با انگیزهی ناسیونالیسم قومی، طالبان اغلب تاجیکان را زیر تیغ یا با میل تفنگ شکنجه میکنند.
نویسنده: محمد ناصر صدیقی
در 15 اگست سال پار، اشرف غنی، رئیس جمهور وقت افغانستان از کشور فرار کرد. از قضا، غنی تنها سه ماه قبل از فرار وعده داده بود که در دفاع از کشورش خواهد مُرد. با فرار کردن، غنی تسلط طالبان بر افغانستان را، که توسط پشتونهایی مانند او رهبری می شوند، تسهیل کرد.
ناظران خارجی وقایع 15 اگست را "کودتای بدون خونریزی" توصیف کردند. با این حال، برای میلیونها نفر در افغانستان، بهویژه تاجیکان، اوزبیکها و هزارهها، تسلط طالبان به معنای بازگشت به «تاریکترین روزها» بوده است.
یک رژیم خونین و وحشی
اکثریت مطلق طالبان پشتون هستند. این قوم با نام های افغان و پتان نیز یاد می شود. طالبان یک گروه ناسیونالیست قومی و فاشیست مذهبی هستند که عقاید قبیلهای و مذهبی را در هم می آمیزند. آنها در دهه 1990 با ظلم و وحشیگری بر افغانستان حکومت کردند.
با وجود تمام اعتراضاتشان در رسانهها، طالبان ذرهای هم تغییر نکرده اند. آنها به ارتکاب جنایات علیه زنان، گروههای اجتماعی آسیبپذیر و گروههای قومی غیرپشتون ادامه میدهند. گزارشهای متعدد جنایات جنگی فراوان آنها را مستند کرده است. طالبان هنوز هم مجازات های ظالمانه ای مانند شلاق، قطع عضو بدن، سنگسار، سر بریدن و سایر اشکال اعدام های فوری را اعمال می کنند.
فیلمها و گزارشها از قتلهای وحشیانه، بهویژه تاجیکان در کانون توجه قرار گرفته است. طالبان در شمال افغانستان به ویژه در ولایات پنجشیر و بغلان دست به کشتار بیرویه میزنند.
به تاریخ 11 مارچ، یک ویدیوی گرافیکی در شبکههای اجتماعی دست به دست شد که کشته شدن هولناک بلال احمد 27 ساله، معلم مکتب متوسطه در ولسوالی حصارک ولایت پنجشیر، بدست جنگجویان طالب را نشان میدهد. در 66 ثانیه فیلم، از بلال، یک تاجیک فارسی زبان، به زبان پشتو - زبانی که در پنجشیر صحبت نمی شود - به طور مختصر بازجویی و سپس به او شلیک میشود. محمد راشد، برادر کوچکتر بلال، تایید کرد که مردی که در فیلم ویدئویی دیده می شود، برادر اوست.
در یک فیلم ویدئویی 32 ثانیهای دیگر که در 13 مارچ در فضای مجازی منتشر شد، به نظر می رسد یک جنگجوی طالبان در حال بازجویی از یک مرد غیرنظامی قبل از تیراندازی از فاصله نزدیک است. مقتول خیرالدین نام داشت. ناظران خاطرنشان کردند که او احتمالاً در ولسوالی تاله و برفک ولایت بغلان کشته شده است. بلال و خیرالدین هر دو نان آوران خانوادهی خود بودند. از هر دو بیوه و فرزندان خردسال به جا مانده است.
گزارشهای متعدد دیگری از قتلهای وحشیانه منتشر شده است. پس از دوباره به قدرت رسیدن طالبان پشتون تاجیکان خود را زیر تیغ بُرندهی چاقو یا لولهی دودآلود تفنگ می بینند.
چرا طالبان تاجیکان را هدف قرار میدهند؟
از زمان تأسیس دولت مشتری افغانستان توسط عبدالرحمن خان که از 1880 تا 1901 حکومت می کرد، طبقه حاکم پشتون با ناهمگونی قومی افغانستان آشتی نکرده است. این طبقه به عمد تنوع قومی افغانستان را تهدیدی برای حکومت انحصاری خود می داند. آنها تصور می کنند که مشارکت مساوی غیرپشتونها در فرآیندهای سیاسی ملی و محلی، سلطه آنها بر قدرت را خنثی می کند. این ترس اساسی از تکه تکه شدن، دلیل وجودی ایجاد یک سیستم حکومتی بسیار متمرکز بوده است که همچنان در انحصار پشتونها قرار دارد.
قبل از سلطنت عبدالرحمن خان، تاریخ پشتونها غرق در دشمنیهای قبیلهای و درگیریهای درون-قومی بود. هرچند خان علیه پشتونهای شینوار در شرق میجنگید، او توانست پشتونها را تا حدودی متحد کند و تجاوزات آنها را علیه تاجیکان و اوزبیکها در شمال و هزارهها در مرکز افغانستان هدایت کند. با وجود سرکوب، جوامع فارسی زبان پیوسته در برابر حکومت یکجانبه پشتون مقاومت کرده اند. آنها همیشه طرفدار سیستم حکومتداری غیرمتمرکز در افغانستان بوده اند.
پس از مرگ خان، طبقه حاکم پشتون به سیاست سرکوب خود ادامه داد. در سال 1929، حبیب الله کالاکانی، رهبر مخالف تاجیک فارس - که پشتونها به او لقب «بچه سقاو» را داده بودند تا او را در آن زمان در یک جایگاه اجتماعی پایینتر قرار دهند، برای مدت کوتاهی زنجیر سلطهی تک قومی پشتونها را شکست. تسلط با برکناری امان الله خان، نوه عبدالرحمن خان. در سال 1992، احمد شاه مسعود، یک نابغه نظامی تاجیک، نیروهای خود را به کابل هدایت کرد.
در سال 1992، احمد شاه مسعود، یک نابغه نظامی تاجیک، نیروهای خود را به کابل هدایت کرد. مسعود با شکست دادن حکومت کمونیستی افغانستان که مورد حمایت شوروی بود، چرخه دیگری از سلطه هژمونیک پشتون ها را شکست. برهان الدین ربانی، تاجیک، رئیس جمهور افغانستان شد. این رژیم توسط طالبان به رهبری پشتونها سرنگون شد که بعدها با القاعده توطئه کردند تا مسعود را دو روز قبل از حملات تروریستی 11 سپتامبر ترور کنند.
شماری از پشتونها از بازگشت طالبان سرمست هستند. آنها به گرایشهای ایدئولوژیک و اردوگاههای سیاسی مختلف تعلق دارند. با این حال، ناسیونالیسم قومی بر احساسات دیگر غلبه کرده و افغانستان را در چرخه دیگری از خشونت فرو برده است.
منبع: Fair Observer
در باره نویسنده:
محمد ناصر صدیقی یک مقام سابق دولتی و کارشناس توسعه بین المللی است. وی چندین سمت در دولت سابق جمهوری اسلامی افغانستان داشته است. صدیقی رییس عمومی پالیسیها و برنامهها در وزارت دولت در امور صلح و رییس عمومی هماهنگی، نظارت و گزارشدهی و همچنین سرپرست معینیت پالیسی وزارت مالیه بود. او در طول مدت تصدی خود در وزارت مالیه بین اواسط سال 2019 تا اوایل سال 2021، سازمان دهنده اصلی کنفرانس افغانستان 2020 در ژنو بود. صدیقی ناظر تاریخ سیاسی افغانستان و نویسنده مستقل و مشارکت کننده در نشریه Fair Observer است.