هنوز كه هنوز است ما از پاليسي هاي غرب دفاع مي كنيم. ما نه سرمايه داريم و نه صنعت و اينها هرگز نميخواهند كه ما صاحب سرمايه شويم و يا صاحب صنعت شويم

نویسنده: فريد يونس
نويسنده كتاب دموكراسي اسلامي

ناسيوناليزم يا مليت گرايي ميراث غرب است . غرب بعد از جنگ هاي خونين به nation state رسيد و هر كشور از يوغ امپرطوري ها برآمد و هر كدام يك ملت شد. ناسيوناليزم در غرب سه اصل اساسي داشت:

اول, وجه مشترك ملي؛

دوم, سرمايه؛

سوم, صنعت؛

اين كشور ها در صدد استعمار كشور هاي مسلمان برآمدند و براي استعمار و استثمار بهتر كشور هاي مسلمان، مسلمانان را به نام اتنوسنتريزم ( قوميت پرستي) به جان هم انداختند زيرا در كشور هاي اسلامي نه از نگاه اساسات ناسيوناليزم و نه از نگاه اقتصادي، ناسيوناليزم وجود ندارد. كشور هاي اسلامي وقتي زير يوغ كشور هاي غربي رفتند چون ناسيوناليزم نداشتند رجوع كردند به قوم گرايي. و ازين قوم گرايي دشمنان اسلام به نفع خود بهره برداري كردند و اقوام را به جان هم انداختند و حتي از هم جدا كردند و پاليسي "تفرفه انداز و حكومت كن" را با همه شاخ و برگ آن پياده كردند. امروز در كشور هاي ما به جاي اينكه ما بگوييم مسلمان هستيم مي گوييم افغان هستيم، پاكستاني هستيم، ايراني هستيم, عراقي هستيم و غيره.

در كشور هاي اسلامي ناسيوناليزم نتوانست عرض اندام كند زيرا كشور هاي اسلامي در زمان استعمار نه سرمايه داشتند و نه صنعت، دو ماده أساسي ناسيوناليزم. وجه مشترك كه اسلام بود و غرب آنرا به اتنوسنتريزم يا قيوميت گرايي تبديل كرد و تا امروز ما به حال نه مي آييم و ما را تكه تكه ساخت.

ناسيوناليزم و مذهب گرايي باعث جنگ هاي خونين در اروپا شد كه حتي سي سال دوام كرد. جنگ اول و دوم عمومي باعث از بين رفتن مليون ها انسان شد و شايد جنگ عمومي سوم هم درراه باشد.

اتنوسنتريزم قومي كه غرب ما را به جان هم انداخت راه را براي نفاق و شقاق در كشور هاي ما كه همه مسلمان هستيم خوب باز كرد. مردم كردستان ميخواهند كه سرزمين خود را داشته باشند و سني مذهب هستند. مردم پشتون ميخواهند سرزمين خود را داشته باشند با اينكه مسلمان هستند و ديگر مردمان مسلمان را نه ميخواهند تا در قدرت سياسي سهيم باشند. استعمار چنان اتنوسنترزيم را در خون و رگ شان تزريق كرده است كه كشور ها را غرق عقب ماندگي و تعصب و تبعيض كردند و همه به جان هم افتاده اند. يكي از تجزيه سخن مي گويد و يكي از دموكراسي سخن مي گويد و يكي از اسلام حزبي سخن مي گويد و يكي از اسلام وهابي سخن مي گويد و يكي هر روز جهر مي زند كه علي بايد خليفه مي شد و شما هر روز در ويديو ها اين نفاق را مي بينيد.

اين نفاق را ناسبوناليزم اروپايي زير عنوان اتنوسنتريزم دامن زد كه ما به نام مذهب و قوم هرگز يك ملت تشويم و اين اروپا بود كه با همدستي خيانت وهابي تركيه عثماني را تكه تكه كردند. اين خيانت انگليس ها بود كه علي جناح خاين هندي را زعيم پاكستان ساختند. اين خيانت انگليس بود كه قوم پشتون را در دو طرف سرحد كه همه مسلمان هستند دو تكه كرد. اين خيانت غرب بود كه پاكستان را از بدنه هند جدا كرد و هزاران انسان به نام هندو و مسلمان به خون غلتيد.

هنوز كه هنوز است ما از پاليسي هاي غرب دفاع مي كنيم. ما نه سرمايه داريم و نه صنعت و اينها هرگز نميخواهند كه ما صاحب سرمايه شويم و يا صاحب صنعت شويم زيرا در آن صورت ما هم صاحب ناسيوناليزم براستي خواهيم شد و اينجاست كه قدرت هاي استكباري و استعماري و استثماري زندگي شان به شماره خواهد افتاد.

در اسلام نه ناسبوناليزم است و نه اتنوسنتريزم.


سیاست