور داشته باشند.

ششم: غداريست ها (پشتونيست ها) طرفدار نظام حكومت مركزى هستند كه بايد از مركز تمام ولايات كنترول كنند و آرام آرام پشتونى سازى كنند و زمين هاى اقوام ديگر را اشغال كنند. سقاويست ها طرفدار نظام غير متمركز دموكراتيك / فدراليزم دموكراتيك بوده اند تا خود مختارى و حق تعيين سرنوشت اقوام به رسميت شناخته شود و همه اقوام به عزت قومى و عزت ملى برسند.

هفتم: غداريست ها ( پشتونيست ها) از هر ايديولوژي مانند سلطنت طلبى، كمونيسم، اخوانيسم، ليبراليسم و ديوبنديسم استفاده مى كنند تا كل قدرت را به دست خود داشته باشند و ديگر اقوام را برده خود بسازند. سقاويست ها تلاش دارند تا احرار و آزادگان باشند و در برابر ظلم غداريست ها مقاومت كنند.

هشتم: آخرين راهبرد و تاكتيك غداريست ها نابودي زبان و هويت و اخذ تمام سرزمين هاى تاجيكان، اوزبيك ها، هزاره ها و اقوام ديگرست. بايد آخرين تاكتيك سقاويست ها اين باشد كه به عنوان آخرين راهبرد و تاكتيك به مشاركت سياسى با پشتون ها نه بگويند و همراه با ترك ها و هزاره ها يك كشور پارس - ترك - هزاره را بسازند.

نهم: امير حبيب الله كلكاني خود نماد آخرين راهبرد و آخرين تاكتيك سقاويست ها است. در واقع بايد كابلستان، تركستان و هزارستان و هراتستان و غورستان را از چنگ غداريست ها بيرون كشيد و فقط پشتونستان را براى آن ها گذاشت تا با بادار شان پاكستان همسايه باشند و تا مى توانند يكديگر خود را بكشند.

دهم: سقاويسم ايديولوژى تاجدارى و تاج طلبى است. سقاويست ها به جز تاج دارى به هيچ چيز ديگر نبايد راضى شوند. تاج دارى يعني عزت داشتن، و بى تاج بودن يعني حقير بودن.