افغانستان سیر و پر، در حال رشد و در عین زمان آرام برای همسایگان سودمند است، اما نه برای "شرکای غربی".

منبع: کانال تلگرام ریبار (روسیه)

در مورد منافع اقتصادی چین در افغانستان و چشم انداز آنها

در اوایل ماه ژانویه، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان اعلام کرد، که طالبان قراردادی را با شرکت چینی CAPEIC (شرکت نفت و گاز آسیای مرکزی سینگجیانگ) برای توسعه میدان نفت و گاز در افغانستان امضا کرده است.

بر اساس این قرارداد، چینی ها حق اولیه استخراج نفت و گاز از ذخایر حوضه رودخانه آمودریا در استان های سرپل، جوزجان و فاریاب را دریافت خواهند کرد. برای این سالانه حدود ۱۵۰ میلیون دلار امریکایی به طالبان پرداخت می‌شود و تا سه سال دیگر این مبلغ به ۵۴۰ میلیون افزایش می‌یابد.

با وجود مشکلات امنیتی در حال ظهور، طرف چینی فعالانه حضور خود را در افغانستان آشفته تقویت می‌کند. در عین حال، سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز به دلیل نیاز به کمک به طالبان در عوض حق تقدم استخراج لیتیم و سایر فلزات کمیاب است.



این برای چه ضرور است؟

چند هفته پیش، بررسی دقیقی از وضعیت تولید میکروچیپ ها و بتری ها و فلزات لازم برای آنها، به ویژه لیتیم انجام داده بودیم.

اکنون شرکت های چینی به طور فعال منابع عظیمی را در رشد این ساحه نه تنها در خود چین، بلکه در خارج از کشور نیز سرمایه‌گذاری می‌کنند.
افغانستان دارای ذخایر عظیم این فلز در شرق و غربش است.

طالبان همچنین از ذخایر بزرگ در ولایت غزنی خبر دادند، که مجموعاً از ذخایر بولیوی، یکی از پیشگامان ذخایر لیتیم در جهان، فراتر رفته است.

 

چشم‌انداز

چینی ها سعی می‌کنند با یک چشم‌انداز بلندمودت عمل کنند: اکنون سود بالقوه در افغانستان بسیار بیشتر از شکست احتمالی است - نوعی تاکتیک گسترش "خزنده" با عقب ماندگی برای چندین دهه.

موفقیت در این مسیر امکان کنترل سایر ذخایر منابع مختلف در کشور و تحقق تئوری مفهوم دیرینه «جاده ابریشم» قدیمی را از طریق کریدور واخان فراهم می کند.

گزینه غنی سازی طالبان و توسعه اقتصاد برای روسیه و کشورهای فضای پس از شوروی سودمند است. سرمایه‌گذاری پروژه‌های طالبان چشم‌اندازی را برای بهبود زندگی و در آینده ثبات وضعیت نه تنها در افغانستان، بلکه در کل منطقه ایجاد می‌کند.

اول از همه، این به مهار روحیه افراطی طالبان کمک می‌کند، که بیشتر به دلیل نبود شرایط برای یک زندگی عادی بود. نه خاک حاصلخیز، نه پول، نه مرتع برای پرورش دام در کشور وجود داشته و دارد، بنابراین پشتون ها به سادگی چیزی برای خوردن ندارند.

جنگ تنها گزینه برای بقا بود. این سرمایه گذاری به طالبان این امکان را می دهد که مسیر توسعه متفاوتی را بدون خونریزی و رونق قاچاق مواد مخدر پیدا کنند.

در عین حال، موانع زیادی بر سر راه چنین طرحی وجود دارد: افغانستان نه زیرساخت دارد و نه پرسنل واجد شرایط، و نه فضای سرمایه گذاری. وضعیت وخیم انسانی، بی‌کفایتی طالبان و فعالیت های تروریستی بحران را عمیق تر می کند.

علاوه بر این، ما نباید نیروهای خارجی را فراموش کنیم. خروج نیروهای ناتو در واقع چیزی را در منطقه تغییر نداد: غرب جمعی افغانستان را ترک کرد تا در کنار روسیه، ایران، چین و هند تنش دائمی ایجاد کند.

ایالات متحده و متحدانش، و همچنین پاکستان که به دنبال آنها عمل می‌کند، به "دیگ بی‌ثباتی" همیشه جوشان نیاز دارند که هرج و مرج را در کل منطقه ایجاد کند. حفظ مصنوعی درجه تنش مطلوب در آسیای مرکزی و جنوبی به شما این امکان را می دهد که تحت الحمایه خود را بر جمهوری های همسایه تحمیل کنید تا روسیه و چین را تحت فشار قرار دهید.

افغانستان سیر و پر و در حال رشد و همزمان آرام برای همسایگان سودمند است، اما نه برای "شریکان غربی". تحت نفوذ خود نگه داشتن طالبان یک راه مؤثر برای پیشبرد منافع آنها در منطقه است. برای آنگلوساکسون ها، طالبان "سگ های زنجیری" هستند: آنها به وضوح قصد از دست دادن آنها را ندارند، زیرا به چین، روسیه و هند اجازه می‌دهند مواضع خود را تقویت کنند.