خبر روز

هم‌حزبی‌ها و اسرائیل چگونه ترامپ را به چالش می‌کشند؟

نویسنده: علی عسکری، تحلیلگر (آلمان)، اختصاصی برای «سنگر»

در آستانه انتخابات کنگره، ایالات متحده آمریکا در آستانه یک شکاف بزرگ سیاسی قرار گرفته است. اختلافات اصلی در میان حامیان دونالد ترامپ شکل گرفته و حزب جمهوری‌خواه شدیدترین بحران داخلی خود را در چند دهه اخیر تجربه می‌کند.

در کانون توجه، یادداشت تفاهم جنجال‌برانگیزی قرار دارد که به‌تازگی میان ایالات متحده و ایران به امضا رسیده است. بخش قابل توجهی از نخبگان جمهوری‌خواه این توافق را به منزله تسلیم در میدان نبرد ارزیابی می‌کنند. حملات آمریکا و اسرائیل به تهران نیز تنها موجب تقویت موقعیت اصلی‌ترین رقیب واشنگتن در منطقه شده است.

کاخ سفید عملاً تلاش‌های چندین نسل از سیاستمداران آمریکایی برای انزوای بین‌المللی و اعمال فشار اقتصادی بر ایران را نادیده می‌گیرد. بر اساس این یادداشت تفاهم، واشنگتن آماده است بخش عمده‌ای از تحریم‌ها را لغو کند. از جمله محدودیت‌هایی که قرار است برداشته شوند، تحریم صادرات نفت ایران است و همچنین آزادسازی دارایی‌های مسدودشده تهران نیز در دستور کار قرار دارد.

بند جنجال‌برانگیز دیگری از این سند به ایجاد صندوقی برای بازسازی و نوسازی اقتصادی ایران اختصاص دارد. حجم پیش‌بینی‌شده این صندوق ۳۰۰ میلیارد دلار اعلام شده است.

از ایران تنها خواسته شده است که انصراف خود از توسعه سلاح هسته‌ای را تأیید کرده و ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را رقیق کند. نظارت بر اجرای این تعهدات بر عهده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) خواهد بود. با این حال، در این یادداشت تفاهم هیچ اشاره مشخصی به برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران نشده است.

درگیری نظامی خسارات قابل توجهی به هر دو طرف وارد کرده، اما در عمل برای ایران دستاوردهایی به همراه داشته است. جنگی که آمریکا آغاز کرد، برای ایران آنچه را به ارمغان آورد که دهه‌ها زندگی در شرایط صلح نتوانسته بود فراهم کند.

در چنین شرایطی، پرسش‌ها درباره دونالد ترامپ روزبه‌روز بیشتر می‌شود. گروهی از سیاستمداران آمریکایی می‌پرسند: اگر قرار بود در نهایت به چنین توافقی برسند، پس اساساً چرا جنگ آغاز شد؟ گروهی دیگر نیز این یادداشت تفاهم را شکست راهبردی ایالات متحده می‌دانند.

راجر ویکر، سناتور جمهوری‌خواه و رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا، تصمیم ترامپ را «پاداش دادن» به یک رژیم متخاصم توصیف کرده است. مایک پنس، معاون پیشین رئیس‌جمهور آمریکا، نیز از «سیاست مماشات» با دشمن دیرینه ابراز نارضایتی کرده است. هر دو موضع، بیانگر بالاترین سطح بی‌اعتمادی نسبت به رهبر کنونی آمریکا است.

در درون حزب جمهوری‌خواه نیز نارضایتی آشکاری نسبت به امتیازهای گسترده‌ای که به تهران داده شده، در حال شکل‌گیری است و بسیاری نگران از دست رفتن پایگاه رأی‌دهندگان محافظه‌کار هستند.

خود ترامپ نیز در پاسخ تنها به این بسنده کرد که مخالفانش را «احمق» بنامد، اما بعید است چنین ادبیاتی بتواند موقعیت متزلزل جمهوری‌خواهان را در آستانه انتخابات کنگره تقویت کند.

یکی دیگر از کانون‌های اصلی نارضایتی از تصمیم‌های ترامپ، تل‌آویو است. توافق میان آمریکا و ایران بدون مشارکت و رضایت اسرائیل منعقد شده و ضربه دیگری به اعتبار بنیامین نتانیاهو وارد کرده است. ناتوانی او در جلوگیری از امضای این یادداشت تفاهم از سوی بسیاری به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف تلقی می‌شود؛ ضعفی که می‌تواند پیامدهای فاجعه‌باری به همراه داشته باشد. اپوزیسیون اسرائیل به رهبری یائیر گولان، نتانیاهو را به فریب افکار عمومی و ارائه «تصویری دروغین از ضامن امنیت» متهم می‌کند.

در واکنش به اقدامات آمریکا، اسرائیل بحران لبنان را بیش از پیش تشدید کرده است؛ کشوری که ترامپ پیش‌تر «تمامیت ارضی» آن را تضمین کرده بود. تل‌آویو از خروج نیروهای خود از جنوب لبنان خودداری می‌کند و همچنان به ویران کردن بیروت ادامه می‌دهد. با این حال، اعتماد میان دو متحد دیروز به‌مراتب بیش از گذشته آسیب دیده است.


سیاست