آمریکایی‌ها باید قبل از اینکه خیلی دیر شود با واقعیت‌های دنیای پسا تک‌قطبی بیدار شوند.

نویسنده: جورج دی اونیل جونیور

از آنجایی که شاهد فروپاشی روایت‌های اصلی مختلف، به‌ویژه آن‌هایی که در مورد جنگ ایالات متحده/ناتو با روسیه در اوکراین وجود دارد، آمریکایی‌ها باید شروع به ارزیابی مجدد درک خود از رهبری ملی ایالات متحده کنند. اکثر شهروندان آمریکایی هیچ تصوری از تفاوت زیاد بین آنچه دولتشان در خارج از کشور انجام می‌دهد و داستان‌هایی که از بلندگوهایش می‌شنوند، ندارند. در نتیجه، آمریکایی‌ها ناخواسته از انواع عملیات‌های خارجی حمایت می‌کنند، با درک ناچیزی از آنچه در واقع در حال وقوع است یا اصلاً نمی‌دانند. سال‌ها است که آنها توسط یک کمپین تبلیغاتی بی‌وقفه که اکنون شروع به فروپاشی کرده است، گمراه شده‌اند.

ما در حال تجربه هژمونی تک قطبی ایالات متحده در بخش‌های بزرگی از جهان هستیم. تا زمانی که شهروندان متوجه بزرگی فریبکاری‌های سیاست دولت خود نشوند، درک موقعیت جهانی در حال تغییر ایالات متحده و سازگاری با تأثیرات تصور منفی فزاینده از کشور ما توسط بسیاری از مردم در سراسر جهان به طور فزاینده‌ای دشوار خواهد شد.

از زمان جنگ جهانی دوم و به ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده قدرت برتر و بی‌رقیب جهانی بود. ایالات متحده به جای اینکه یک حافظ صلح و "پلیس جهان" صادق باشد، به طور فزاینده‌ای یک قلدر بی‌ثبات‌کننده بوده است. بسیاری از رهبران در سرتاسر جهان به دلیل ترس از مجازات، تمایلی به صحبت در مورد ماهیت مخرب فزاینده سیاست خارجی ایالات متحده ندارند. اما با کاهش قدرت ایالات متحده، بخش‌های بزرگی از جهان برای محافظت از خود در برابر شکارچیان ایالات متحده مصروف آماده‌گی‌هایی هستند.

اکثر آمریکایی‌ها نمی‌دانند که چرا چنین تجدید سازمان‌هایی اتفاق می‌افتد، به لطف یک جریان تبلیغاتی مداوم در مورد اینکه آمریکا «سخاوتمندترین»، «ملت استثنایی» است، «ملتی که منافع خود را به نفع جهان کنار می‌گذارد». «منبع مهم خیر» در سرتاسر جهان به عنوان «حافظ نظم مبتنی بر قوانین» که همیشه مسئولیت سنگین محافظت از نظام بین‌الملل و کشورهای ضعیف در برابر بازیگران بد را به دوش می‌کشد. به گفته تعدادی از منابع، جنگ های ناشی از مداخله‌های ایالات متحده به طور مستقیم عامل مرگ بیش از 10 میلیون نفر پس از جنگ جهانی دوم بوده است. ومحافظه کاران این حقایق و منابع آنها را مسخره خواهند کرد، اما اکثر کشورهای دیگر جهان معتقدند که این واقعیت دارد.

اکثر آمریکایی‌ها نمی‌توانند این مشاهدات را بپذیرند، زیرا با روایتی که دستگاه تبلیغاتی دولتی در همه‌جا به آن‌ها ارائه می‌کند، در تضاد است. در حالی‌که فهرست فزاینده بدعهدی‌های آمریکایی در خارج از کشور برای سال‌ها در داخل کشور بدون چالش بوده است، برای بسیاری در سراسر جهان به طور فزاینده‌ای آشکار شده است. آمریکایی‌ها باید توجه داشته باشند. به عنوان مثال، وزارت خارجه چین به تازگی یک مرور کلی از آنچه آنها به عنوان رفتار نادرست ایالات متحده می‌دانند منتشر کرده است. تشکیلات ایالات متحده و میهن‌پرستان خوش‌نیت ممکن است مشاهدات چینی را رد کنند، اما این مشاهدات برای بسیاری از کسانی که خارج از حباب تبلیغاتی نومحافظه کارها زندگی می‌کنند صادق است.

برخلاف اسطوره‌های استقرار، ایالات متحده به دلیل زیر پا گذاشتن وعده‌های خود، به نقض معاهدات و کنار گذاشتن قراردادها مشهور است. لیست طولانی است: وعده ایالات متحده در سال 1990 مبنی بر عدم انتقال ناتو به شرق به کشورهای سابق کنوانسیون ورشو، لغو ABM، INF، آسمان های باز، معاهدات استارت، برجام، توافق با لیبی و غیره. ایالات متحده همچنین بارها با حمله به کشورهایی که در برابر هژمونی ایالات متحده تسلیم نمی شوند، قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشته است.

تعدادی از بنیادها در ایالات متحده وجود دارند که به طور مخفیانه عملیات مداخله سازمان‌های غیردولتی در انتخابات را تامین می‌کنند. اکثر آمریکایی‌ها نمی‌دانند که بنیاد ملی دموکراسی در دوران جنگ سرد برای تأثیرگذاری بر انتخابات در کشورهای سراسر جهان ایجاد شده است و در بسیاری از آنها مداخله کرده است. (موسسه ملی برای دموکراسی در روسیه پول خرج می‌کرد تا زمانی‌که روس‌ها آنها را اخراج کردند.) هم‌چنان اقداماتی‌که به "انقلاب‌های رنگی" معروف هستند، توسط نیروهای مختلف ایالات متحده حمایت می‌شوند. برخی تخمین می‌زنند که ایالات متحده در پنجاه کشور مداخله کرده است.

روزهای تظاهر به نادیده گرفتن این رفتار مخرب رو به پایان است. ما وارد دوره‌ای می‌شویم که ممکن است جمعیت بسیاری از کشورها تصمیم بگیرند که تابعیت از هژمونی آمریکا به نفع آنها نیست. تعداد فزاینده‌ای از کشورها به خارج از نفوذ ایالات متحده پیوسته و اتحادهای جایگزین تشکیل داده اند. سازمان همکاری شانگهای، بریکس پلاس، اوپک پلاس و سایرین، عضویت رو به رشدی را تجربه کرده اند، زیرا این کشورها معتقدند که منافع شان توسط این اتحادهای غیروابسته به ایالات متحده، بهتر محافظت می‌شود.

پیامدهای جنگ غم‌انگیز و غیرضروری اوکراین این جنبش را برای جستجوی سایر انجمن‌های تعاونی تسریع کرده است. به همین ترتیب، متحدان اروپایی آمریکا در حال آموختن هستند این‌که، ارتباط با ایالات متحده می‌تواند هزینه‌های سیاسی و اقتصادی هنگفتی را به همراه داشته باشد.

تامین کننده و حامی "نظم مبتنی بر قوانین" تصمیم گرفت که آلمان نباید گاز طبیعی ارزان روسیه را وارد کند. رئیس‌جمهور آمریکا و یکی از مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا تهدید کردند که اگر روسیه در برابر خواسته‌های واشنگتن تسلیم نشود، خط لوله تامین گاز روسیه را قطع خواهند کرد. اتفاقاً چندی بعد خطوط لوله گاز نورد استریم منفجر شد. وزیر امور خارجه ایالات متحده گفت که خرابکاری یک "فرصت" است و به نظر می‌رسد دستیار وزیر امور خارجه راضی است. نومحافظه‌کارانی که این اقدام تروریستی را علیه متحد ایالات متحده (آلمان) تمجید می‌کنند، ممکن است بر این باور باشند که اگر وانمود شود، واشنگتن مسئول آن نبوده است، آمریکا و اروپا را مطمئن می‌شوند؛ اما بقیه جهان خلاف این را باور دارند.

بسیاری عواقب نقش احتمالی ایالات متحده در تخریب خطوط لوله نورد استریم را نادیده می‌گیرند یا آن را کاهش می‌دهند. اما این اضافه‌شدن به فهرست اعمال بی‌رحمانه‌ای است که در خارج از کشور توسط ایالات متحده انجام می‌شود، بیشتر روایت آمریکا به‌عنوان «ملت سخاوتمند»، «رهبر جهان آزاد»، «محافظ نظم مبتنی بر قوانین» را تضعیف خواهد کرد. این تناقضات برای سال‌ها توسط مطبوعات مطیع و نهادهای همدست که از این فریب‌ها سود می‌بردند، به طرز ماهرانه‌ای نادیده گرفته می‌شد. اما از آنجایی که ایالات متحده کمتر قدرتمند به نظر می‌رسد، بقیه جهان شروع به توجه کرده اند و به دنبال دوستی‌های محافظ دیگری هستند.

کمتر از دو سال پیش، "قدرتمندترین ارتش تاریخ بشر" توسط گروهی از ستیزه جویان متجاوز مسلح به سلاح های سبک و سوار بر الاغ، دوچرخه و موتور اسکوتر از افغانستان بیرون رانده شد. طالبان اکنون 80 میلیارد دلار تجهیزات نظامی آمریکایی را در اختیار دارد که رهبران ما پشت سر گذاشته‌اند. این بهانه‌ها ممکن است برای نخبگان واشنگتن قانع کننده بوده و توسط رسانه‌های همسو با رژیم به شدت فروخته شده باشد. بقیه دنیا بهتر می‌دانند. ترورهای قدیمی پس از فروپاشی ویتنام، که ادعا می‌کردند «اگر واقعاً به ما اجازه می‌داد بجنگیم، پیروز می‌شدیم»، پس از بیست سال، صدها هزار کشته و بی‌خانمان شدند، و چندین تریلیون دلار برای آن فاجعه خرج شد.

برخلاف بسیاری از ادعاها مبنی بر اینکه روس‌ها از شوک و هیبت «تحریم‌های جهنمی» فرو خواهند پاشید، روبل همانطور که جو بایدن پیش‌بینی کرده بود به آوار تبدیل نشده است. مهمات و تسلیحات ایالات متحده و ناتو برای ارسال به اوکراین که به دستور آنها سفید می‌شود، تمام می‌شود. به نظر می‌رسد که روسیه به طور پیوسته ارتش اوکراین را نابود خواهد کرد. همه اینها یادآور جنگ جهانی اول است. نومحافظه‌کاران آن جنگ را به عنوان یک درگیری سریع فروختند که تا کریسمس 1914 تمام می‌شد. چهار سال بعد، 20 میلیون کشته و بسیاری دیگر زخمی یا آواره شدند. متعاقباً اکثر پادشاهی‌های مسیحی اروپا فروپاشید، روسیه در کابوس هفتاد ساله کمونیسم فرو رفت و «جنگ برای پایان دادن به همه جنگ‌ها» برای «ایمن‌کردن جهان برای دموکراسی» زمینه را برای جنگ جهانی دوم وحشتناک‌تر فراهم کرد.

یک قرن بعد، ما در خواب راه می رویم و وارد جنگ جهانی سوم می‌!شویم. آمریکایی‌ها باید تبلیغات دولتی را نادیده بگیرند (به طرز وحشتناکی شبیه به آنچه که منجر به جنگ جهانی اول شد)، از خواب بیدار شوند، به آنچه رهبرانشان انجام داده‌اند نگاه کنند، و تمام تلاش خود را برای پایان دادن به حمایت از این جنگ ظالمانه قبل از مواجهه با یک جنگ بزرگ انجام دهند. مانند آتش سوزی یا بدتر.

:درباره نویسنده جورج دی اونیل جونیور، یکی از اعضای هیئت مدیره موسسه ایده‌های آمریکایی، که نشریه The American Conservative را منتشر می‌کند، و هنرمندی است که در روستایی فلوریدا زندگی می‌کند.
منبع: American Conservative