خبر روز

کدام قبایل پشتون مستعدترین بستر برای سربازگیری علیه طالبان است؟

نویسنده: جمال صادقی، رسانه کاتب

حکومت فعلی طالبان در افغانستان، برخلاف ادعای ایجاد یک «نظام اسلامیِ فراتر از قومیت»، در عمل بر پایه‌ یک الیگارشی قبیله‌ای بنا شده است. هسته اصلی قدرت در دستان چند قبیله مشخص مانند نورزیی، هوتک و زدران متمرکز شده و در مقابل، بسیاری از قبایل بزرگ و ریشه‌دار پشتون به طور سیستماتیک از دایره قدرت حذف شده‌اند. این انحصارگرایی، همراه با تسفیه‌حساب‌های خونین گذشته، شکاف‌های عمیقی را در جامعه پشتون‌ها ایجاد کرده است.

در ادامه، وضعیت مهم‌ترین قبایل پشتون که از قدرت بیرون رانده شده‌اند، رهبران شاخص آن‌ها و ظلمی که در زیر سایه حاکمیت طالبان متحمل شده‌اند، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

قبیله اچکزی

اچکزی‌ها یکی از بزرگترین قبایل درانی در جنوب افغانستان، به‌ویژه در مرز سپین‌بولدک قندهار هستند. این قبیله در دو دهه گذشته به عنوان سد نفوذناپذیری در برابر گسترش طالبان در جنوب شناخته می‌شد.

جنرال عبدالرازق، فرمانده قدرتمند پولیس قندهار که توسط نفوذی‌های طالبان ترور شد و برادرش تادین خان رهبران برجسته این قبیله بودند.

دشمنی طالبان با هسته رهبری نورزیی با قبیله اچکزایی، یک کینه خونین و تاریخی است. با سقوط جمهوریت، طالبان دست به انتقام‌جویی وحشتناکی در سپین‌بولدک زدند. کشتارهای صحرایی، اعدام‌های دسته‌جمعی جوانان اچکزی به ظن همکاری با جنرال رازق، ناپدید شدن‌های اجباری و مصادره زمین‌ها و خانه‌های تجار و مردم عادی این قبیله، از تاریک‌ترین کارنامه‌های طالبان در جنوب است. طالبان این قبیله را کاملاً خلع سلاح کرده و در فضای رعب و وحشت نگه داشته‌اند.

قبیله الکوزی

الکوزی‌ها قبیله‌ای بانفوذ، ثروتمند و جنگاور در قندهار و هلمند به‌ویژه در ولسوالی ارغنداب هستند که در دولت‌های گذشته نقش کلیدی در تامین امنیت جنوب داشتند.

ملا نقیب‌الله، فرمانده نامدار جهادی ارغنداب که بارها با طالبان جنگید و خان محمد مجاهد، فرمانده پیشین پولیس قندهار از رهبران برجسته این قبیله‌اند.

طالبان پس از تسلط بر کابل، کمپین گسترده‌ای را برای تضعیف اقتصادی و اجتماعی الکوزی‌ها به راه انداختند. بارزترین نمونه آن، اخراج اجباری هزاران خانواده الکوزی از شهرک‌های مسکونی قندهار مانند فرقه قدیم در سرمای زمستان ۲۰۲۱ بود. طالبان خانه‌های این مردم را با زور اسلحه غصب کرده و به خانواده‌های جنگجویان خود تحویل دادند. الکوزی‌ها اکنون از هرگونه نقش نظامی و سیاسی در زادگاه خود محرومند.

قبیله بارکزی

بارکزی‌ها به‌ویژه شاخه محمدزایی، قبیله‌ای هستند که برای بیش از ۱۵۰ سال پادشاهی و حکومت افغانستان را در دست داشتند و نماد نخبگان سیاسی و تکنوکرات پشتون محسوب می‌شوند.

رهبران شناخته‌شده این قبیله زیاد اند:‌ از چهره‌های تاریخی مانند محمد ظاهر شاه و سردار محمد داوود خان تا چهره‌های معاصرتر مانند گل‌آقا شیرزی، والی پیشین قندهار و ننگرهار به‌شمار می‌رود.

طالبان به بارکزی‌ها به چشم «سکولارها» و «عوامل دولت‌های غربی» نگاه می‌کنند. این قبیله به دلیل بافت عمدتاً شهری و تحصیل‌کرده‌اش، از تمام ساختارهای اداری، قضایی و امنیتی طالبان پاکسازی شده است. املاک بسیاری از بزرگان این قبیله در کابل و قندهار به بهانه «وابستگی به اداره کابل» توسط طالبان مصادره شده و هویت سیاسی آن‌ها عملاً محو شده است.

قبیله احمدزی

احمدزایی‌ها از شاخه غلجایی هستند و نفوذ زیادی در ولایات شرقی و مرکزی مانند پکتیا، لوگر و کابل دارند.

محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین و فراری افغانستان و دکتر نجیب‌الله، رئیس‌جمهور پیشین که توسط طالبان در سال ۱۹۹۶ اعدام شد، از رهبران برجسته این قبیله‌اند.

با وجود اینکه احمدزی‌ها در گذشته سهم بزرگی در بوروکراسی افغانستان داشتند، طالبان به دلیل انتساب روسای جمهور مخالفشان به این قبیله، با سوءظن شدید با آن‌ها برخورد می‌کنند. بزرگان قومی و کادرهای تحصیل‌کرده احمدزی از ادارات دولتی اخراج شده و شبکه‌های نفوذ محلی آن‌ها توسط نیروهای شبکه حقانی در هم شکسته شده است.

قبایل شرقی (شینواری، خوگیانی و منگل)

این قبایل که عمدتاً در ننگرهار و لویه پکتیا مستقر هستند، مردمی به شدت سنت‌گرا و جنگاورند که در گذشته متحد دولت مرکزی بودند.

رهبران شناخته‌شده این قبیله جنرال زمان غم‌شریک، از خوگیانی و جنرال شهنواز تنی (از قبیله تنی/منگل بودند.

در شرق افغانستان، شبکه حقانی، متعلق به قبیله زدران قدرت مطلق را در دست دارد و قبایل رقیب را بی‌رحمانه سرکوب می‌کند. طالبان بسیاری از جوانان شینواری و خوگیانی را به اتهام واهی یا واقعی «همکاری با داعش خراسان» یا «خیزش‌های مردمی»، شبانه ترور یا زندانی کرده‌اند. همچنین طالبان در اختلافات بر سر زمین، با زور اسلحه از کوچی‌ها حمایت کرده و زمین‌ها و چراگاه‌های این قبایل را غصب می‌کنند.

انحصارگرایی بی‌سابقه، خلع سلاح یک‌طرفه، غصب املاک، و انتقام‌جویی‌های خونین طالبان، باعث ایجاد خشم و کینه عمیق و فروخورده‌ای در میان این قبایل بزرگ شده است. این اقوام که روزگاری قدرت و عزت فراوانی داشتند، اکنون خود را تحقیرشده و در خطر نابودی می‌بینند.

دقیقاً به همین دلیل، این قبایل به حاشیه‌رانده‌شده، اکنون به مستعدترین بستر برای سربازگیری علیه طالبان تبدیل شده‌اند. جبهات مقاومت و گروه‌های مخالف طالبان به خوبی می‌دانند که جوانان قبایلی چون اچکزی، الکوزی و شینواری که عزیزان، اموال و غرورشان توسط طالبان پایمال شده، انگیزه‌ای فراتر از سیاست برای جنگیدن دارند؛ انگیزه آن‌ها انتقام و بقا است. در صورت فراهم شدن سلاح و سازماندهی، این قبایل می‌توانند از درون مناطق پشتون‌نشین، ماشین جنگی طالبان را با چالش موجودیتی و جدی مواجه کنند.


سیاست

آ‌بنه شوید !