خبر روز

دیدگاه‌های مطرح‌شده در این مطلب، بازتاب‌دهندهٔ نظر نویسنده است و الزاماً موضع رودابه نیوز و "سنگر" را نمایندگی نمی‌کند.

نویسنده: روح‌الله اسلامی
منبع: "رودابه نیوز"

در مورد اصل و نسب پشتون‌ها از دیرباز روایت‌ها و نظریه‌های مختلفی وجود داشته است. تا آنجا که شرق‌شناس معروف قرن نوزدهم و پژوهشگر زبان پشتو، هنری راورتی، گفته است: «در مورد هیچ قومی اختلاف نظری به اندازهٔ پشتون‌ها دربارهٔ اصل و نسبشان وجود ندارد.»

برخی پشتون‌ها را بر اساس روایت‌های سنتی خود از بنی‌اسرائیل می‌دانستند و برخی دیگر آنان را از قبطیان (فرعونیان) می‌شمردند. عده‌ای آنها را با مغول‌ها مخلوط کرده و برخی در ردیف ارمنی‌ها، تاتارها، هپتال‌ها و سکاها قرار داده‌اند. بعضی هم در همان زمان آنان را با راجپوت‌ها، برهمن‌ها، یونانی‌ها، ترک‌ها، عرب‌ها و دیگران ترکیب کرده‌اند.

اما رایج‌ترین و کهن‌ترین روایت در مورد اصل و نسب پشتون‌ها این است که آنان از بنی‌اسرائیل هستند. قدیمی‌ترین سند مکتوب که این روایت را ذکر کرده است، کتاب «آیین اکبری» ابوالفضل است که در سال‌های ۱۵۹۷–۱۵۹۸ نوشته شده است. او در این کتاب می‌نویسد: «پشتون‌ها خود را از نوادگان بنی‌اسرائیل می‌دانند» و سپس اضافه می‌کند: «پشتون‌ها بر این باورند که جد دورشان که افغان نامیده می‌شد، سه پسر داشت: سړبن، غرغښت و بټن.»

اثر دیگر، «تذکرهٔ الابرار والاشرار» نوشتهٔ آخوند درویزه است که در ۱۶۰۳–۱۶۱۳ نوشته شده و چنین می‌گوید: «پشتون‌ها از اولاد مهتر یعقوب هستند که به نام اسرائیل شناخته می‌شوند. یکی از بزرگان اسرائیل طالوت بود. از طالوت دو پسر باقی ماند که یکی آصف و دیگری افغان بود. قبیلهٔ افغانان از نوادگان همین افغان است.»

اثر سوم، «تاریخ خان جهان و مخزن افغانی» نعمت‌الله هروی است که در ۱۶۱۲–۱۶۱۳ نوشته شده و خلاصهٔ آن چنین است:

«شاه طالوت پادشاه اسرائیل بود، اما پیش از مرگ خود امور سلطنت را به مهتر داود سپرد. او بعد از سلطنت ۴۷ ساله در یک جنگ کشته شد. شاه طالوت دو همسر داشت و هنگام مرگ هر دو امیدوار بودند. مدتی بعد هر دو صاحب فرزند شدند. مهتر داود که سرپرستی این زنان را بر عهده داشت، نام یکی از فرزندان را برخیا گذاشت و نام فرزند دیگر را ارمیا. هنگامی که فرزند برخیا بزرگ شد، نام او آصف شد و فرزند ارمیا را افغنه نام نهاد.»

پس از مهتر داود، مهتر سلیمان پادشاه اسرائیل شد. او امور حکومت را به آصف و افغنه سپرد. فرزندان این دو، به ویژه فرزندان افغنه که در شام زندگی می‌کردند، زیاد شدند. بعد از مرگ مهتر سلیمان، شرایط اسرائیل بد شد. بخت‌نصر شام را فتح کرد، بیت‌المقدس را ویران نمود و دو نفر از سران فرزندان آصف و افغنه، عزیز و دانیال، را با پیروانشان اسیر کرد. بخت‌نصر بعداً ۱۲ هزار نفر مهم اسرائیلی را کشت و باقی‌ماندهٔ آنان را به مناطق غور، غزنی، کابل، فیروزکوه و اطراف قندهار فراری داد. فرزندان افغنه در این مناطق سکونت یافتند.

هنگامی که خالد بن ولید مسلمان شد، نامه‌ای به این مردم فرستاد و آنان را به اسلام دعوت کرد. وقتی نامه به فرزندان افغنه رسید، تعدادی از بزرگان به مدینه رفتند. یکی از این بزرگان، قیص بن افغان بود که سلسله نسب او به شاه طالوت و ابراهیم خلیل‌الله می‌رسید. خالد آنان را به حضور پیامبر آورد.

پیامبر از هر یک نامشان را پرسید. رئیس بنی افغان گفت که نامش قیص است. پیامبر فرمود: «قیص نام عبری است، از این پس نامت عربی و عبدالرشید خواهد بود.»

عبدالرشید همراه خالد در چندین جنگ شجاعانه جنگید و خالد گزارش شجاعت او را به پیامبر داد. پیامبر لقب «بتان» به عبدالرشید داد، لقب که بعدها پشتان نامیده شد و به معنای کسی است که به کشتی متکی است. سپس پیامبر دعا کرد و عبدالرشید را همراه برخی صحابه و انصار به غور فرستاد تا تبلیغ اسلام کنند. عبدالرشید در سال ۴۰ هجری در سن ۷۸ سالگی درگذشت و سه پسر از او باقی ماند: سړبن، بټنی و غرغشت.

با این حال، اگر تمامی کتاب‌های حدیث معتبر مانند صحیح بخاری، صحیح مسلم، جامع ترمذی، سنن ابوداود، سنن نسائی، ابن ماجه و غیره را بررسی کنیم، هیچ اشاره‌ای به چنین ادعایی نشده است. همچنین اگر تمام آثار معتبر تاریخ اسلام را جستجو کنیم، هیچ نمونهٔ مستندی از این روایت یافت نمی‌شود. بنابراین این صرفاً یک روایت حدسی و خیالی است که هیچ پایهٔ علمی ندارد.

با این حال، پس از نعمت‌الله هروی، بسیاری از مورخان و حتی خود پشتون‌ها، از جمله افضل خان ختک، حافظ رحمت خان، زردار خان و قاضی عطاالله خان، پشتون‌ها را بنی‌اسرائیل دانسته‌اند، اما شواهد علمی و تاریخی وجود ندارد.

در میان نویسندگان غربی، سر ویلیم جونز (۱۷۴۶–۱۷۹۴) اولین کسی بود که توجه جدی به این روایت سنتی داشت و نوشت که ممکن است پشتون‌ها از نسل یهود باشند. در ۱۷۸۴، هنری ونسیتارت به ویلیم جونز نامه نوشت و محتوای نوشتهٔ نعمت‌الله هروی را برای او توضیح داد، که باعث شد جونز این روایت را تقویت کند. بعد از او، بسیاری از غربی‌ها تلاش کردند ثابت کنند افغانان از اصالت یهودی هستند، از جمله الکساندر برنز، ویلیم مورکرفت، چارلس میسون، جورج روز و والتر بیلیو.

با این حال، جان ملکم، که پژوهشگر انگلیسی بود، این نظریه را رد کرد و گفت: «هیچ کتیبه‌ای پیدا نشده که اثبات کند پشتون‌ها از نسل یهود هستند. سنت مبهم آنان نمی‌تواند به عنوان حقیقت ثابت در نظر گرفته شود.»

در نهایت، بررسی‌های علمی از اواخر قرن نوزدهم تا کنون نشان داده است که پشتون‌ها عضوی از گروه بزرگ آریایی و هندواروپایی هستند و زبان پشتو به گروه آریایی تعلق دارد.

پژوهشگر برجستهٔ آلمانی، برنارد دورن (۱۸۰۵–۱۸۸۱)، تحقیقات گسترده‌ای انجام داد و ترجمهٔ کتاب نعمت‌الله هروی را همراه با یادداشت‌های علمی منتشر کرد و تأکید کرد که روایت‌هایی که پشتون‌ها را از نسل یهود می‌دانند، بدون پایهٔ علمی و تنها بر اساس سنت و حدس است.

در دوران معاصر نیز بررسی‌های ژنتیکی و DNA نشان داده است که پشتون‌ها هیچ ارتباط نسلی با بنی‌اسرائیل ندارند. پروفسور بریتانیایی، تیودور پرفیت، در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ آزمایش‌های ژنتیکی روی پشتون‌ها انجام داد و هیچ ارتباطی با نسل بنی‌اسرائیل پیدا نکرد. پژوهش‌های مشابه در هندوستان و آمریکا نیز این نتیجه را تأیید کردند.

زبان پشتو نه سامی است و نه عبری، بلکه از شاخهٔ آریایی و هندواروپایی است. شواهد تاریخی و باستان‌شناسی نیز نشان می‌دهد که هیچ کنیسهٔ قدیمی و سازهٔ یهودی در مناطق سکونت اولیهٔ پشتون‌ها یافت نشده است. هیچ اشارهٔ تاریخی در متون اسلامی و حدیث‌ها به ارتباط نسلی پشتون‌ها با بنی‌اسرائیل وجود ندارد.

پشتو زبان بسیار قدیمی است و ارتباطات آن با سنسکریت و زبان‌های آریایی شمالی و جنوبی بسیار محکم است. برخی لغات مشابه عبری و عربی مانند «غر، غور، ویشلې» در سنسکریت و اوستا نیز وجود دارد، بنابراین تشابه لغات دلیل بر ارتباط با زبان عبری نیست.

در مجموع، مطالعات تاریخی، زبانی و ژنتیکی نشان می‌دهد که پشتون‌ها آریایی هستند، از خاک اصلی «آریانا ویجه» برخاسته‌اند و نه مهاجر فلسطین و نه از نسل بنی‌اسرائیل. ادعاهایی که پشتون‌ها را از نسل بنی‌اسرائیل می‌دانند، صرفاً بر پایه حدس، روایت‌های خیالی و افسانه‌ای است.

هیچ سند مکتوب، کتیبه یا یافتهٔ علمی این ادعا را تأیید نمی‌کند. بنابراین، پشتون‌ها آریایی و بومی این سرزمین هستند و زبانشان شاخه‌ای از زبان‌های هندواروپایی است. هرگونه روایت مخالف، بدون پایهٔ علمی و تاریخی است و صرفاً افسانه‌ای و تخیلی است.


سیاست