پس از 17 مارس - انتخابات ریاست جمهوری روسیه چه اتفاقی خواهد افتاد؟
نویسنده: فیاض بهرامن نجیمی، تحلیلگر مسائل منطقه ای و بین المللی، عضو شورای مشورتی سنگر
پس از انتخابات روسیه، ممکن ولادیمیر پوتین تغییرات زیادی را در نهاد های حکومتی روسیه به وجود آورد که به طور خاص شامل تیم اقتصادی و دستگاه سیاست خارجی خواهد شد.
وی چندی پیش در یک سخنرانی به گونه روشن از کار های اقتصادی لیبرال ها بر محور وزارت دارایی و بانک مرکزی انتقاد کرد.
حکومت روسیه گام به گام به اقتصاد دوران استالین بر می گردد، که در دهه ۱۹۳۰ روسیه را از کشور عقب افتاده کشاورزی به یکی از قدرت های مطرح صنعتی مبدل ساخت. سیاست اقتصادی استالین به هیچوجه مارکسیستی نبود و بیشتر به مسیر خاصی حرکت کرد، که از حمایت گسترده آمریکا تحت رهبری روزولت برخوردار بود. آن زمان آمریکا موافقت نمود تا فابریکه های ورشکسته آمریکایی را که در نتیجه بحران بزرگ اقتصادی از کار افتاده بودند، به روسیه در ازای جذب هزاران کارشناس به فروش برساند. روسیه که پول برای خرید آن ها نداشت، از ذخایر بزرگ طلای دوران تزاری استفاده کرد و در نتیجه در دو برنامه پنجساله اقتصادی، صنعتی سازی بی پیشینه را در تاریخ بشری با رشد خیلی بلند اقتصادی ثبت نمود. آن سیاست پس از جنگ دوم جهانی تا مرگ یا کشته شدن استالین ادامه یافت و پس از تسلط تروتسکیست ها تحت رهبری خروشچف، از شگفت انگیز بازماند، که آغاز پایان شوروی را رقم زد.
اکنون پوتین به آن برنامه ها برمی گردد و با وصف ۱۸ هزار تحریم بی پیشینه کشور های غربی، توانست رشد ۳ درصدی اقتصادی را در سال ۲۰۲۳، مطابق داده های بانک جهانی و بلومبرگ رقم زند، که در سال ۲۰۲۴ شاخص رشد آن بیشتر می گردد.
اقتصاد ستالینی تلفیق از اقتصاد خصوصی و دولتی بود، که چین پس از دن سیاوپن آن را عملی کرد و معجزه آفرید.
روسیه به آن مدل بر می گردد و حتا بخش از نظریه لنینی را در مسایل مهم بر می گرداند. هدف آن ایجاد مدل دلچسب برای جهان در برابر نظام سرمایه داری لیبرال است. ایدئولوژی روسیه بر محور عدالت خواهی ارتدکسی با معیار های اخلاقی محافظه کارانه دینی ارتدوکس و اسلام می باشد.
نظریه جدید را به برون باید وزارت خارجه تمثیل کند.
وزارت خارجه روسیه پسا شوروی به شدت تسویه و افراد متمایل به آمریکا در آن حضور گسترده داشته اند. ضمیر کابلوف یکی از آنها بوده است، که من در گذشته به آن پرداخته ام.
اما از قراین چنین بر می آید که ممکن سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه در تیم آینده حضور نداشته باشد. دلیل آن خیلی ساده است. در این اواخر موضع گیری های وی در رابطه به جغرافیای به نام افغانستان به سوی دیدگاه های نیکلای پاتروشف رییس شورای امنیت روسیه تغییر ناگهانی نمود، که به شدت ضد طالبان است.
چنان به نظر می رسد که لاوروف به حیث دیپلمات سابقه دارد، می خواهد در تیم آینده پوتین جایی برایش داشته باشد. اما پوتین برای گسترش به برون، نیاز به چهره های جوان ناسیونالیست ضد غربی دارد و سرگی لاوروف نمی تواند چنان شخصیتی برای سیاست های خارجی تهاجمی باشد. او اشتباه های زیادی انجام داده است، که آخرین آن به موضوع جزایر تنب بزرگ و کوچک ایران بر می گردد.
همچنان در مسایل افغانستان، سیاست خارجی روسیه را توسط نماینده خاص روسیه یعنی ضمیر کابلوف که در بیزنس های نفتی با طالبان دست دارد، با دنباله روی آمریکا تا به حال ادامه داده است که در تناقض با نگاه پوتین به مسایل قومی از جمله اکثریت بودن پارسی زبانان است.
اگر سرگی لاوروف پس از انتخابات ریاست جمهوری در کابینه خاص پوتین که شامل وزیر دفاع، وزیر خارجه، رییس های اداره های استخباراتی و رییس شورای امنیت می باشند، حضور نداشته باشد، آنگاه امکان تسویه گسترده در کادر وزارت خارجه روسیه را باید انتظار داشت، که ضمیر کابلوف نیز در جمع آنها خواهد بود.
او دو حامی یکی سرگی لاوروف وزیر خارجه و دیگر علیشیر عثمانوف میلیاردر ازبکی ـ روسی دارد و جایگاه آنها در سیستم جدید آینده روسیه متزلزل خواهند بود.
طالبان دیر یا زود حامیان شان را در ماسکو از دست خواهند داد. آنها بخش از برنامه بریتانیایی ـ آمریکایی اند که برای بی ثباتی آسیای میانه ماموریت دارند!