رئیس جمهور سابق مأموریت دارد هم حضور اروپا و هم پشتون ها در افغانستان را تقویت کند.

نویسنده: فیاض بهرمان نجیمی، تحلیلگر امور منطقه ای و بین المللی، عضو بورد مشورتی سنگر.

حامد کرزی چندی پیش در آلمان بود. در ظاهر برای مسایل بهداشتی ولی در اصل برای یک برنامه در حال شکل گیری سیاسی آمده بود، که عده یی از پارسیان جمهوریتی از جمله رنگین دادفر سپنتا نیز وی را در جلسه های شهر بُن آلمان همراهی کردند. به آن برنامه و اشتراک کنندگان آن نمی پردازم، اما ابتکار برگزاری نشست ها را اتاق فکر کنراد آدناور مربوط به حزب دموکرات مسیح آلمان به عهده داشت. کرزی نه تنها با وزارت خارجه و دستگاه های استخباراتی آلمانی ملاقات ها نمود، بلکه طی سفر به بریتانیا با MI6 و مقامات بلند پایه از جمله وزارت خارجه نیز دیدار نمود.

وی دوباره به کابل برگشت و قرار است بار دیگر در ماه جنوری به آلمان بیاید و روی ایجاد یک «اپوزیسیون» علیه طالبان کار نماید.
چرا کرزی؟

این که طالبان یک پروژه غربی ها به ویژه آنگلوساکسون ها درین سه سال بوده است، حرفی نیست. تا به حال لیبرال دموکرات های غربی و در راس دولت بایدن از طریق سی آی ای تامل فعال با طالبان داشته اند. پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، واشنگتن به اروپای لیبرال نگاه مشکوک دارد، به ویژه که بخش بزرگ از رهبران اروپایی در انتخابات ایالات متحده آمریکا به نفع دموکرات ها مداخله نمودند و ترامپ با تیم اش آن را از یاد نمی برند.

از سوی دیگر بریتانیا می کوشد پرچمدار نئولیبرالیسم به کمک «سیتی لندن» و سرمایه گلوبال باقی بماند. رهبران آلمان چه از میان سوسیال دموکرات ها و یا دموکرات مسیح ها و چه سبز ها و لیبرال دموکراتها همه نئولیبرال ها اند که می کوشند در چند جبهه هم علیه روسیه و چین قرار بگیرند و هم علیه آمریکا.

آمریکا دوران ترامپ کمترین علاقه به درگیری ها در حوزه های مختلف ژئوپلیتیکی جهان دارد و بیشتر علاقمند به ثمر رساندن انقلاب «محافظه کارانه» است که به زودی در آمریکا آغاز می شود و هدف آن تضعیف لیبرال دموکراسی می باشد.

اروپایی ها و در پیشاپیش بریتانیا می خواهند بخش از نیرو های را که سابق حوزه منافع آمریکا بود، تحت قیمومیت خویش درآورند. هم در رویداد های اوکراین، هم خاورمیانه و قفقاز و هم آسیای میانه نقش پای بریتانیا با متحدان آن برجسته بوده است.

حالا کرزی را که از وی شناخت خوب دارند به میدان بازی داخل می سازند. در سه سال گذشته «جبهه مقاومت ملی» نام بزرگ را یدک کشید ولی معلوم نشد چه می خواهد. با افراد وفادار به کرزی همسویی کرد و آنها پی بردند که جبهه خیلی ناتوان است و حوزه تاجیک ها و پارسی زبان ها از داشتن یک مرکزیت منسجم، هدفمند، برنامه محور و با انگیزه برای مبارزه و حتا معامله بی بهره است.

پیشینه کرزی هم پیش و هم در دوران حاکمیتش با بقایای جمعیت اسلامی و شورای نظار همیشه دوستانه و حتا از حمایت چهره های کلیدی آن برخوردار بوده است. از سوی دیگر کرزی در میان ساختار های دیگر قومی نیز از اعتبار برخوردار است که امروز در شورای مقاومت ملی حضور دارند. ناگفته نماند که یک بخش بزرگ از ساختار های سیاسی، نظامی و فرهنگی تاجیک ها در بریتانیا فعال اند و استخبارات آن کشور میداند که حوزه پارسیان تا کدام حد پراکنده است.

ازینرو می خواهند کرزی را فعال بسازند تا در یک پروژه جدید، حاکمیت افغانها را در یک ساختار مشترک با طالبان حفظ کنند. پروژه همزمان دو هدف دارد یکی جلو ازهم پاشی افغانها را در یک رقابت قبیله ای می گیرند و دیگر تسلط افغانها را بالای اقوام غیر افغان تداوم می بخشند.

***
جنبش حق تعیین سرنوشت پارسی زبانان در جغرافیای جعلی افغانستان طرح روشن رهایی مردم از طریق به دور افکندن سلطه افغانی و افغانیسم دارد. همانگونه که افغانها طرح محکم برای ادامه سلطه شان دارند و از یک پروژه خارجی به پروژه خارجی داخل می شوند.

***
اگر پروژه کرزی عملی شود، آب ها از تشت ها فرو میریزند و مرز ها با کسانی که در برنامه های خارجی منتظر فرصت بود ند روشن می گردد.

راه ما برای حق تعیین سرنوشت پارسی زبانان برحق است و ما پیروز می شویم!

 


سیاست