آیا حقانیها در آستانهی انشعاب از طالباناند؟
منبع: خبرگزاری صدای افغانستان - اسلامآباد
اختلافات درونی طالبان؛ احتمال استعفای سراجالدین حقانی و چالشهای جدی در پیشروی امارت اسلامی در حالی که طالبان تلاش دارد تصویر یکپارچهای از قدرت خود به نمایش بگذارد، نشاندهنده تشدید اختلافات داخلی است. با افزایش تنشها در میان رهبران طالبان و گمانهزنی دربارهی آیندهی این گروه، تحلیلگران معتقدند این گروه با بحرانهای داخلی جدی روبرو است. مایکل سمپل، معاون سابق فرستاده اتحادیه اروپا برای افغانستان، نیز در گفتوگویی جدید، از تحرکات شبکه حقانی و تلاش این جناح برای مقابله با رهبری هبتالله آخندزاده پرده برداشته است.
طالبان که پس از دو دهه جنگ مسلحانه توانست قدرت را در افغانستان به دست گیرد، همواره سعی داشته چهرهای متحد و منسجم از خود به نمایش بگذارد. اما تحولات اخیر نشان میدهد در درون این گروه، تنشهای عمیقی در حال شکلگیری است. خبر تایید نشدهی استعفای ناگهانی سراجالدین حقانی، وزیر داخله و از رهبران بانفوذ شبکه حقانی، زنگ خطر یک بحران داخلی را به صدا درآورده است. این اتفاق تنها یک تغییر مدیریتی نیست، بلکه بازتابی از اختلافات گسترده بر سر آینده امارت اسلامی و نحوه حکمرانی طالبان است.
استعفای حقانی؛ زلزلهای در ساختار طالبان
به اذعان بسیاری از خبرگزاریها و منابع موثق، سراجالدین حقانی که سالها یکی از چهرههای کلیدی طالبان و از رهبران جنگهای چریکی علیه نیروهای آمریکایی و دولت پیشین افغانستان بود، حالا از سمت خود کنارهگیری کرده است. او نهتنها یک وزیر معمولی، بلکه رهبر شبکه حقانی، یکی از قدرتمندترین شاخههای نظامی و امنیتی طالبان، محسوب میشد. استعفای او نشان میدهد که اختلافات داخلی طالبان از یک حد معین فراتر رفته و اکنون به نقطهای رسیده که حتی چهرههای ردهبالای این گروه دیگر حاضر به ادامه همکاری نیستند. هرچند طالبان تا هنوز این خبر را تکذیب میکند، اما در بروز اختلافات شدید میان شبکهی حقانی و رهبری طالبان تردیدی نیست.
حقانی در میان نیروهای طالبان، خصوصاً در شرق افغانستان و میان قبایل غلزایی، نفوذ زیادی داشت. بسیاری از جنگجویان وفادار به او، بیش از آنکه از هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، فرمان بگیرند، خود را تابع حقانی میدانستند. از همین رو، کنارهگیری او میتواند باعث ایجاد شکاف میان نیروهای طالبان شود و حتی زمینهساز نافرمانیهای بیشتر گردد.
ریشههای اختلاف؛ چرا حقانیها به حاشیه رفتند؟
اختلاف میان سراجالدین حقانی رهبر این شبکه و آخندزاده رهبر کل طالبان یکشبه شکل نگرفت. گزارشها حاکی از آن است که این دو چهرهی اصلی طالبان، از مدتها پیش بر سر چندین موضوع کلیدی با یکدیگر دچار چالش شده بودند:
سیاستهای داخلی طالبان: یکی از مهمترین موارد اختلاف، سیاستهای سختگیرانه آخندزاده در مورد حقوق زنان و محدودیتهای اجتماعی بود. جناح حقانی، هرچند کاملاً مخالف این قوانین نبود، اما معتقد بود که این سختگیریها باعث تشدید فشارهای بینالمللی میشود و طالبان را در انزوای شدید قرار میدهد.
رویکرد در برابر جامعه جهانی: حقانی از جمله چهرههایی بود که به تعامل بیشتر با کشورهای خارجی و کسب مشروعیت بینالمللی باور داشت. در مقابل، آخندزاده و حلقه نزدیک به او، هرگونه تعامل با غرب را بهعنوان تهدیدی برای ایدئولوژی طالبان میدانستند.
تمرکز قدرت در قندهار: رهبری طالبان از زمان بازگشت به قدرت، بهطور فزایندهای قدرت را در قندهار متمرکز کرده و تصمیمات مهم را بدون مشورت با دیگر جناحهای طالبان اتخاذ کرده است. این وضعیت نارضایتی بسیاری از فرماندهان محلی را به همراه داشته است، بهویژه جناح حقانی که پایگاه اصلی آن در شرق افغانستان است.
پیامدهای اختلافات؛ امارت اسلامی در آستانهی بحران؟
استعفای حقانی، تنها یک تغییر مدیریتی نیست، بلکه میتواند نقطهی آغاز بحران عمیقتری در داخل طالبان باشد. از جمله؛
1 - تضعیف همبستگی داخلی طالبان: طالبان همواره بر «وحدت و اطاعت» بهعنوان یکی از اصول اساسی خود تأکید کرده است. اما خروج حقانی نشان میدهد که این وحدت در حال از بین رفتن است. اگر این اختلافات ادامه یابد، احتمالاً شاهد انشعابهای بیشتر در میان صفوف طالبان خواهیم بود.
2 - افزایش شکافهای قومی و منطقهای: بسیاری از فرماندهان طالبان از قوم پشتون هستند، اما درون این گروه، رقابت میان شاخههای مختلف پشتونتبارها نیز وجود دارد. جناح حقانی بیشتر به قبایل شرقی افغانستان نزدیک است، درحالیکه هبتالله آخندزاده و حلقه قندهاری طالبان، به پشتونهای جنوب کشور وابستهاند. این اختلافات میتواند به درگیریهای درونگروهی منجر شود.
3 - چالشهای امنیتی: شبکه حقانی یکی از بازوهای نظامی قدرتمند طالبان بود و تا هنوز هست. اگر اختلافات بیشتر شود، ممکن است بخشی از فرماندهان و جنگجویان این شبکه از اطاعت امیرالمؤمنین سر باز زده و حتی به جناحهای رقیب بپیوندند!
گفتوگوی مایکل سمپل؛ تحلیلگر غربی از تحرکات شبکه حقانی و آیندهی طالبان
در کنار گزارشهای مربوط به استعفای سراجالدین حقانی و شکافهای داخلی طالبان، مایکل سمپل، معاون سابق فرستاده اتحادیه اروپا برای افغانستان و یکی از تحلیلگران برجسته در امور این کشور، تأیید کرده است که شبکه حقانی در حال رایزنیهای گسترده با فرماندهان خود در سراسر افغانستان است.
او در گفتوگویی اخیر اظهار داشت که نمایندگان حقانی تلاش دارند فرماندهان این شبکه را به «ایستادگی» در برابر رهبری هبتالله آخندزاده ترغیب کنند. این بدان معناست که جناح حقانی نهتنها از تحولات اخیر ناراضی است، بلکه در حال سازماندهی نیروهای خود برای مقابله با سیاستهای رهبری مرکزی طالبان است.با این حال، سمپل تأکید میکند که با توجه به پیچیدگی شرایط سیاسی و امنیتی افغانستان، پیشبینی وقوع درگیری مستقیم میان جناح حقانی و هبتالله دشوار است. او با اشاره به تجربه ۳۰ سالهاش در تحلیل مسائل طالبان، خاطرنشان کرد که این گروه هرگز تا این حد دچار اختلافات داخلی نبوده است.
پیامد گفتههای سمپل و احتمال افزایش شکاف در طالبان
تحلیل سخنان سمپل نشان میدهد که طالبان اکنون در یکی از حساسترین و بحرانیترین دورههای خود قرار دارد. اگرچه درگیری مستقیم میان جناحهای مختلف هنوز قطعی نیست، اما تحرکات اخیر شبکه حقانی و تلاش آن برای جلب حمایت فرماندهان محلی، نشان از احتمال جدی تعمیق اختلافات دارد.
این روند میتواند طالبان را در مسیر یک جنگ داخلی قرار دهد؛ جنگی که نهتنها قدرت این گروه را تضعیف میکند، بلکه ممکن است زمینه را برای ورود بازیگران خارجی و گروههای رقیب نیز فراهم سازد. در چنین شرایطی، آینده امارت اسلامی بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
آیا طالبان به سمت انشعاب پیش میرود؟
تاریخ گروههای جهادی نشان داده که اختلافات درونی، اغلب به انشعاب و درگیریهای خونین منجر میشود. نمونه بارز آن را میتوان در انشعاب میان القاعده و داعش دید که در نهایت به رقابتهای خشونتبار میان این دو گروه انجامید. حالا این سؤال مطرح میشود که آیا طالبان نیز در مسیر مشابهی قرار گرفته است؟
برخی تحلیلگران معتقدند طالبان ممکن است به چند جناح تقسیم شود؛ جناحهایی که هر کدام سیاستهای خاص خود را دنبال خواهند کرد. یک جناح ممکن است به سیاستهای افراطگرایانه آخندزاده وفادار بماند، درحالیکه جناح دیگر، بهدنبال رویکردی انعطافپذیرتر خواهد بود.
روزهای سرنوشتساز برای امارت طالبان
در شرایطی که افغانستان با بحرانهای اقتصادی، تحریمهای بینالمللی و ناامنیهای داخلی روبهرو است، اختلافات داخلی طالبان میتواند این کشور را در مسیر ناآرامیهای بیشتری قرار دهد. اگر طالبان نتواند این بحران را مدیریت کند، ممکن است در آینده شاهد درگیریهای داخلی و حتی فروپاشی ناگهانی یا تدریجی امارت طالبانی باشیم.
هبتالله آخندزاده اکنون در برابر آزمونی بزرگ قرار گرفته است: آیا او خواهد توانست اختلافات داخلی را کنترل کرده و طالبان را همچنان یکپارچه نگه دارد؟ یا این شکافها، آیندهی امارت او را متزلزل خواهد کرد؟ پاسخ این پرسشها در ماههای آینده مشخص خواهد شد.