خبر روز

مصاحبه اختصاصی با یکی از رهبران مقاومت ضد طالبان امرالله صالح در مورد چرایی حمایت ایالات متحده از رژیم طالبان در کابل، در مورد جهان چند قطبی و نگرش او نسبت به پوتین

نویسنده: آندری سرنکو

منبع: “نزاویسمایا گازیتا”(روسیه)

امرالله صالح یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین شخصیت های سیاسی در افغانستان است. تا به حال، او رسماً به عنوان رئیس جمهور موقت جمهوری اسلامی افغانستان شناخته می شود - رئیس قانونی و شناخته شده بین المللی این کشور، که توسط طالبان (یک سازمان تروریستی ممنوعه در فدراسیون روسیه) برای بیش از دو سال به این سو تصرف شده است. زندگی نامه امرالله صالح 51 ساله صفحات درخشان بسیاری دارد. امرالله صالح پس از آغاز ورود خود به سیاست افغانستان به عنوان متحد نزدیک رهبر ائتلاف شمال، "شیر پنجشیر" افسانه ای احمدشاه مسعود، سپس به یکی از مؤثرترین رهبران نیروهای امنیتی افغانستان تبدیل شد. او وزیر داخله و رئیس اداره امنیت ملی، سرویس اطلاعاتی و ضد جاسوسی افغانستان در زمان جمهوری بود. امروز صالح یکی از رهبران مقاومت مسلح ضد طالبان و از متحدان نزدیک رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان احمد مسعود است. امرالله صالح ارزیابی ها و پیش بینی های خود را برای اوضاع سیاسی در جهان، منطقه و افغانستان در مصاحبه اختصاصی با آندری سرنکو، ستون نویس “نزاویسمایا گازیتا” چنین بیان کرده است:

- آقای صالح، این اولین مصاحبه شما با رسانه روسی روزنامه “نزاویسمایا گازیتا” میباشد، برایم غیر منتظره بود که شما بسیار خوب به زبان روسی صحبت کنید، و فوق العاده زبان روسی را می فهمید. این علاقه تان از کجا سر چشمه میگیرد؟ چرا و چی وقت شما شروع به آموزش آن کردید؟ در افغانستان این کاملا غیر معمول است، جائی که ۲۰ سال زبان انگلیسی مشهور و محبوب بود....

- تشکر زیاد، من هم خوشحالم که اولین مصاحبه خود را بزبان روسی دارم، من زبان روسی را بواسطه پروگرام (مترجم یاندکس) آموخته ام و برای کسانیکه میخواهند زبان روسی بیاموزند این پروگرام را پیشنهاد میکنم. قبلا در کشور من تعدادی از تحصیل یافته ها به زبان روسی صحبت میکردند. مگر، متاسفانه روابط بین کشورهای ما آشفته گردید. اگرچه تعامل فرهنگی وسیع بین روسیه و افغانستان وجود داشت. روابط اتحاد جماهیر شوروی با افغانستان قبل از دهه هشتاد از دید مردم ما یک دوره نهایت خوب تلقی میگردد. امیدواریم به چنین دوره یی بازگردیم.

ممکن من شخص استثنا از جمع رهبری نظام جمهوریت  أفغانستان باشم که بدون تحصیل  زبان روسی آموخته ام. دلیل مهم، که من تصمیم به آموزش زبان روسی گرفتم، این زبان روسی است که نظم جهانی دروغین را به چالش کشیده است. و اگر می خواهید گزینه های دیگری را بدانید، باید زبان هایی را بشناسید و یاد بگیرید که دیدگاه های جایگزین را ارائه می دهند. در دنیای امروز ، قطعا این زبان روسی است.

رول و جایگاه روسیه را در صحنه جهانی چی طور ارزیابی میکنید؟ در مورد رئیس جمهور پوتین چه فکر و نظر دارید؟ تغییرات سیستماتیک که در سال های اخیر در جهان رخ داده است را چگونه توصیف می کنید؟

روسیه نه تنها که از نگاه جغرافیایی کشور بزرگی است. بنظر من روسیه در حال حاضر یکی از ابر قدرت ها نیز میباشد. و این کشور با قدرت بقسم خیلی خوب تعادل جهانی را حفظ کرده است. بعد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ما شاهد جهان یک قطبی در نظم جهانی بودیم که عادلانه نبود. همه چیز دیکته یک کشور ظاهرا بنام دموکراسی، حقوق بشر، بازار آزاد و غیره... بنظرم، روسیه امروز بعنوان فانوس برای بسیاری از ملت ها بخصوص به کشورهای جنوب عمل میکند.  

بنظرم، تاریخ رئیس جمهور روسیه آقای محترم پوتین را بعنوان یک شخصی میشناسد، که با شجاعت میخواهد جهان چند قطبی ایجاد کند، و این برای جهان ما مفید می باشد، نه تنها برای روسیه، بلکه برای همه مردم و کشورها، که قربانی نظم جهانی تک قطبی شدند.

غرب از همه چیز ، هر نوع امکانات را علیه روسیه استفاده کرد و نتیجه نداشت. فعلا اقتصاد روسیه ثابت و پایدار است، ما پیشرفت را مشاهده می کنیم، اقتصاد رشد می کند، با وجود تحریم ها سخت غرب و  بحران در اوکرائین. اقتصاد روسیه به لطف تیم با تعهد و با کفایت کار و عمل می کند. من مطمئن هستم که بدون صلابت شخصی رئیس جمهور پوتین چنین وضعیت مثبتی جریان نمیداشت.

امروز در جهان روسیه را بعنوان مرکز تعادل و ثبات جیوپولتیک نگاه میکنند. این خبر خوش است. برای چنین جایگاهی ضرورت به شجاعتی است که رئیس جمهور روسیه انرا دارا میباشد.  اداره ی جهان ما برای یک مرکز قدرت که فعلا واشنگتن خود را در آن جایگاه می بیند، خیلی بزرگ است، به همین سبب هدف استراتیژیکی را که روسیه تعقیب میکند - جهان چند قطبی – بسیاری ها از این موقف روسیه حمایت و پشتیبانی میکنند.

در ضمن، رهبر ما فرماانده احمد شاه مسعود حتی در آغاز سالهای دو هزار میلادی، رسیدن ولادیمیر پوتین به پست ریاست جمهوری را بسیار عالی ارزیابی کرد. ان وقت، 24 سال قبل، او گفت که "روس ها رهبر شجاع و قاطع خود را یافتند، فرزند حقیقی سرزمین مادری خود را". و احمد شاه مسعود درست پیش بینی کرده بود. رئیس جمهور پوتین ادم قاطع است. نه تنها امروز، بلکه نسلها و مردمان آینده روس از داشتن چنین رهبری افتخار خواهند کرد.

مشکل افغانستان در کجای اجندای امروزی جهانی قرار دارد؟ مفهوم “بازی بزرگ” که تاریخ افغانستان در ۲۰۰ سال اخیر با ان پیوست ناگسستنی دارد فعلا هم قابل بحث می باشد؟ اگر بلی، پس جایگاه آن (افغانستان) در “بازی بزرگ” کجاست؟

متاسفانه، امروز أفغانستان در میان اخبار مهم جهان قرار ندارد. ما در این بخش یک مکث تراژیک و با معنا را می بینیم. مگر زیاد ادامه نخواهد کرد. غرب، متحد بزرگ قبلی ما صرف در مورد حقوق زنان در أفغانستان صحبت می کند. انها در مورد مشکلات دیگر نمیخواهند صحبت کنند، که خود انها انرا در أفغانستان بوجود اوردند. انها می خواهند گناه و تقصیر خود را دفن کنند، زیرا انها خیانت کردند و أفغانستان را برای طالب سپردند. من به "طالبان" بعنوان یک بمب ساعتی نگاه میکنم و قطعاً یک انفجار رخ خواهد داد. هر تحلیل دیگر در ارتباط به طالبان از دو جا سرچشمه میگیرد یعنی همسویی با غرب و یا ساده اندیشی در ارتباط به افغانستان. طالبان افغانستان را از دید سیاسی از هم پاشانیده اند و هیچ کس با رژیم طالبان حس تعلق ندارد.

در عکس: Tfiglobalnews (هند) در 18 اوت 2021 گزارش داد: "امرالله صالح از حمایت روسیه برخوردار است و می خواهد بر افغانستان حکومت کند."

امروز بازیگر اصلی در صحنه أفغانستان امریکا و اتحادیه اروپا میباشد، چون انها پول زیادی را برایشان پرداخت می کنند. آسمان أفغانستان تحت کنترول امریکا باقی مانده و در ان طیاره های بی سرنشین پرواز دارند. ما توافقنامه دوحه (توافقنامه بین امریکا و طالبان در فبوری 2020 انعقاد گردید. یاداشت از طرف روزنامه) را به عنوان یک توطئه نگاه میکنیم که روابط بین طالبان و محافل غربی را تنظیم می کند. در این سند افغانستان چه نقشی و جایگاهی را باید در منطقه داشته باشد، اشاره ای نشده است. در نتیجه، بعد از مردم افغانستان، منطقه اکنون برای ساده اندیشی خود هزینه بالایی می پردازد. طالبان همانند غده سرطانی گسترش می یابند. آنها 19 هزار مکاتب مذهبی - مدرسه در کشور ایجاد کرده اند. .و این اتفاق با حمایت مالی واقعی آمریکا رخ داده است. امریکا می داند که اونها چه انجام می دهند، کمکهای فعلی از طرف امریکا و غرب بدون شک طالبان را کمک و یاری میرساند. کمک های امریکا برای طالبان بدون قید و شرط صورت می گیرد. شاید این قید و شرط در بخش های پنهان قراداد دوحه ذکر شده باشد که از دید مردم ما دور است. ریختن ده ها ملیون دالر بصورت نقد برای طالبان شگفت آور است.

بعضی ها میپرسند، اگر طالبان دوست و متحد امریکا میباشد، پس چرا امریکا اونها را برسمیت نمیشناسد؟ پاسخ بنظرم واضح است: بخاطری که نوع همکاری امروزی بسیار ارزان میباشد، از نگاه اقتصادی و سیاسی برای واشنگتن سود اور است. امریکا نمیخواهد برای این همکاری قیمت بالا پرداخت نماید، و برای غرب نیز چنین روشی مفید و سود اور می باشد. من با موقف رئیس جمهور شما همنظرم که میگوید "استراتیژی تنش" – و این استراتیژی ایالات متحده امریکا می باشد. وقتی که به عقب نگاه کرده و فکر می کنم، مبارزه طولانی غرب با طالبان در افغانستان چه بود؟ آیا در حقیقت جنگ علیه "طالبان" وجود داشت یا این در حقیقت آموزش طالبان بود؟ یاد اور می شوم که جنگ 21 سال ادامه داشت، و تلفات امریکای ها همه 2300 نفر بود.... این تلفات در جنگ واقعی می باشد یا کدام عملیات دیگری جریان داشت، که در نتیجه آموزش طالبان صورت می گرفت؟ تلفات امریکایی ها که ۲۳۰۰ نفر یاد آور شدم، این رقم تلفات در بیست سال و اندی خود نشان می دهد که امریکا با طالبان در جنگ نبود.

شرکای غربی افغانستان امروز میخواهند به چه هدفی دست یابند؟ ما می بینیم که "بازی بزرگ" ادامه دارد، من باور ندارم که 60 میلیون دالری که ایالات متحده امریکا هر هفته برای طالب تحویل می دهد، کمک بشردوستانه باشد. اگر امریکا واقعا خالصانه نگران بحران بشری در جهان می باشد، پس چرا چنین مبلغی را برای کشورهای فقیر دیگر نقاط جهان تخصیص نمیدهند؟ زمانی که می خواهیم در مورد پولهای کمک شده هر هفته بیشتر بدانیم که در کجا مصرف می گردد، سوالات بی پاسخ بیشتری بوجود می اید. در این مورد شفافیت وجود ندارد، بدیهی است که آنها به افغان های عادی نمی رسند. همین چند روز پیش نماینده آمریکا از انتقال بخش بعدی 80 میلیون دلاری به طالبان خبر داد. از طریق چه مکانیزمی این انجام می گیرد، چه کسی این کمک را دریافت می کند، از طریق میانجیگری کدام سازمان - هیچ چیز معلوم نیست.....

صرف می خواهم یادآوری کنم که بعد سقوط جمهوریت در أفغانستان در اگست سال 2021، طالبان 900 نهاد غیر انتفاعی یا تجارتی ایجاد کرده اند و از طریق همین انجو ها از ایالات متحده امریکا و کشورهای غربی پول دریافت می کنند. بنظر من طالبان از درآمد ملی، کمکهای اقتصادی امریکا برای تحکیم پایه ها و تقویت پوتانسیل نظامی خویش استفاده میکنند.

چرا به نظر شما بیشتر ۲۰ سال مبارزه مشترک ائتلاف بین المللی و حکومت جمهوری در کابل با طالبان ناموفق بود؟ آیا نتیجه متفاوتی ممکن بود؟

سقوط جمهوریت افغانها را شوکه کرد. انها باور نمیکردند که ایالات متحده امریکا و ناتو انها را فریب می دهند. این سورپرایز  یا شگفت زدگی بزرگ ناخوشایند/بد برای مردم ما بود. آنها باور نمیکردند که هر حرف نماینده گان غرب دروغ و فریب بوده است. زمانی که امریکا و ناتو به أفغانستان امد، آنها می گفتند که طالبان هرگز برنخواهند گشت، تروریست ها دیگر برنمیگردند، حقوق زنان هرگز نقض نخواهد شد... ما به این دروغ باور کردیم. ما فراموش کردیم که طالبان تا 11 سپتامبر سال 2001 برای امریکا کسان دیگری بودند. و به امریکایی ها اعتماد کردیم. و این بزرگترین اشتباه ما بود. و ما حالا هزینه ی خیلی بالایی برایش می پردازیم. من بسیار واضح در این مورد صحبت می کنم، چون نمیخواهم، نسلهای اینده افغان اشتباه مشترک و شخصی ما را تکرار کنند. بر ملا سازی این حرف یک مسوولیت اخلاقی است که باید من آنرا بخاطر مردم و تاریخ ما ادا سازم. حوزه ضد طالبانی در محاسبه غربی ها متحد شمرده نمیشود. این اشتباه ما بود که با غرب بدون قید و شرط تعامل کردیم.

در عکس: امرالله صالح شخص جالبی برای آمریکایی ها بود - دیدار با دیوید ام رابینسون سفیر ایالات متحده در 2 ژوئن 2014.

میتوانست اين داستان/تاریخ نتيجه ي دیگري داشته باشد؟ بلی، اگر امریکایی ها ما را فریب نمیدادند. اگر انها مذاکره پنهانی را با طالبان اغاز نمیکردند، اگر ضمایم سری در توافقنامه دوحه با طالب وجود نمیداشت. در این صورت، بلی، نتیجه دیگری میداشت.

حادثه یازدهم سپتامبر (حمله تروریستی گروه القاعده که فعالیتش در روسیه ممنوع است، بر برجهای دو قلوی نیویورک در سپتامبر 2001 – یاداشت از روزنامه) این یک اشتباه موقت در روابط بین ایالات متحده و طالبان بود که توسط اسامه بن لادن ایجاد شد. روابط امروزی بین امریکا و طالبان روابطی می باشد که انها رویای انرا داشتند.

من در این بازی سهیم بودم، به ان از داخل نگاه می کردم، من در مبارزه با تروریزم رول قابل ملاحظه ی بازی کرده ام، تا مرگ اسامه بن لادن در سال 2011 میلادی. تا این وقت مبارزه با تروریزم واقعی بود. بعد مرگ اسامه بن لادن تغییر کرد، تا اینکه توافقنامه دوحه در سال 2020 رخ داد: پروسه دوحه که منجر به توافق شد در واقع 11 سال طول کشید. بعد مرگ اسامه بن لادن امریکایی ها دوباره فکر کردند که چیطور می توانند از اسلام رادیکال بعنوان ابزار سیاسی استفاده کنند، همانند چیزی که در سالهای 70-80 میلادی، زمانی که اولین بار اتحاد سازمانهای جاسوسی غرب و اسلام رادیکال صورت گرفت.

چه فکر می کند، طالبان مدت طولانی در قدرت باقی خواهند ماند؟ همچنان، مولوی هیبت الله امیر طالبان کیست؟ در مورد شایعاتی که او چند سال قبل وفات کرده، چه نظر دارید؟

در مورد عواقب حکومت انها در افغانستان... ابتدا اینکه نصف جمعیت افغانستان را زنان تشکیل میدهند، که همانند بردگان زندگی می کنند، انها هیچ حق و حقوقی ندارند، نمی توانند آزادانه سفر کنند، تحصیل کنند، در شفاخانه درمان شوند، نمی توانند کار کنند. ما امروز فکر می کنیم که با ورود طالبان، زنان افغان تنها حق تحصیل را از دست داده اند، مسله این طور نیست، اونها همه چیز را از دست دادند. انها مثل یک زندانی در زندان زندگی می کنند. ثانیا دو میلیون افغان از کشور فرار کردند – بیشتر به ایران، جمع محدودی به پاکستان و حدود سیصد هزار نفر به اروپا. دلیل چیست؟ اگر در کشور تحت حاکمیت طالبان امنیت وجود دارد، اگر اقتصاد رونق دارد، اگر خوشبختی به افغانستان آمده است، پس چرا مردم از آنجا فرار می کنند؟ ثالثا، افغانستان در انزوای کامل بین المللی قرار دارد. چهارم اینکه هیچ سرمایه گذاری واقعی در افغانستان وجود ندارد و هیچ اقتصادی بدون آن نمی تواند توسعه یابد. پنجم. طالبان یک ساختار قدرت عمودی راکد ایجاد کرده است که فقط برای طالبان، از طریق طالبان و برای منافع طالبان کار می کند. در این سیستم ساخته شده بواسطه طالبان هیچ چیزی برای ملت وجود ندارد، همه چیز برای طالبان می باشد. پس چرا آنها از روش های انتخاباتی در هراس اند و ترس دارند، چرا آنها انتخابات عمومی یا حداقل یک رفراندوم در مورد اعتماد به رژیم خود برگزار نمی کنند؟ بله، چون می دانند که در این صورت  دیگر طالبان قدرت نخواهند بود. در واقع طالبان یک دیکتاتوری مذهبی و قبیلوی را میخواهند بالای مردم بقبولانند که درین عصر بسیار سخت خواهد بود.

موفقیت عمده طالبان اینکه در جریان دو سال انها به طور منظم پولهای هنگفتی را از ایالات متحده بواسطه انجو های تحت کنترول خود دریافت می کنند.

با وجود برخی آشفتگی ها در روابط طالبان و اسلام آباد، ارتش پاکستان همچنان از طالبان حمایت می کند. این نیز دستاورد قابل توجهی از رژیم طالبان است. شورای مرکزی طالبان و رهبران طالبان برای بیست سال در پاکستان اقامت داشتند و این را امریکا می دانست. یکی از خبرنگاران غربی نوشته بود که امریکا بمب هایش را در موقعیت غلط استفاده می برد زیرا طالبان در افغانستان نه بلکه در پاکستان اند. راست گفته بود.

طالبان در افغانستان چه چشماندازی دارند؟ بحران پناهندگان در حال بازگشت است (تصمیم دولت پاکستان برای اخراج بیش از یک و نیم میلیون پناهنده افغان به افغانستان از 1 نوامبر 2023 – یاداشت روزنامه). سرمایه گزاری خارجی هرگز به این کشور برنمیگردد. تعصب و دگم اندیشی مذهبی رشد خواهد کرد. برای چه کسانی 19 هزار مدرسه توسط طالبان ساخته می شود؟ ما در کشور خود به ان رقم مسجد نداریم، ان تعداد ملا وجود ندارد. به این معنی که اینها جنگجویانی برای ارتش- نیابتی خواهند بود که توسط طالبان ساخته شده است.

درمورد ملا هیبت الله، بلی، او وجود فزیکی دارد. بعد مرگ ملا اختر منصور او کاندید مورد نظر برای پست رهبر طالبان بود، او مورد حمایت سازمان اطلاعاتی پاکستان قرار داشت. گاهی تحلیل گران چینایی جدی و یا شوخی گفته اند که هیبت الله همانند مائوتسه ما می باشد. من با این نظر آنها موافق نیستم، ملا هیبت الله ماوتسه طالبان نیست، او پل پوت می باشد. اینرا همه کسانیکه فکر دوستی با طالبان را دارند، در ذهن داشته باشند. پول پوت نیز از عکس و ظاهر شدن خوشش نمی آمد و خود را حسابده به مردم نمیدانست.

چرا در مدت دوسال حکومت طالبان در افغانستان، حرکت مقاومت ملی علیه دیکتاتوری طالبان همه گیر نشد؟ افغانها طالبان را خوش دارند؟ یا اونها با رژیم طالبان آشتی کرده اند؟ دورنمای مقاومت ضد طالبان و خاصتا جبهه مقاومت ملی افغانستان برهبری احمد مسعود را در دو یا ۳ سال آینده چگونه ارزیابی می کنید؟

سه روز تا ساقط شدن جمهوریت، در اگست 2021، رهبری أفغانستان تماسهای از متحدان ما در غرب دریافت کرد، که پیشنهاد بیرون شدن از کابل برایش داده می شد. برای من هم چنین تماسهای گرفته شد. من متحد اصلی سازمانهای غیر دولتی و اطلاعاتی غربی در مبارزه با تروریزم در أفغانستان بودم، این چیز پنهانی نیست. مبارزه موثر با تروریزم و گروپ های مرتبط به انها بدون همین قسم همکاری و تماس با بخشهای اطلاعاتی امکان نداشت. مگر من این پیشنهاد فریبنده رفتن به غرب را رد کرده و به پنجشیر رفتم؛ جائی که با آقای احمد مسعود حرکت مقاومت را تاسیس کردیم.

ما گفتیم که طالبان و رژیم آنها را هرگز برسمیت نخواهیم شناخت. من خوشحالم که چنین انتخابی کردم و به ان افتخار می کنم. مخالفت ما با طالبان واقعی است نه جعلی و ساختگی. طالبان یک حاکمیت نامشروع اند، طالبان بواسطه طرح توطیه ایالات متحده حکومت را گرفتند. مگر با چنین طرح و توطیه، حکومت انها را مشروعیت نمیبخشد. شما می بینید که پس از گذشت بیشتر از دو سال هیچ یک از جریان های سیاسی با طالبان همکار نشده اند.

رهبری جبهه مقاومت ملی أفغانستان احمد مسعود رهبر دارای مشروعیت واقعی می باشد، او جز قدرت در 20 سال گذشته نبود. من از آقای مسعود و موقف سیاسی او حمایت می کنم.

در مورد اینکه چرا تا هنوز در أفغانستان مقاومت همه گیر علیه طالبان نمیباشد، چون تا هنوز شوکه شدن مردم از سقوط جمهوریت و همه جوانب توطیه توسط دوستان بظاهر متحد ما به مردم هویدا نگردیده است.

در عکس: روح الله عزیزی برادر امرالله صالح به تاریخ 19 سنبله در منطقه کروخ ولایت پنجشیر از سوی طالبان به شهادت رسید.

بلی، بعضی ها در أفغانستان با طالب سازش کردند، کشورهای وجود دارد که می خواستند سرزمین افغانستان به پایگاهی برای طالبان تبدیل شود. افغانستان از نظر اقوام و زبانها کشوری بسیار متنوع است، طالبان در تلاش است تا همه را یکسان کند و این در واقع غیرممکن است و این یکی از دلایلی است که مقاومت در برابر طالبان توسعه خواهد کرد. بعضی ها می گویند که این بار حرکت طالبان قبل از گرفتن کابل شمال را تسخیر کردند. ساحه نفوذی مقاومت را. چرا؟ جزیات زیاد است. یکی آن جزیات این است که امریکایی ها هیچ گاه از عملیات ارتش مثلا در بدخشان علیه طالبان حمایت نکردند. هیچگاه. حالا که می بنیم آن عدم حمایت عمدی بود.

انوع مختلفی از مقاومت وجود دارد. مبارزه مسلحانه صرف یک نوع ان می باشد. امروز ما سه تا از چهار عنصر اصلی مقاومت موفق داریم: سازمان بزرگ "جبهه مقاومت ملی أفغانستان"، یک رهبر مشهور و محبوب، رهبری منسجم با اراده و انگیزه سیاسی. اما ما این مشکل را حل می کنیم و به حمایت دوستان و متحدان واقعی مان باورمند می باشیم.

همچنان یاد آوری می کنم که تاریخ أفغانستان یک تاریخ داستانهای مملو از شگفتی ها است، متنوع و غیر مترقبه، "قوی سیاه" که کسی از وجودش نمیدانست. چه کسی می داند، فردا ما بیدار شده و اعتراضات عمومی را در أفغانستان شاهد باشیم. این کشور بی همتا و منحصر بخودش است. اگر شما صرف در مورد خاموشی می شنوید، به این خاموشی و سکوت باور نکنید. در ان زمان هم هیچ کسی فروپاشی جمهوریت را پیش بینی نمیکرد، شک نکنید، همین اتفاق می تواند ناگهان دوباره در مورد رژیم طالبان رخ دهد.

سیاست فعلی روسیه را در ارتباط به افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟ فکر نمی کنید که با آمدن طالبان در قدرت، جایگاه مسکو در این کشور بطور قابل توجهی ضعیف گردید؟ توصیه و پیشنهاد تان برای سیاستمداران و دیپلمات های روسیه که بالای توسعه و اجرای سیاست روسیه در قبال افغانستان کار می کنند چیست؟ به چه چیزی توجه بیشتر داشته باشند؟

بعد یازدهم سپتامر 2011 و در این 23 سال اخیر، روسیه چهار مرحله را در استراتیژی روابط با أفغانستان سپری کرده است. در مرحله اول روسیه همانند بسیار کشور های دیگر به ایالات متحده امریکا اعتماد کرد، امریکا را کمک کرد، چون انها جنگ در مقیاس جهانی علیه تروریزم اعلام کرده بودند. روسیه در انوقت اجازه داد که امریکا از اراضی اش استفاده کند، به لطف این خط تامین منابع از سمت شمال که از طریق آن نیازهای نیروهای غربی در افغانستان برآورده می شد.

در مرحله دوم، زمانیکه روسیه نگاه می کرد که امریکا واقعا کارهای دیگری انجام می دهد که شفافیت و خلوص نیت در ان وجود ندارد. در این زمان بود که روسیه خط شمالی تامین لوژیستیکی را بسته و آغاز به انتقاد از امریکا کرد. سپس، در پایان سال 2013 - اوایل سال 2014 ، پوتین از ایالات متحده پرسید که چرا هیچ نتیجه واقعی در مبارزه با تروریسم در طول 14 سال فعالیت آشفته وجود ندارد و از واشنگتن توضیح خواست. متأسفانه، در آن زمان "اتحاد شمال" سابق برای آغاز مرحله جدیدی از روابط خوب با روسیه آماده نبود. ما ریشه های خود را فراموش کرده بودیم، فراموش کرده بودیم که موقعیت ما بسیار ضعیف است. سپس، روسیه شروع به تعامل با طالبان کرد، که گفتند آنها دشمن ایالات متحده و اشغالگران غربی هستند. با این حال، وقتی روسیه می خواست مذاکرات با طالبان را به مسکو منتقل کند، ایالات متحده گفت نه، و طالبان با این توافق کردند. در نتیجه، روسیه از روند مذاکره غرب با طالبان هیچ چیزی دریافت نکرد و روسیه در نهایت قربانی توطئه طالبان و آمریکایی ها و دروغ های آنها شد. من به این باور دارم که اگر پروسه صلح در هرجای دنیا غیر از قطر صورت میگرفت احتمال نتیجه دیگر می بود. قطر در واقع یک پایگاه هوایی امریکاست. من شخصا – تکرار میکنم - در آلمان که با ریس جمهور غنی بودم از امیر قطر پرسیدیم که چرا این قطر آزادی برای طالبان داده اید در حالیکه آنها هر روز انفجار میدهند؟ چرا برای آتش بس فشار نمیدهد؟ او صادقانه صحبت کرد. گفت که ما صرفا میزبان استیم. این پرسش ها را از سازمان اطلاعات امریکا و یا سی آی ای نمایید. این پاسخ صادقانه بود.

مرحله سوم بعد سقوط جمهوریت و در سال 2021 اغاز گردید. روسیه فکر می کرد که امریکا از أفغانستان رفته و یک خلاء سیاسی بوجود امده است و مسکو می تواند با انتخاب روش همکاری با طالبان انرا پر نماید. مگر طالبان به دعوت مسکو حرمتی نگذاشتند، به وزنه سیاسی روسیه حتی در منطقه احترامی قائل نبودند. به همین سبب اتحاد واقعی بین روسیه و طالبان صورت نگرفت.

امروز ما در مرحله چهارم سیاست روسیه در افغانستان هستیم. روسیه در تلاش است تا یک "نقشه راه" قانونی برای سازماندهی کمک به مردم افغانستان پیدا کند. بله، تعامل بین روسیه و طالبان وجود دارد، اما مسکو هنوز طالبان را به رسمیت نمی شناسد، و در کنار این، تعامل بین مسکو و مخالفان طالبان وجود دارد. آقای مسعود به مسکو رفته بود و آمادگی رفتن دوباره به انجا را دارد. من می دانم که 23 نوامبر کنفرانسی با اشتراک مخالفین طالبان  در مسکو برگزار خواهد شد. این یک علامت خوبی است. این نشان می دهد که مسکو به تنوع جامعه افغانستان و طیف سیاسی افغانستان احترام می گذارد. ما از مسکو برای این تصمیمات مشروع خوب تشکر می کنیم.

مهم ترین توصیه من به متخصصان روسی که در استقامت با افغانستان کار می کنند این است که لطفا به مردم افغانستان کمک کنید تا یک دولت قانونی ایجاد کنند. بدون مشروعیت، بدون قانون اساسی، بدون پایه قانونی، هیچ دولت عادی در افغانستان وجود نخواهد داشت، یک خلاء سیاسی با عواقب غیرقابل پیش بینی برای همه باقی خواهد ماند. متاسفانه امروز افغانها در کشور خود حاکمیت قانون، نظام حقوقی را نمی بینند، آنها حتی چهره رئیس رسمی دولت خود را نمی بینند…

ما باید آگاه باشیم که افغانستان یک "طالبانستان" نیست، و نه یک پشتونستان. تنها یک راه برای آینده افغانستان وجود دارد - یک اجماع گسترده همه ملیتها در کشور از طریق بیان اراده عمومی. امیدوارم روسیه این را درک و به آن کمک کند.

توانایی های امریکا و کشورهای ناتو را در افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟ در مسکو بعضی سیاستمداران برجسته از برگشت حضور نظامی امریکایی ها در افغانستان و در منطقه در عموم نگرانی و ترس دارند. بنظر شما این ترس چی قدر موجه می باشد؟

من فکر نمیکنم که ایالات متحده امریکا از أفغانستان رفته باشد. اونها صرف نوع حضور و اتحاد خود را با کابل تغییر دادند. قبلا شریک ایالات متحده دولت جمهوریت بود، قانونی و مشروع بود، بر اساس اسناد قراردادی و قانونی، ما یک پارلمان ملی، قانون اساسی، رسانه های مستقل خود و غیره را داشتیم. ما روابط باز با واشنگتن داشتیم، اما این هزینه بسیار زیادی برای ایالات متحده داشتند. در نتیجه امریکا تصمیم گرفتن که این هزینه ها را کم کنند. به همین سبب برای امریکا شریکی و اتحاد جدیدی با طالبان، این دست نشاندگان پنهان واشنگتن و غرب بوجود امد.

ایالات متحده امریکا بطور کامل از أفغانستان خارج نشد، انها این همه وقت تحت پوشش انجو ها  و به نامهای دیگر انجا کار می کنند، بواسطه طیاره های بدون سرنشین هر روز آسمان أفغانستان را تحت کنترول دارد... ایالات متحده حدود 3 میلیارد دلار از بودجه دولت افغانستان را به دلیل تردید در مشروعیت طالبان مسدود کرده است، اما تاکنون حداقل 5 میلیارد دلار به طالبان پرداخت کرده است. اگر اینقدر غمگین نبود، خنده دار است.

پیامدهای چنین سیاستی نه تنها افغان ها، بلکه کل منطقه را نیز تهدید می کند. قلمرو آسیای مرکزی برای روسیه مهم است و زیر چتر امنیتی مسکو قرار دارد. و در آنجا هماهنگی، همکاری، امنیت واقعی را می بینیم. این دقیقاً به این دلیل امکان پذیر شد که روسیه توطئه و فریب بازی نمی کند و سیاست باز و درست را دنبال می کند. برعکس، هرجای که غرب است، در آفریقا، در خاورمیانه، در افغانستان، آنجا ثبات نیست، درگیری ها و جنگ ها دائماً در آنجا رخ می دهد.

 دیدگاه حوزه آسیای مرکزی و یوریشا نسبت به روسیه مملو از اعتماد است و مسکو همکار یا پارتنر ثبات می بینند. این دیدگاه در ارتباط به امریکا وجود ندارد.

طالبان امروز متحد و شریک اصلی غرب در أفغانستان و منطقه می باشد. طالبان بر ضد تاریخ و فرهنگ ما قرار دارد، بر ضد تنوع ما، آنها هچ کسی را بجز خود قبول ندارند. به همین دلیل ما، حرکت مقاومت ما علیه طالبان می جنگیم. ما هدف مشترکی با روسیه و کشورهای آسیای مرکزی داریم، طالبان بر ضد ثبات منطقه کار می کند، این تهدیدی برای مشروعیت منطقه است، از جمله تهدیدی برای منافع روسیه در منطقه. و امیدوار استیم که مشترکات استراتیژیک ما باعث اتحاد ما با مسکو شده است. طالبان تهدید برای ثبات کشورهای اسیای مرکزی می باشند و ان حضور مشروع روسیه را مورد تهدید قرار می دهد.

تحقق سیاست امروز امریکا در افغانستان وابسته به چیست؟ در کل به نظر شما افغانستان برای امریکا مهم می باشد؟

امروز طالبان را هیچ کسی بیشتر از ایالات متحده کمک نمیکند. این در چوکات توافقنامه دوحه با طالبان که در فبوری سال 2020 انجام گرفت، صورت می گیرد. مگر در این توافقنامه هیچ منافع کشورهای منطقه مد نظر گرفته نشده است. چرا امریکا توافقنامه را  در دوحه امضا کرد؟ همانطور که خودشان امروز می گویند، آمریکایی ها افغانستان را ترک کردند چون برای جنگ بزرگی علیه روسیه در اوکراین آماده می شدند. برای این جنگ علیه روسیه و چین، برنامه خروج از افغانستان را اجرا کردند، می خواهم تاکید کنم، خود آمریکایی ها بسیار واضح خود این را اعتراف می کنند.

در عکس: امرالله صالح و جنرال نیکلسون، فرمانده ناتو در افغانستان، 24 جولای 2016.

گاهی امریکایی ها تلاش می کنند که بگویند که در جمهوریت فساد بود و دیگر قابل حمایت نبود. اما واقعیت این است که اگر فساد بود در آن تنها افغانها دست نداشتند. از هر دلاری که به افغانستان کمک می شد هشتاد سنت آن دوباره به امریکا بر میگشت. در واقع سپردن افغانستان دوباره به طالبان ثبوت های فساد را نیز دفن کرد. این موضوع را جولیان آسانج در سال ۲۰۱۱ گفته بود که امریکا در نهایت افغانستان را به طالب می دهد که فساد سیاست مداران خودش را با این کار دفن خاک کند. حالا که دیگر نمیتوانند با بحث فساد مسله را بپوشانند واقعیت اصلی را اعتراف کردند که خروج بخاطر حمایت از اوکراین بود.

هدف اصلی اتحاد غربی به رهبری ایالات متحده شکست استراتژیک روسیه است. و نه تنها از طریق اوکراین، نقاط آسیب پذیر دیگری نیز وجود دارد. از جمله در آسیای مرکزی. از همین سبب افغانستان برای ایالات متحده جالب است. شکست استراتیژیک روسیه اصطلاح خود غربی هاست. من آنرا ایجاد نکرده ام.

نظرتان در مورد نقش چین در “بازی افغانستان” مدرن چیست؟ چقدر امید برخی سیاستمداران و کارشناسان در مورد جایگزینی نقش چین به جای امریکا در افغانستان موجه است؟

من به چین به عنوان همسایه بزرگمان احترام می گذارم. من با شرکای چینی ارتباط خوبی داشتم. به نظر من، چین در "بازی افغانستان" ریسک بزرگی نخواهد کرد. هنوز مشخص نیست که پکن امروز از چه ارزش هایی حمایت می کند. تجارت، پول، سرمایه گذاری ارزش نیست.

در مورد روابط چین با طالبان، می خواهم دوباره تذکر دهم که أفغانستان - طالبانستان  نیست، در أفغانستان ملیتها، گروه ها و قبائیل زیادی زندگی می کند. سرمایه گذاری تنها و انحصاري بر طالبان هيچ نتيجه اي سازنده اي نخواهند داشت.

من به قابلیتهای اقتصادی چین احترام می گزارم، مگر بر اعتماد سیاسی و ارزشگزاری بر طالبان را نمیتوانم حرمت نمایم.

آیا چین خلا سیاسی موجود در أفغانستان را بعد خروج ناتو می توانند پر کنند، نه خیر، نمیتوانند. ما جاه طلبی های سیاسی و نظامی قابل مقایسه ی را از سوی پکن نمی بینیم، چنین استراتژی بنظر نمیرسد.

ارزیابی تان در مورد تهدیدات “دولت اسلامی” یا داعش برای افغانستان و منطقه، خاصتا شاخه (ولایت خراسان) چیست؟ روایت داعش در افغانستان چیست یا چه نوع ان است؟ چه کسی در عقب این گروه جهادی قرار دارد؟ به نظر شما یک روزی امکان اینکه داعش در افغانستان قدرت را غضب کند وجود دارد؟

یک روز صبح خواندم که ایالات متحده و ناتو از بگرام (یک پایگاه نیروی هوایی در نزدیکی کابل - یادداشت از روزنامه) فرار کرده اند و به هیچ کس در مورد آن چیزی نگفته اند. پس از آن، همه به فرودگاه رفتند و اموال باقی مانده را زیر و رو کردند. در آن زمان ما دیگر قوای کافی و ریزرف حفاظت و  نگهداری بگرام را نداشتیم. چرا آمریکایی ها و اعضای ناتو به ما، متحدان افغان، در باره برنامه های خود چیزی نگفتند؟ اگر برای ما از قبل گفته می شد حد اقل آماده گی برای حفاظت بگرام روی دست می گرفتیم. این در حال حاضر یک سوال لفاظی/زبان بازی است - هیچ پاسخی برای آن وجود ندارد. آنها مانند راهزنان رفتار می کردند، کسانی که مخفیانه دزدی می کنند. در آن وقت در بگرام تا 5 هزار زندانی دولت اسلامی یا داعش نگهداری می شد. همچنان 3 هزار بندی دیگر در زندان پلچرخی کابل بود. در نتیجه 8 هزار جنگجو داعش، با آمدن طالبان در قدرت از زندانها آزاد گردیدند. پرسش اینجاست آیا امریکا نمیدانست که با خروج غیر مسوولانه و بدون هماهنگی با حکومت در کابل این زندانی ها فرار می کنند؟

قابل ذکر است که با خروج آخرین چنرال آمریکایی از افغانستان، اف بی آی برای سر ثنا الله، رهبر ولایت خراسان داعش، 10 میلیون دلار جایزه تعیین کرد. این چه بود - هشداری به جنگجویان افغان داعش یا میل صادقانه برای دستگیری رهبر آنها؟ در واقع این فقط یک تبلیغ بزرگ برای داعش در افغانستان بود که پس از آن افغان‌ها و غیرافغان‌ها متوجه شدند که یک فرد بسیار خطرناک ظاهر شده است که اتحاد غربی برای رئیسش حاضر است پول هنگفتی بدهد، اتفاقاً همانند جایزه ی بر سر سراج الدین حقانی (رهبر ممنوعه تروریستی "شبکه حقانی" در فدراسیون روسیه - یادداشت "روزنامه"). پس از این، نباید از افزایش تعداد جنگجویانی که می خواهند تحت فرمان چنین فرمانده تروریستی که توسط غرب به رسمیت شناخته شده است، تعجب کرد.

در عکس: شرکت کنندگان در کنفرانس ضد تروریسم در واشنگتن، ژوئیه 2015.

 ایالات متحده امریکا موضوع داعش را در أفغانستان بعنوان دلیلی بر همکاری با طالبان اذعان می کند. برای انها یک چیز عادی است. دیروز انها از شرکای دولت جمهوری در کابل علیه طالبان استفاده کردند، حالا با طالبان علیه داعش همکاری می کنند. کي میداند فردا چه اتفاقي رخ خواهد داد…

همین دیروز، طالبان دشمن آمریکا محسوب می شدند، حالا دوستش هستند. چرا نمایندگان آمریکا میگویند که مخالف حرکتهای مقاومت مسلحانه با طالبان هستند؟ چرا مقاومت در برابر طالبان در افغانستان در نگاه آمریکایی ها سه سال پیش مشروع بود و اکنون اینطور نیست؟ پاسخ واضح است - ایالات متحده نمی خواهد طالبان را به عنوان شریک جدید خود بی ثبات کند. ده ها نفر از افسران امریکایی در جنگ با طالبان به رتبه جنرالی رسیدند اما اکنون برای ما هشدار می دهند که با طالب جنگ نکنید. مگر فرق بین  طالب امروز با طالب سال ۲۰۱۰ چیست. حتا خشن تر و با تکبر تر شده اند.

در عین حال، ایالات متحده و برخی دیگر از شرکت کنندگان در "بازی بزرگ" نمی خواهند داعش را در افغانستان به طور کامل شکست دهند. چرا؟ باید دلیلی برای هرج و مرج مداوم وجود داشته باشد. دیگر اینکه چگونه می توان توضیح داد که جنگجویان داعش از کشورهای غربی در مورد این مبارزه زیاد صحبت می کنند، اما خود داعش همچنان به افزایش قدرت خود و جذب شبه نظامیان جدید به سمت خود ادامه می دهد.

دراین حال، چند هفته پیش، شاخه افغان دولت اسلامی 1 میلیون و 200 هزار دالر از حامیان خارجی ناشناخته خود دریافت کرده و بلافاصله فعالیت های تروریستی خود را تشدید کرد. تا انوقت داعش در أفغانستان در مدت 4 الی 5 ماه فعالیتی نداشت. همزمان خانواده بعضی از رهبران کلیدی شاخه أفغان داعش در آرامش و راحتی در پاکستان زندگی می کنند.

ممکن داعش یک زمانی بر قدرت جلوس نماید؟ رهبر ولایت خراسان ثنا الله همین گذشته نه جندان دور در جمع نزدیکان خود اظهار کرد 15 هزار عضو داعش در حال حاضر به طور مخفیانه در ساختارهای طالبان خدمت می کنند و قول داده اند که یک روز "کودتای بزرگ" به نفع داعش در افغانستان رخ خواهد داد…

بحران فعلی خاور میانه چه تاثیری بالای وضعیت افغانستان دارد؟ چه فکر میکنید طالبان برای جنگ بخاطر منافع فلسطین علیه اسرائیل خواهند رفت؟ امکان صادر نمودن ایدئولوژی و دکترین سیاسی طالب به خارج از افغانستان وجود دارد؟ یا طالبان یک پدیده منحصراً افغانی است؟

 قبل از همه، می خواهم تاکید کنم که با نظر آقای رئیس جمهور پوتین موافقم: یک راه حل اساسی برای مشکل خاورمیانه تنها از طریق ایجاد یک دولت مستقل فلسطین امکان پذیر است. بدون این جنگ در شرق میانه هرگز خاموش نخواهد شد. اسرائیل ممکن در جنگ با حماس برنده شود، اما نمیتواند در جنگ با ملت فلسطین پیروز گردد.

در مورد روابط طالبان و حماس، در همین أواخر رهبر گروه خالد مشعل خودش گفت که طالبان را به عنوان نمونه ای موفق می بیند. نمایندگان حماس با طالبان در دوحه دیدار کردند. من کدام ثبوت مشخص ندارم.

من هيچ مدرکي از دخالت طالبان در درگيري با اسرائيل ندارم، فکر می کنم اگر انها در جنگ شرکت کنند، 60 ميليون دالر شیرینی که از آمريکايي ها ميگيرند را از دست خواهند داد. طالبان رابطه خود با غرب را با مخاطره قرار نمیدهند و تا امروز خموشی اختیار کرده اند و این حرف های قبلی مرا در باره رابطه پنهان امریکا با طالب برملا می سازد.

در مقابل، طالبان گروپهای تروریستی همانند انصار الله، حرکت اسلامی ازبیکستان (همه  گروه های ممنوع در روسیه میباشند) و دیگر جنبش های جهادی متمرکز بر آسیای مرکزی را کمک می کنند، در این جا آنها در اقدامات خود احساس آزادی می کنند. چون هیچ تهدیدی برای از دست دادن حمایت مالی آمریکا وجود ندارد. در قرارداد دوحه صرفا القاعده تروریست خطاب شده است و بس. واضح است که طالبان می توانند به مخالفین کشور های منطقه پناه بدهند.

به همین سبب بر اساس توافق دوحه، که روابط طالبان با ایالات متحده را تنظیم می کند، رهبران طالبان نمی توانند علیه متحدان آمریکا در شرق میانه فعال باشند.

 


سیاست

آ‌بنه شوید !