اختلافات میان شبکه حقانی و رهبری طالبان هر روز شدت میگیرد.
نویسنده: احمد سیدی، تحلیلگر مسایل افغانستان و منطقه (آلمان)، مخصوص برای "سنگر"
از لحظه ی که روزنامه نیویارک تایمز نوشته است که سراج الدین حقانی وزیر داخله طالبان آماده تعامل با جهان است، سوالات زیادی از طرف دوستان مطرح شده است و پرسیده اند که اختلافات سراج الدین حقانی و ملا هیبت الله در چیست و این اختلافات بکجا خواهد رسید؟
اختلافات میان شبکه حقانی و رهبری طالبان بهویژه ملا هیبتالله آخوندزاده بر سر مسائل مختلفی است که میتوان آنها را به دو دسته اصلی تقسیم کرد: اختلافات سیاسی و اختلافات ایدئولوژیک.
عوامل اختلافات:
1 - اختلافات سیاسی و مدیریتی: شبکه حقانی که در شرق افغانستان بهویژه در مناطق پشتوننشین از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار است، خواهان دسترسی بیشتر به منابع قدرت و همچنین تأثیرگذاری بیشتر در تصمیمگیریهای دولت طالبان است. در حالی که ملا هیبتالله بیشتر گرایش به مدیریت متمرکز دارد و تمایل دارد که قدرت را بهشدت در دست داشته باشد. شبکه حقانی، بهخصوص سراجالدین حقانی، تمایل به رویکرد نسبتاً معتدلتری دارد و در بعضی موارد خواستار تعامل با جامعه جهانی است.
2 - اختلافات ایدئولوژیک: شبکه حقانی با برخی از گروههای تندرو و جهادی مانند القاعده روابط تاریخی دارد و دیدگاههای تندروانهای دارد، در حالی که هیبتالله اخیراً تلاش کرده است که حکومت طالبان را از نظر ایدئولوژیک بهعنوان یک دولت مشروع اسلامی معرفی کند و به سمت رسمیت بخشیدن آن پیش برود. این اختلافات سبب تنشهایی بین دو جناح شده است.
همچنان سراج الدین حقانی طرفدار بازگشایی مکاتب دخترانه است و با کار زنان در دفاتر نیز مشکلی ندارد اما ملا هیبت الله در این حصه توافق ندارد و میخواهد قدرت زیادتر در دست گروه های طرفداران خودش باشد.
3 - دیدگاههای متفاوت درباره تعامل با جامعه جهانی: حقانیها با توجه به موقعیت خود و سابقه روابط با پاکستان، تمایل بیشتری به ایجاد نوعی تعامل با برخی کشورهای همسایه و جامعه جهانی دارند. در حالی که ملا هیبتالله در برخی مسائل انعطاف کمتری نشان میدهد و بیشتر به تقویت مشروعیت داخلی حکومت طالبان تمایل دارد.
نتیجه احتمالی اختلافات:
اختلافات میان شبکه حقانی و رهبری طالبان ممکن است پیامدهای مختلفی داشته باشد:
ضعف درونی طالبان: این اختلافات میتواند باعث کاهش انسجام داخلی طالبان شود و باعث شود که گروههای مختلف به رقابت با یکدیگر بپردازند. در بلندمدت، این مسئله میتواند به تضعیف قدرت حکومت طالبان منجر شود.
تقویت گروههای افراطی دیگر: اگر طالبان نتوانند اختلافات خود را مدیریت کنند، گروههای افراطی مانند داعش تلاش خواهند کرد از این موقعیت بهرهبرداری کنند و حملات خود را در افغانستان گسترش دهند.
افزایش نفوذ خارجی: از این اختلافات ممکن است کشورهای همسایه مانند ایران، پاکستان و حتی امریکا و روسیه نیز بهره برداری خواهند کرد و سعی در نفوذ بیشتر داشته باشند.
تقویت یک جناح خاص: در صورتی که یکی از جناحها موفق شود نفوذ بیشتری کسب کند، احتمالاً به تثبیت قدرت آن جناح کمک خواهد کرد.
این اختلافات در نهایت به عملکرد و تصمیمگیریهای رهبری طالبان در زمینه مدیریت این چالشها بستگی خواهد داشت.