از سراسر افغانستان، بخصوص، شهر کابل اطلاعات موثقی در دسترس "سنگر" قرار گرفتهاند، که شهادت از شدت فعالیتهای دایش میکنند. طالبان به رسانهها هشدار دادهاند، تا از ارزیابی اخبار مربوط به دایش خودداری کنند. همزمان، بنا به اتیلای واصله، رهبر "دایش خراسان"-شهاب ال-مهاجر یا "اسامه دوّم" میان کابل و ننگرهار رووا میکند و از "شبکه حقانی" فرمان میبرد. این موضوع را "سنگر" پیگیری دارد و خوانندگانش را در جریان حوادث خواهد گذاشت.
نویسنده: محفوظ
امریکا و «طالبان» در حال اجرایی کردن طرح های مشترکی هستند که در ضمیمههای پنهان توافقنامه دوحه ریخته شده است
اول:
مذاکرات مخفی و علنی طالبان با امریکاییها بر سر پنج پایگاه نظامی امریکا در افغانستان و کنترول حریم هوایی افغانستان توسط امریکا است. اگر طالبان این دوخواست امریکا را قبول کند ( که میکند) روابط امریکا و طالبان عادی میشود. طالبان از ترس عناصر ضد امریکایی و ضد اشغال در صفوف خود، ظاهرن از پذیرش این دو خواست اجتناب میکند اما با گذشت زمان مقدمات این پذیرش فراهم خواهد شد. عناصر ضد امریکایی یا کشته، یا منزوی و تضعیف، یا از صف بیرون و یا هم مجاب به پذیرش میشوند. همکاری استخباراتی بین امریکا و طالبان در این زمینه جریان دارد. (بنا به گزارشها، رئیس مبارزه با تروریزم سیا طی یک ماه اخیر دو مرابیته با سراجالدین حقانی، وزیر کشور طالبان ملاقات کرده است. مرکز سیا در مهمانخانة سیرینای کابل هنوز فعال است.) کمیسیون تصفیه صفوف در اجرای این ماموریت نقش کلیدی دارد. اینکه عباس استانکزی با اطمینان از عادی شدن روابط با امریکا سخن میگوید و لفظ انشاالله را به کار میبرد، تصادفی نیست. او طوری وانمود میکند که عادی شدن رابطه با امریکا یک کار خیر است و عناصر مخالف باید این نکته را درک کنند. استانکزی مرموزترین و شیادترین چهره در رهبری طالبان است که طراح همکاری های مشترک بین امریکا و طالبان همو است. او در معاونیت وزارت خارجه روی تقویت روابط با امریکا سخت کار دارد. در ابتدای کار یک مقدار وی منزوی شد اما با افزایش فشار اقتصادی امریکا دوباره به صحنه امد و با تاثیر کلام قدرتمند، بر لزوم بهبود روابط با امریکا تاکید کرد.
دوم:
پولهای افغانستان که امریکا مسدود کرده، به ضرر طالبان نه بلکه یک اقدام سنجیده شده به نفع طالبان است. اگر این پولها در اختیار طالبان میبود، تا حالا حیف و میل میشد و پشتوانه مالی طالبان از بین میرفت. امریکاییها منتظرند که نظام طالبان مستقرتر شود و ظرفیت استفاده بهینه از پولها را پیدا کند. در واقع مسدود شدن پولها یک اقدام برنامهریزی شده و تصمیم مشترک بین حلقه اصلی تصمیمگیری طالبان و امریکاییها بوده است. این کار سه هدف را دنبال میکند.۱- از حیف و میل جلوگیری میکند و اعتبار مالی طالبان را حفظ میکند.۲- بهانه ادامه گفتوگو بین امریکا و تالب که روی موضوعات مخفی انجام میشود، فراهم میشود.۳- افراد و حلقاتی میان طالبان که مخالف روابط امریکا و طالبان اند و دید صرفن جهادی و اعتقادی به مسایل دارند، مجاب میشوند که رابطه داشتن با امریکا به خیر امارت است.
سوم:
مذاکرات طالب و امریکا در باره داعش به این موضوع تمرکز ندارد که چگونه با داعش مبارزه شود. بلکه هدف این است که طالبان با داعش چگونه همکاری کنند. امریکا از طالبان میخواهد که زمینه حضور ریزرفی و اختفای داعش را فراهم سازد. این یک ضمانت اجرایی برای عمل کردن طالبان به تعهداتش در قبال امریکا است. هرگاه طالبان بخواهد از اجرای توافقات با امریکا سرباز بزند، داعش علیه تالب استفاده خواهد شد. امریکا همانگونه که در فکر حفظ سلطه هوایی در افغانستان است، از داعش نیز همچون نیروی زمینی پیاده نظام به شکل نیابتی استفاده میکند. داعش مثل چشم و گوش امریکا در افغانستان فعال میماند. تالب چارهای جز توافق با امریکا ندارد. بلکه امریکا و طالبان در حال اجرایی کردن طرحهای مشترکی هستند که در ضمایم پنهان توافقنامه دوحه ریخته شده است.