پنج تأمل به مناسبت پنجمین سالگرد بازگشت «طالبان» به قدرت
نویسنده: اندرو کوریبکو، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، مقیم مسکو، متخصص در زمینه گذار نظام جهانی به چندقطبی
وضعیت راهبردی منطقه با یک چرخش شگفتانگیز مشخص میشود: روسیه به حامی اصلی نظامی ـ فنی «طالبان» و پاکستان به دشمن اصلی آن تبدیل شده است.
پنج سال پیش، در ۱۵ اوت ۲۰۲۱، «طالبان» به قدرت بازگشت. از این رو، اکنون زمان مناسبی است تا جایگاه آن در داخل کشور و در خارج از آن مورد ارزیابی قرار گیرد. در جبهه داخلی تحول چشمگیری رخ نداده است: «طالبان» همچنان بهطور محکم قدرت را در دست دارد، همچنان از تشکیل یک حکومت فراگیر از نظر قومی و سیاسی خودداری میکند و حقوق زنان همچنان محدود است.
در عین حال، «طالبان» امروز در یک محیط کاملاً متفاوت راهبردی منطقهای فعالیت میکند. ویژگیهای اصلی این وضعیت را میتوان در پنج نکته زیر خلاصه کرد:
۱ - روسیه اکنون شریک اصلی نظامی ـ فنی «طالبان» است
سال گذشته، روسیه نخستین و تاکنون تنها کشور جهان شد که بهطور رسمی بازگشت «طالبان» به قدرت را به رسمیت شناخت؛ اقدامی که در نهایت به امضای توافق نظامی ـ فنی در بهار امسال انجامید.
این توافق رسماً تنها درباره تعمیر تجهیزات نظامی است، اما بسیاری انتظار دارند که همکاریها به مرور زمان ناگزیر گسترش یافته و شامل فروش تسلیحات، آموزش مشترک نیروهای نظامی و دیگر اشکال گستردهتر همکاری شود. برخی حتی بر این باورند که چنین همکاریهایی ممکن است از پیش، بهصورت غیرعلنی، آغاز شده باشد.
در عمل، روسیه جای پاکستان را در نقش سنتی آن بهعنوان شریک اصلی «طالبان» گرفته است.
۲ - پاکستان اکنون دشمن اصلی «طالبان» است
به همین ترتیب، پاکستان اکنون به دشمن اصلی «طالبان» تبدیل شده است. پس از آنکه در آغاز سال جاری میان دو طرف یک جنگ اعلامنشده درگرفت که تا امروز نیز ادامه دارد، هرچند با شدت بسیار کمتری. علت این درگیری، حمایت «طالبان» از گروههای تروریستی فعال علیه پاکستان بوده است.
افغانستان و پاکستان از زمان استقلال پاکستان در وضعیت رویارویی با یکدیگر قرار داشتهاند، زیرا کابل از بهرسمیت شناختن خط دیورند خودداری میکند. با این حال، درگیری کنونی نخستین موردی است که رویارویی میان دو کشور مستقیماً به جنگ منجر شده است.
اگر رویارویی میان «طالبان» و پاکستان به یک وضعیت عادی و دائمی جدید تبدیل شود، این امر میتواند پیامدهای گستردهای برای سراسر منطقه داشته باشد.
۳ - برنامههای بلندپروازانه روسیه برای توسعه ارتباطات حملونقلی برای مدتی نامعلوم متوقف شده است
در ادامه نکته پیشین، باید خاطرنشان کرد که طرح بلندپروازانه روسیه برای ایجاد یک کریدور حملونقل زمینی با پاکستان از طریق خاک افغانستان، در نتیجه درگیری میان کابل و اسلامآباد، برای مدتی نامعلوم متوقف شده است.
این امر به نوبه خود مانع اجرای طرح گستردهتر روسیه میشود؛ طرحی که بر استفاده از بهبود روابط با پاکستان برای میانجیگری در روابط این کشور با هند استوار است.
با این حال، درگیری کنونی همزمان فرصتی برای روسیه فراهم میکند تا تلاش کند میان «طالبان» و پاکستان میانجیگری کند، هرچند، باید اذعان کرد، چشمانداز موفقیت چنین میانجیگریای چندان زیاد نیست.
۴ – «ترامپ ۲.۰» میخواهد نیروهای آمریکایی را به پایگاه هوایی بگرام بازگرداند
حتی پیش از آغاز جنگ اعلامنشده افغانستان و پاکستان در آغاز سال جاری، دونالد ترامپ چندین بار در سال گذشته از تمایل خود برای بازگرداندن نیروهای آمریکایی به پایگاه هوایی بگرام سخن گفته بود.
بنابراین، نمیتوان این احتمال را رد کرد که جنگ «متحد اصلی آمریکا خارج از ناتو» - یعنی پاکستان - علیه «طالبان» دستکم تا حدی با هدف وادار کردن این جنبش به موافقت با بازگشت نیروهای آمریکایی به بگرام صورت گرفته باشد.
در حال حاضر، توجه اصلی آمریکا در منطقه بر جنگ سوم خلیج فارس متمرکز است که تقریباً همزمان با درگیری افغانستان و پاکستان آغاز شد. با این حال، پس از پایان این جنگ، واشنگتن میتواند بار دیگر توجه خود را به افغانستان معطوف کند.
۵ - هماهنگی نزدیکتر آمریکا و پاکستان علیه «طالبان» ممکن است اجتنابناپذیر شود
بر این اساس، کاملاً ممکن است که آمریکا اقدامات خود را علیه «طالبان» با پاکستان از نزدیک هماهنگ کند. با این حال، در حال حاضر تنها میتوان حدس زد که این همکاری در عمل تا چه اندازه پیش خواهد رفت.
اگر گزینههای احتمالی را بر اساس میزان جدیت آنها مرتب کنیم، این همکاری میتواند شامل افزایش حمایت از گروههای مسلح، از جمله «داعش خراسان» (ISIS-K)، عملیات فرامرزی از خاک پاکستان - چه توسط گروههای مذکور و چه توسط ارتش پاکستان - بر اساس الگوی ترکیه در جریان جنگ سوریه، و/یا حملات هوایی آمریکا باشد.
در هر صورت، «طالبان» باید خود را برای چنین تحولاتی آماده کند.
اگر هر پنج این نکته را در کنار یکدیگر قرار دهیم، وضعیت راهبردی منطقه پنج سال پس از بازگشت «طالبان» به قدرت، با یک چرخش شگفتانگیز مشخص میشود: روسیه به حامی اصلی نظامی ـ فنی این جنبش و پاکستان به دشمن اصلی آن تبدیل شده است. این وضعیت میتواند پیامدهای جدی برای سراسر منطقه داشته باشد.
اگر پاکستان جنگ خود علیه «طالبان» را تشدید کند، بهویژه در صورت دخالت احتمالی آمریکا، روسیه نیز ممکن است به نوبه خود حمایت نظامی ـ فنی خود از این جنبش را افزایش دهد. در نتیجه، ممکن است نوعی «بازسازی» جنگ نیابتی افغانستان در دهه ۱۹۸۰ شکل بگیرد، البته این بار در چارچوبی کاملاً متفاوت.