به اصطلاح "سقوط اسد" پایان نه بلکه یک مکث استراتژیک است.

نویسنده: پروفیسور رویل ایف پیپا، فیلسوف فیلیپینی از مادرید، اسپانیا. یک اکادمیک بازنشسته (پروفیسور همکار چهارم)، او برای بیشتر از پانزده سال در دانشگاه ترینیتی آسیا، یک دانشگاه انگلیکن در فیلیپین فلسفه و علوم اجتماعی تدریس کرده است. او یک همکاری کننده منظم در Global Research (تحقیق جهانی) است.

برگردان عارف عرفان

تحولات اخیر در سوریه، که برخی آن را به‌عنوان «سقوط اسد» توصیف می‌کنند، به‌ هیچ‌ وجه پایان درگیری نیست. برخلاف روایت‌های رایج در باره تسلیم شدن‌ و خروج نیروهای اسد از دمشق بیشتر به‌ عنوان یک حرکت حساب‌شده شناخته می‌شود که از طریق مشورت‌های گسترده میان دولت سوریه و متحد روسی آن شکل گرفته است. این عقب‌نشینی نه نشانه‌ای از شکست، بلکه بخشی از یک استراتژی تاکتیکی برای بازپس‌گیری کنترل سوریه در بلندمدت محسوب می‌شود.

زمینهٔ استراتژیک
جنگ پیچیده سوریه تحت تأثیر حضور گروه‌های متعدد شورشی قرار دارد که بسیاری از آن‌ها از حمایت ایالات متحده و اسرائیل برخوردارند. این گروه‌ها باعث شد تا دولت اسد در شرایط سیاسی و نظامی دشواری قرار گیرد. در چنین شرایطی، نبرد در دمشقِ پرتنش و تحت محاصره، می‌توانست باعث فرسایش بیشتر نیروهای وفادار به اسد شود. به جای آن، عقب‌نشینی فرصتی برای تجدید قوا و تقویت دفاعی نیروهای اسد ایجاد کرده است.

این حرکت تاکتیکی به دولت اسد اجازه داد تا از محاصره گروه‌های تروریستی فرار کند و منابع خود را متمرکز کند. با تغییر تمرکز به مناطقی خارج از سوریه، نیروهای وفادار می‌توانند تجدید سلاح، بازسازماندهی و آمادگی برای حملات آینده را انجام دهند. از لحاظ تاریخی، این نوع عقب‌نشینی‌های استراتژیک غالباً مقدمه‌ای برای ضدحمله‌های موفق بوده‌اند.

درس‌هایی از تاریخ

تحولات سوریه یادآور شرایط مشابهی در دیگر مناطق ژئوپلیتیکی است که حامیان خارجی حکومت‌های شورشی در نهایت علاقه خود را از دست داده‌اند. کاهش تعهد ایالات متحده به افغانستان پس از دهه‌ها درگیری نمونه‌ای هشداردهنده است. سناریوی مشابهی در سوریه ممکن است رخ دهد، جایی که حکومت اسلام‌گرای کنونی که توسط منابع ایالات متحده و اسرائیل پشتیبانی می‌شود، ممکن است کنار گذاشته شوند.

تداوم درگیری‌های اسرائیل با حماس و حزب‌الله، همراه با درگیری آمریکا در اوکراین، توان نظامی و اقتصادی این کشورها را تحت فشار قرار داده است. این فشارها احتمالاً توانایی یا تمایل آن‌ها برای ادامه حمایت از حکومت اسلام‌گرای سوریه را کاهش خواهد داد. استراتژی اسد به نظر می‌رسد که بر این واقعیت تکیه دارد.

وقفه‌ای حساب‌شده
وضعیت فعلی بخشی از یک بازی بلندمدت است. نیروهای اسد و متحدان روسی آن در حال خرید زمان برای ارزیابی دشمنان، تجدید قوا و تقویت موقعیت خود هستند. زمانی که تنش‌های منطقه‌ای کاهش یابد و حامیان خارجی متزلزل شوند، شرایط برای یک ضدحمله آماده خواهد بود.

چشم‌انداز آینده
عقب‌نشینی اسد نباید به‌عنوان تسلیم شدن تلقی شود. این حرکت، پاسخی حساب‌شده به میدانی است که توسط نیروهای خارجی و هرج‌ و مرج داخلی بازطراحی شده است. تثبیت نیروهای وفادار در خارج از مرزهای سوریه نشانه‌ای روشن از قصد آن‌ها است. یعنی عزم برای غلبه بر حکومت شورشی و بازپس‌گیری سوریه در شرایط مناسب.

اینکه رژیم کنونی اسلام‌گرا به‌طور موقت موفق به نظر می‌رسد، اما تاریخ و روندهای ژئوپلیتیکی نشان می‌دهند که این موقعیت از امنیت کافی برخوردار نیست. وقتی توازن قدرت تغییر کند، نیروهای اسد احتمالاً از این فرصت برای بازگشت استفاده خواهند کرد،این بار با برتری بیشتر.