کارشناس تاجیکستان درباره طالبان، جبهه مقاومت و تهدیدهای هیبریدی
گفتوگو: لیلا دنیس، «اوراسیا امروز» (Eurasia Today)
چرا دوشنبه برای عادیسازی روابط با طالبان شتاب نمیکند، اما همزمان تمایلی نیز به رویارویی آشکار با این گروه ندارد؟ آیا شهروندان تاجیکستان که در شمال افغانستان میجنگند، به سیاستهای دولت تاجیکستان کمک میکنند؟ و آیا گروههای تندرو توانایی نفوذ از مرز را دارند؟
رستم عزیزی، کارشناس مسائل امنیتی و مقابله با افراطگرایی، مهمترین چالشهای پیشروی تاجیکستان را در سالهای آینده تشریح میکند؛ از جذب نیرو از طریق تلگرام و تبلیغات هیبریدی گرفته تا دلایل واقعی افراطیشدن مهاجران.
— چرا تاجیکستان همچنان در قبال حذف نام «طالبان» از فهرست سازمانهای تروریستی و افراطی، رویکردی محتاطانه دارد؟ مهمترین خطوط قرمز سیاسی و ایدئولوژیک در این زمینه کداماند؟
— من دیگر موضع دوشنبه را صرفاً سختگیرانه یا آشتیناپذیر نمیدانم. در سالهای اخیر، انتقادهای علنی از طالبان بهطور چشمگیری کاهش یافته و جای خود را به نوعی سکوت راهبردی داده است. با این حال، هنوز زمینههای کافی برای عادیسازی حقوقی و سیاسی روابط وجود ندارد. طالبان به وعدههای اصلی خود عمل نکرده است: دولت فراگیر تشکیل نداده، مشارکت گروههای قومی و سیاسی را تأمین نکرده، حقوق زنان را بهشدت محدود ساخته و بهطور قانعکننده روابط خود را با سازمانهای تروریستی قطع نکرده است.
برای تاجیکستان، بُعد ایدئولوژیک این مسئله نیز اهمیت ویژهای دارد. تصرف قدرت از سوی یک جنبش مذهبی از طریق توسل به زور نباید به الگویی جذاب تبدیل شود که نشان دهد مبارزه مسلحانه در نهایت به کسب قدرت و مشروعیت بینالمللی میانجامد.
— حمایت تاجیکستان از جبهه مقاومت ملی افغانستان تا چه اندازه واقعی است و آیا این جبهه توانایی تغییر موازنه قدرت را دارد؟
— در اینجا باید میان همبستگی فرهنگی و اجتماعی با تاجیکان افغانستان و حمایت اثباتشده نظامی ـ سیاسی دولت تفاوت قائل شد. در منابع و اطلاعات علنی، شواهد کافی وجود ندارد که بتوان با اطمینان از حمایت نظامی سازمانیافته دوشنبه از جبهه مقاومت سخن گفت. البته حمایت نمادین و سیاسی از ایده افغانستان فراگیر وجود دارد. اما ظرفیت خود جبهه مقاومت نیز محدود است. این جبهه میتواند کانونهای مقاومت را حفظ کند، فشار رسانهای و اطلاعاتی وارد آورد و نگذارد موضوع وجود یک بدیل سیاسی برای طالبان بهطور کامل از دستور کار خارج شود. اما بدون شکلگیری یک ائتلاف گسترده در داخل افغانستان، برخورداری از پشتوانه اجتماعی پایدار و حمایت جدی خارجی، تغییر موازنه قدرت در سطح ملی برای آن بسیار دشوار خواهد بود.
— مرز تاجیکستان و افغانستان تا چه اندازه برای مقابله با تهدیدهای جدی آمادگی دارد و ظرفیت واقعی نظام امنیتی موجود چیست؟
— هیچ کارشناس مسئولی نمیتواند با اطمینان کامل به چنین پرسشی پاسخ دهد، زیرا این موضوع به عوامل گوناگون و شرایط متفاوت بستگی دارد. افزون بر آن، بخش قابل توجهی از اطلاعات مربوط به این حوزه محرمانه است. روشن است که در سالهای اخیر مرز بهطور قابل ملاحظهای تقویت شده، تحرکپذیری یگانها افزایش یافته، سامانههای نظارتی گسترش یافته و کمکهای بینالمللی نیز بیشتر شده است. با این حال، این مرز طولانی، کوهستانی و بسیار دشوارگذر است. از اینرو، تهدید اصلی نه حمله کلاسیک نیروهای بزرگ، بلکه نفوذ گروههای کوچک، استفاده از مسیرهای قاچاق، پهپادها و عملیات ترکیبی خرابکارانه است.
— امروز «داعش خراسان» (سازمان تروریستی ممنوعه) تا چه اندازه برای تاجیکستان و کشورهای آسیای مرکزی خطرناک است؟ شهروندان این منطقه چه نقشی در آن دارند؟
— داعش خراسان در حال حاضر فعالترین تهدید تروریستی فراملی مرتبط با افغانستان به شمار میرود. خطر آن نه به تعداد نیروهایش، بلکه به تواناییاش در جذب نیرو از راه دور، ایجاد هستههای مستقل و سازماندهی حملات در خارج از افغانستان بازمیگردد. اتباع آسیای مرکزی، از جمله شهروندان تاجیکستان، در تبلیغات و برخی شبکههای عملیاتی این سازمان حضوری قابل توجه دارند.
با این حال، بیان سهم دقیق آنان صرفاً گمانهزنی خواهد بود، زیرا آمار معتبر و علنی در این زمینه وجود ندارد و برآوردهای منابع مختلف تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند. نقش نیروهای آسیای مرکزی بیش از همه بهعنوان یک ظرفیت زبانی، تبلیغاتی و عملیاتی اهمیت دارد که امکان تطبیق فرایند جذب نیرو با مخاطبان مشخص را فراهم میکند.
— در دوره جنگ سوریه و عراق، کدام مناطق و گروههای اجتماعی تاجیکستان بیش از دیگران آسیبپذیر بودند؟ آیا درست است که بخش عمده افرادی که به این درگیریها پیوستند، از دره فرغانه بودهاند؟
— من بدون بررسی آماری دقیقتر، چنین دیدگاهی را نمیپذیرم. دره فرغانه بدون تردید یکی از مهمترین عرصههای فعالیت برخی شبکههای افراطی، بهویژه در چارچوب گستردهتر آسیای مرکزی، بوده است. اما نسبت دادن بخش عمده جنگجویان تاجیکستانی به این منطقه درست نیست. گستره جغرافیایی خروج افراد بسیار وسیعتر بود و مناطق مختلف کشور را در بر میگرفت.
عامل تعیینکننده نه محل تولد، بلکه مجموعهای از عوامل بود؛ از جمله سن، مهاجرت، بحران هویت، ناآگاهی دینی، انزوای اجتماعی و گرفتار شدن در شبکههای بسته جذب نیرو. از اینرو، منطقه جغرافیایی علت اصلی نیست، بلکه تنها یکی از زمینههای آسیبپذیری به شمار میرود.
— بسیاری از شهروندان تاجیکستان نیز در دوران مهاجرت کاری جذب گروههای افراطی شدند. سازوکارهای افراطیسازی و جذب نیرو در میان مهاجران کاری در خارج از کشور چگونه تغییر کرده است؟
— در گذشته، جذب نیرو بیشتر بر پایه آشناییهای شخصی، گروههای غیررسمی مذهبی، ارتباطات همشهریها و زندگی مشترک استوار بود. اما امروز این روند ماهیتی هیبریدی پیدا کرده است. تماس اولیه ممکن است بهصورت حضوری انجام شود، اما ادامه فرایند شستوشوی فکری به تلگرام، گفتوگوهای خصوصی، پلتفرمهای ویدئویی و حتی جوامع بازیهای آنلاین منتقل میشود. امروزه جذبکننده لزوماً از همان ابتدا پیشنهاد رفتن به منطقه درگیری را مطرح نمیکند.
او ابتدا احساس تحقیر، طردشدگی و بیگانگی را در فرد تقویت میکند، سپس تصویری ساده و سیاهوسفید از جهان ارائه میدهد و تنها پس از آن، او را به سمت توجیه خشونت سوق میدهد. بنابراین، نباید مهاجرت را علت اصلی افراطی شدن دانست؛ بلکه مهاجرت محیطی است که در آن بیپناهی حقوقی، تبعیض و تنهایی، آسیبپذیریهای موجود را تشدید میکنند.
— زبان و ابزارهای تبلیغات افراطگرایانه چگونه تغییر کردهاند؟ آیا نهادهای دولتی توانستهاند خود را با فناوریهای جدید هماهنگ کنند؟
— تبلیغات افراطگرایانه امروز کوتاهتر، احساسیتر و از نظر بصری جذابتر شده است. بهجای سخنرانیهای طولانی ایدئولوژیک، از ویدئوهای کوتاه، میمها، روایتهای شخصی، پاسخهای جعلی دینی و محتوای تولیدشده با استفاده از هوش مصنوعی استفاده میشود. پیامهای افراطی نیز اغلب در پسِ گفتوگوهایی درباره کرامت انسانی، بیعدالتی و دفاع از مسلمانان پنهان میشوند.
نهادهای دولتی تا حدی توانستهاند منابع و کانالهای افراطگرایانه را مسدود کنند، اما این اقدام همواره با تأخیر انجام میشود. آنچه مورد نیاز است، تنها کنترل فنی نیست، بلکه تولید محتوای جایگزین باکیفیت، ارتقای سواد رسانهای، بهرهگیری از کارشناسی دینی و کار مستمر با نسل جوان نیز ضروری است.
— سناریوی اصلی تهدیدهای امنیتی پیرامون تاجیکستان در سه تا پنج سال آینده چیست؟
— کارشناسان واقعگرا احتمال حمله گسترده از خاک افغانستان را اندک میدانند. سناریوی محتملتر، بیثباتی مزمن است؛ شامل حملات پراکنده فرامرزی، تلاش برای نفوذ گروههای کوچک، جذب نیرو از طریق اینترنت، استفاده از پهپادها و تلاش برای بسیج مهاجران.
مهمترین چالش، پیوند خوردن تهدیدهای خارجی با آسیبپذیریهای داخلی است. اگر نارضایتی اجتماعی، بیکاری جوانان، ناامنی مهاجران و کاهش اعتماد عمومی به ابزاری برای تبلیغات افراطگرایانه تبدیل شود، حتی یک شبکه کوچک نیز میتواند پیامدهای بسیار جدی ایجاد کند. از اینرو، امنیت نباید تنها با میزان استحکام مرزها سنجیده شود، بلکه باید با میزان تابآوری جامعه نیز ارزیابی گردد.