چرا برای طالبان مهم است که جبهه مقاومت ملی افغانستان را نابود کنند؟
نویسنده: آندری سرنکو، رئیس مرکز تحلیلی جامعه سیاستشناسان روسیه
رژیم طالبان از چند هفته به این سو نیروهای خود را از ولایات جنوبی افغانستان به پنجشیر و اندراب، جایی، که پایگاه های گروه های مسلح ("جناه رزمی") جبهه مقاومت ملی افغانستان مستقرند، انتقال میدهد. شکی نیست که طالبان در سال ۲۰۲۳ خود را برای یک عملیات بزرگ برای "حل نهایی مشکل جبهه مقاومت ملی" آماده می کنند.
چرا نابودی گروه های مسلح جبهه مقاومت در پنجشیر و اندراب برای طالبان اهمیت دارد؟
۱ - حضور گروه های مسلح جبهه مقاومت ملی پیروزی طالبان را ناقص می کند. اگر چه رژیم "ملاهای خشمگین" پس از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ تقریباً تمام قلمرو افغانستان را تحت کنترل دارد، گروه های جنگی مخالفین مسلح جبهه مقاومت ملی در پنجشیر و اندراب باقی ماندهاند، که طالبان هنوز نمیتوانند به نابودی آنها موفق شوند. این باعث میشود رژیم آنها نه تنها از نظر قانون، بلکه از نظر زور نیز کاملاً مشروع باشد.
۲ - گروه های مسلح جبهه مقاومت ملی آن را از دیگر گروه های اپوزیسیون افغانستان، که در تبعید به سر میبرند و نمیتوانند به داشتن "جناح رزمی" در داخل افغانستان مباهات کنند، متمایز میکنند. برای طالبان مهم است، که هر گونه نشانهای از حضور مخالفان (به ویژه مخالفان مسلح) در کشور را از بین ببرند و از این طریق به افکار عموم افغانستان و جهان رسانند، که جایگزینی برای رژیم طالبان در داخل افغانستان وجود ندارد.
۳ - اگرچه گروه های مسلح جبهه مقاومت ملی در پنجشیر و اندراب امروز به طور قابل توجهی در اهداف نظامی-سیاسی خود محدود هستند، با این وجود، آنها چارچوبی را برای استقرار بالقوه یک جنبش مسلحانه بزرگتر و در مقیاس وسیعتر نشان میدهند ("اتحاد شمال ۲.۰"). اگر جبهه مقاومت ملی از خارج از کشور حمایت قابل اعتمادی دریافت کند (و این مستثنی نیست) یا وضعیت سیاسی در داخل افغانستان به طور چشمگیری تغییر کند (مثلاً تحت تأثیر درگیری های داخلی طالبان)، مقاومت پنجشیر - اندراب به سرعت به یک واقعیت بیبحث، نیرویی که قادر به کنترل مناطق بزرگ (حداقل چندین ولایت) شمال افغانستان است، تبدل خواهد شد.
۴ - رژیم طالبان، که در سطح بین المللی به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است، هیچ جایگزین غیر تروریستی را در داخل افغانستان نمی پذیرد. برای طالبان، همان داعش از نظر سیاسی دشمن بسیار کمتری نسبت به جبهه مقاومت ملی افغانستان است. “ملاهای خشمگین" دوست دارند که آلترناتیوهای سیاسی در داخل افغانستان در نظر جامعه جهانی و منطقه ای "یا طالبان یا داعش" به نظر برسند، اما نه "طالبان یا جبهه مقاومت ملی افغانستان". در مورد اول، طالبان به عنوان جایگزینی برای داعش، میتواند روی اعتراف سیاسی حساب کند. در مورد دوم، طالبان هرگز نمی توانند بدیلی برای جبهه مقاومت ملی باشند.
5 - رهبران و نمایندگان جبهه مقاومت ملی افغانستان اخیراً به طور غیررسمی و کاملاً فعال با نمایندگان کشورهای جهان و منطقه (از جمله روسیه) تماس گرفتهاند. فقط می توان حدس زد که در جریان این ارتباط چه موضوعاتی مورد بحث قرار می گیرد. البته، این نمی تواند طالبان و متحدان آنها را از تبدل یافتن مقاومت پنجشیر-اندراب به پروژه بزرگتر و قوی تر در داخل افغانستان بیم ندهد. بنا بر این، حذف "جناح رزمی" جبهه مقاومت ملی برای رژیم طالبان در اولویت قرار می گیرد تا هیچکس وسوسه و فرصت بازی علیه طالبان یا بدون طالبان در "بازی بزرگ" افغانستان را نداشته باشد. فقدان آلترناتیو برای طالبان، کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی را از دهلیز باریک فرصتها در افغانستان محروم میکند و آنها را مجبور میسازد تا با هر گونه شیوهها و اصول طالبان در سازماندهی زندگی سیاسی-اجتماعی در کشور کنار بیایند.