هیچ کس در خاورمیانه به جز اسرائیل خواهان تشدید تنش نیست.
نویسنده: نیکولای پلوتنیکوف، رئیس مرکز اطلاعات تحلیلی علمی انستیتوی شرق شناسی آکادمی علوم روسیه، دکترای علوم سیاسی.
سال جدید 2024 در خاورمیانه با بمباران گستردهتر توسط ارتش اسرائیل (IDF) نوار غزه آغاز شد. طبق برآورد کنفدراسیون بینالمللی سازمانهای غیردولتی مستقل آکسفام (دبیرخانه آن در نایروبی کنیا قرار دارد)، روزانه 250 فلسطینی کشته میشوند که به طور قابل توجهی بیشتر از تلفات روزانه در سایر درگیریها در سالهای اخیر است.
طبق گزارش سازمان ملل، تا 11 ژانویه، 23469 نفر در غزه توسط ارتش اسرائیل کشته، 59064 نفر مجروح، 7000 نفر مفقود یا زیر آوار ساختمان ها مدفون شدهاند. در میان کشته شدگان، 70 درصد زنان و کودکان بودند. در این مدت 332 فلسطینی در کرانه باختری به هلاکت رسیدهاند.
از اول تا 11 ژانویه، تنها 21 درصد از منابع برنامه ریزی شده غذا، دارو و آب به غزه تحویل داده شد. اسرائیلیها از 7 تا 10 ژانویه از تحویل داروهای اورژانسی به داروخانه مرکزی شهر غزه و سوخت به تأسیسات آبرسانی و بهداشتی در این شهر و شمال غزه جلوگیری کردند. بیمارستان های باقی مانده قادر به ارائه خدمات به مجروحان و بیماران نیستند. تعداد بیماری های عفونی به تنهایی از 400 هزار نفر گذشت.
همزمان، تشدید شدید اوضاع در مرز لبنان و اسرائیل رخ داد. در دوم ژانویه، صالح العاروری یکی از اعضای برجسته حماس در حمله پهپادهای اسرائیلی به حومه جنوبی بیروت کشته شد. در 8 ژانویه، وسام الطویل، معاون نیروهای ویژه حزب الله، و در 9 ژانویه، علی حسین برجی، فرمانده نیروی هوایی حزب الله در جنوب لبنان که با عجله به مراسم تشییع الطویل می رفت، کشته شدند.
هدف از این اقدامات، وادار کردن حزب الله به اقدامات تلافی جویانه است تا با اتهام حمله به اسرائیل، حمله به لبنان را انجام دهد. تل آویو قصد خود را برای اشغال جنوب این کشور در کنار رودخانه لیتانی و کشاندن ایران از طریق حزب الله به یک جنگ بزرگ پنهان نمی کند.
حملات آمریکا و انگلیس به خاک یمن تحت کنترل جنبش انصارالله، که اعضای آن پس از مرگ بنیانگذار آن حسین الحوثی، که در سال 2004 درگذشت، حوثی نامیده می شوند، اوضاع را بیش از پیش تشدید کرد و جهان را به کسانی که از مردم فلسطین دفاع می کنند و کسانی که از نسل کشی او توسط اسرائیل حمایت می کنند، تقسیم کرد. از یک سو، تقریباً کل جهان عرب، روسیه، چین، ایران، ترکیه، اکثر کشورهای جنوب جهانی. از سوی دیگر، آمریکا و متحدانش که به اسرائیل برای کشتار دسته جمعی فلسطینی ها و اخراج آنها از سرزمین مادری شان براعت دادند.
برنامه های متحدان راست افراطی بنیامین نتانیاهو برای تشکیل ائتلاف دولتی در شب سال نو میلادی توسط بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی، رهبر حزب صهیونیسم مذهبی، آشکارا اعلام شد. او که در رادیو ارتش صحبت می کرد، از مردم غزه خواست تا منطقه محصور را ترک کنند و راه را برای اسرائیلی ها باز کنند. به گفته وی، اگر دیگر اعراب در غزه وجود نداشتند، اکثریت جامعه اسرائیل از این امر استقبال می کردند و این منطقه را به مکانی مرفه تبدیل میدادند.
حمله به یمن خاورمیانه را حتی به فاجعه نزدیکتر کرده است. منطقه یک قدم با یک جنگ بزرگ فاصله دارد، اما غرب از حملات ایالات متحده و بریتانیا به طور کامل حمایت کرد.معلوم شد همانطور که یکی از نمایندگان ناتو گفت، آنها فقط "ماهیت دفاعی داشتند و هدفشان حفظ آزادی دریانوردی در یکی از مهم ترین آبراه های جهان بود."
سوال این است که ایالات متحده چه نوع دفاعی را در هزاران مایل از قاره خود راه انداخته؟ آیا بهتر نبود که آمریکا در دهه های متمادی از سیاست اشغالگرانه تهاجمی اسرائیل و حمایت تسلیحاتی، دیپلماتیک، مالی و به عنوان یکی از اعضای شورای امنیت سازمان ملل برای اجرای تصمیمات این سازمان بین المللی - ایجاد یک کشور فلسطینی در کنار دولت یهود - تلاش میکرد؟
یکی از شرکای معتبر خارجی انستیتوی شرقشناسی آکادمی علوم روسیه که عمیقاً در زندگی سرویسهای اطلاعاتی آمریکا غوطهور بود، بدون تردید پاسخ داد: «ایالات متحده معتقد بود که با کمک اسرائیل می تواند نفوذ خود را در خاورمیانه حفظ کند. برای واشنگتن، اسرائیل تنها متحد واقعی آنجاست. آمریکایی ها فقط برای حفظ این اسب تروا دست به هر کاری می زنند، حتی به ضرر خودشان.»
آیا ضربات آنگلوساکسون ها قادر به شکستن حوثی ها خواهد بود؟ شرکای خاورمیانه ای انستیتوی شرق شناسی آکادمی علوم روسیه که به خوبی از ذهنیت ستیزه جویانه برادران یمنی خود آگاه هستند، این امر را بعید می دانند. از سال 2002، ایالات متحده 400 حمله به یمن انجام داده است. آمریکایی ها بدون عملیات زمینی به اهداف خود نرسیدند و جرات اجرای آن را ندارند. حوثی ها یک دسته پابرهنگان با AK های قدیمی و چاقوهای سنتی یمنی نیستند، بلکه ارتشی آماده جنگ با سلاح های مدرن هستند. نیروهای ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی به این موضوع متقاعد شده بودند.
اما آنچه و چه کسانی از تشدید اوضاع در دریای سرخ بیشترین آسیب را خواهند دید، تجارت جهانی است، به ویژه کشورهای حوزه مدیترانه و اروپا که از آسیا کالا دریافت می کنند. حدود 15 درصد تجارت جهانی از کانال سوئز می گذرد که شامل 12.5 درصد نفت تصفیه شده و بیش از 13 درصد نفت خام، و همچنین تا 8 درصد از عرضه جهانی LNG و 30 درصد از ترافیک کانتینری است. زمانی که یک کشتی کانتینری در سال 2021 در کانال غرق شد و کشتیرانی را مختل کرد، تجارت جهانی روزانه 10 میلیارد دلار از دست داد.
یکی از کشورهایی که به ویژه آسیب میبیند، مصر خواهد بود که در شرایط سخت اقتصادی، از کمبود ارز خارجی و تورم بالا رنج می برد. در حال حاضر، قاهره از چند کشتی (در حال حاضر حدود 100 کشتی کانتینری)، که آفریقا را دور زده میگذرند، حداقل 30 میلیون دلار در روز از دست میدهد.
علاوه بر مشکلات موجود در دریای سرخ، مشکلاتی است که کشتیرانی در کانال پاناما با آن مواجه است که ظرفیت آن به دلیل کم عمقی در نتیجه خشکسالی شدید ناشی از تغییرات آب و هوایی کاهش یافته است. این کانال 6 درصد تجارت جهانی را تشکیل می دهد. در حال حاضر تنها با 55 درصد ظرفیت عادی خود کار می کند. اگر قبلاً 50-60 کشتی کانتینری در روز از آن عبور می کردند، اکنون 24 کشتی و در ماه فوریه ممکن است به 18 کشتی کاهش یابد. کشتی هایی با آبکش عمیق مجبوراند امریکای جنوبی را دور زنند. افزایش مدت سفر و هزینه های حمل و نقل بر قیمت نهایی کالا تأثیر می گذارد. پرداخت هزینه آن به دوش مصرفکنندگان میافتد.
هیچ کس در خاورمیانه به جز اسرائیل خواهان تشدید تنش نیست. اما به طور مداوم توسط کابینه نتانیاهو و حامیان آمریکایی تحریک می شود. اگر این انفجار اتفاق بیفتد، ضربه محکمی به اقتصاد جهانی خواهد بود و باعث افزایش تنش در سایر مناطق بحرانی جهان خواهد شد.