خبر روز

گروه‌های اسلام‌گرای جهادی فقط ابزار قدرت‌ها در برابر رقیبان هستند.

نویسنده: رستم روشنگر، تحلیلگر، مخصوص برای“سنگر”

در مورد تحولات سوریه چند روز است که کنج‌کاوی دارم تا یک تصویر روشن بتوانم بدست آرم، اما تا هنوز این تصویر بدست نیامده است.

دلیل اینکه قصه سوریه به ما مهم است، این است که تحولات آنجا هم از بعد داخلی و هم از بعد خارجی شبیه تحولات افغانستان است. یک دولت سکولار مستبد با حامیان شرقی سرنگون شده و گروه‌های چندگانه تندرو اسلام‌گرای سنی و از نظر سیاسی خام و وابسته به قدرت‌های غربی و عربی جای آن را گرفته‌اند. مثل سقوط حکومت کمونیستی در افغانستان و روی کار آمدن گروه‌های مجاهدین که به جنگ داخلی منجر شد.

یک سناریو جنگ داخلی است. یک سناریو تجزیه است. یک سناریوی احتمالا غیر عملی، ایجاد دولتی متزلزل و ضعیف از سوی گروه‌های حاکم که برای سالیان درازی در وابستگی شدید و کشمکش میان شرق و غرب قرار خواهند داشت.

تا جایی که رسانه‌ها از جولانی گزارش داده‌اند، گفته می‌شود که او تلاش دارد که با سابقه تروریستی خود وداع کند و برای جمع کردن گروه‌های مختلف از سیاست تساهل کار بگیرد. تلاش دارد خود را یک چهره حامی دموکراسی و آزادی‌های مدنی معرفی کند که احتمالا هدفش جلب توجه غرب است. اما نرمش و ناتوانی او در جلوگیری از تجاوزهای خارجی ترکیه و اسرائیل و آمریکا وجهه او را به شدت ضربه زده و یک چهره مزدور و بی‌تفاوت به دفاع از تمامیت ارضی به تصویر کشیده است.

کشورهای ذینفع نیز با استفاده از فرصت، تا پا گرفتن دولت جدید جهادی، تلاش دارند که اهداف خود را برآورده ساخته و از نظر توانایی‌های نظامی سوریه را در حدی ضعیف بسازند که تا نیم قرن دیگر، اگر تجزیه هم نشود، نتواند برای همسایه‌ها خطری ایجاد کند.

گزارش‌های منتشر شده در باره جنایات اسد نیز تکان دهنده است. سخن از پیدا شدن گورهای دستجمعی صدهزار نفری در بین است. این حجم از جنایت دولت سرنگون شده، بدون شک مردم سوریه را دچار این احساس میکند که از چنگ هیولای وحشتناکی رهایی یافته و آینده هرچه بادا باد.

من اما به این فکر می‌کنم که ملت‌های شرقی عقب‌مانده با سه سناریوی نامطلوب روبرواند. یا استبداد داخلی، یا وابستگی عمیق خارجی در سطح مزدوری و یا جنگ و هرج و مرج دائمی. همین که استبداد دفع می‌شود، هرج و مرج جایش را می‌گیرد. در نهایت یک قدرت خارجی باید هرج و مرج را سرکوب کند و کشور مستعمره یک قدرت جهانی شود.

و اینکه گروه‌های اسلام‌گرای جهادی هرچه هم بخواهند ملی و مردمی شوند، اجازه این کار برای شان داده نمی‌شود‌. آنان به کمک خارجی‌ها توان سرنگونی رژیم حاکم را پیدا کرده‌اند. خارجیان به رضای خدا کمک نکرده و با پیروزی گروه‌های مورد حمایت، نقشه‌های ژئوپلتیک خود را پیش روی فاتحین میاندازند و از آنان می‌خواهند که نقشه ها را عملی کنند. عملی کنند، مزدور خارجی می‌شوند و استقلال ندارند، انجام ندهند کشته می‌شوند و گروه‌های دیگری علیه شان ساخته خواهد شد.

مثلی که انگلیس و آمریکا و پاکستان و عربستان طالبان را علیه مجاهدین ساختند. مجاهدینی که فکر می‌کردند شوروی را شکست دادند و مجبور به عملی کردن نقشه‌های امریکا و انگلیس نیستند. طالبان ساخته شد تا مزدوری به خارجیان نهادینه شود.


سیاست