تهران چگونه همزمان طالبان و مخالفان آنان را در مدار نفوذ سیاسی خود نگه میدارد؟
نویسنده: احمد سعیدی، تحلیلگر مسائل افغانستان و سیاست منطقهای (سوئیس)، اختصاصی برای «سنگر»
جمهوری اسلامی ایران برای اشتراک در مراسم تشییع جنازه شهید آیت الله علی خامنه ای هم از رهبری طالبان دعوت بعمل آورده است و هم از مخالفین طالبان هر دو در این مراسم حضور پیدا کرده اند.
از صبح امروز رسانه ها مشغول این هستند که چرا جمهوری اسلامی ایران هم از طالبان دعوت کرده است و از مخالفین طالبان، خواستم در این مورد یک تحلیل همه جانبه ی داشته باشم.
دعوت همزمان هئیت طالبان تحت ریاست ملا عبدالغنی برادر و امیر خان متقی وزیر خارجه طالبان و همچنین مخالفین طالبان احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی و محمد محقق عضو هیئت رهبری جبهه نجات افغانستان در مراسم تشییع جنازه علی خامنه ای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک اقدام تشریفاتی یا دیپلماتیک نبود، بلکه حامل پیامهای مهم سیاسی و راهبردی در قبال افغانستان و تحولات آینده منطقه است.
نخست، این اقدام نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران همچنان سیاست حفظ ارتباط با همه طرفهای مؤثر افغانستان را دنبال میکند. تهران تلاش دارد روابط خود را تنها به طالبان محدود نسازد، بلکه همزمان با رهبران جبهه مقاومت، جبهه آزادی و شخصیتهای سیاسی، رهبران قومی و سایر جریانهای تأثیرگذار نیز ارتباط خود را حفظ کند تا در هر تحول احتمالی آینده، جایگاه و نفوذ سیاسی خود را از دست ندهد.
دوم، دعوت همزمان از طالبان و مخالفان آنان این پیام را منتقل میکند که ایران، دستکم در ظاهر، خود را حامی انحصاری هیچ جریان سیاسی در افغانستان نمیداند و میکوشد با تمامی بازیگران اصلی این کشور تعامل داشته باشد. این رویکرد، انعطافپذیری سیاست خارجی ایران را در قبال افغانستان نشان میدهد.
سوم، حفظ روابط با مخالفان طالبان برای ایران یک اهرم سیاسی نیز محسوب میشود. تهران با این سیاست به طالبان نشان میدهد که در صورت بروز اختلاف بر سر موضوعاتی مانند امنیت مرزها، حقآبه، وضعیت مهاجران یا سایر منافع مشترک، گزینههای سیاسی دیگری نیز در اختیار دارد و روابط خود را تنها به حکومت کنونی افغانستان یعنی با طالبان محدود نکرده است.
چهارم، این اقدام بیانگر آن است که ایران آینده سیاسی افغانستان را همچنان باز و در حال تحول میبیند. از دیدگاه تهران، ممکن است در آینده تغییراتی در ساختار قدرت افغانستان به وجود آید؛ از همین رو، حفظ ارتباط با تمامی جریانهای اثرگذار نوعی سرمایهگذاری سیاسی برای آینده محسوب میشود.
پنجم، حضور همزمان طالبان و مخالفان آنان در تهران، جایگاه منطقهای جمهوری اسلامی ایران را نیز برجسته میسازد. این اقدام نشان میدهد که ایران همچنان تلاش دارد نقش یک بازیگر مهم و اثرگذار در معادلات افغانستان و منطقه را حفظ کرده و با تمامی طرفهای درگیر ارتباط فعال داشته باشد.
نتیجه گیری :
از منظر سیاسی، دعوت همزمان از طالبان و مخالفان آنان را میتوان بخشی از راهبرد بلندمدت جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان دانست؛ راهبردی که بر حفظ ارتباط با همه بازیگران، جلوگیری از وابستگی به یک طرف، افزایش قدرت مانور سیاسی و حفظ نفوذ در تحولات آینده افغانستان استوار است. این سیاست نشان میدهد که تهران، ضمن تعامل با حکومت سرپرست طالبان، همچنان روابط خود را با سایر جریانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، افغانستان نیز حفظ کرده و برای هرگونه تحول احتمالی در آینده آمادگی سیاسی دارد.