چرا شیعه و سنی برداشت نادرستی از آیهٔ «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» دارند؟
نویسنده: دکتر فرید یونس، استاد باز نشسته ی بشر شناسی خاور میانه و مطالعات و فلسفه اسلامی، رئیس کانون اندیشه افغانستان، عضو شورای مشورتی "سنگر"
بک خواهر به من نوشت که «جناب استاد، شما نوشتید که تعریف محرم و نامحرم برای شما تفاوت دارد. می توانید توضیح دهید؟»
اول، چون من پیرو هیچ مذهب نیستم من برای همه چیز تعریفات خود را دارم. من نه پیرو یک مذهب هستم و نه عالم دین. من برای همه مسایل از عقل خود کار میگیرم و هرگز به عقل دیگران تکیه نمی کنم. به نظر من، آنهای که مطالعه نمی کنند و متکی به عقل دیگران هستند، عقل که به گفته امام غزالی طوسی علیه الرحمه جوهر انسانیت است، مصالحه کرده اند.
حضرت پیر طریقت خواجه عبدالله انصاری بسیار ظریف می گوید: "الهی آنرا که عقل دادی چه ندادی و آنرا که عقل ندادی چه دادی؟"
من عقل دارم و با فطرت اسلام نظر به حدیث پیشوای اسلام خلق شده آم ومهمنر اینکه آزاد خلق شده ام.
دوم، من در فرهنگ شهری کابل پنجاه سال قبل بزرگ شده ام، نه در یک فرهنگ متعصب قومی و قبیله یی افغانی و مذهبی با تعصب و تنگ نظری های امروزی. مردمان شهری آن زمان کابل برای همین پیشرفته بودند که عقل خود را داشتند، با قانون زندگی می کردند. آداب را مراعات می کنند، نزاکت های اجتماعی را می دانستند.
من گفتم که از کابل اصیل پنجاه سال قبل هستم نه امروز. درین فرهنگ مردان و بانوان خانواده و دوستان همه دست میدهند، روبوسی می کنند و مردان دستان خانم ها را می بوسد و مانند خواهر و برادر همدیگر را دوست دارند و احترام دارند. درین فرهنگ شهری مردان زنان را سخت احترام دارند.
من احترام به زن را اول از پدرم مرحوم استاد محمد یونس مشهور به متخصص آموختم. در محافل زنان و مردان یکجا شرکت می کنند نه اینکه مانند مردم قومی و قبیله در محافل تنها بروند. این تنها رفتن در مجالس بدون همسر از مردمان ده یکی وارو و غیر مدنی و قریه و ده است.
من شهری یعنی مدنی هستم. من یک خواهر داشتم به نام رنا جان یونس که خداوند غریق رحمتش سازد. اولین نکاح که در سال ۱۹۶۱ میلادی در هوتل کابل، شهر کابل صورت گرفت، از خواهرم بود که با دکتر روان فرهادی در کابل نکاح کرد. مردان و زنان یکجا دعوت شده بودند. پدرم اولین مردی بود که این تشبث را کرده بود. در آن زمان هوتل کابل یگانه هوتل آبرومند شهر بود و کاکا منان جان که خداوند غریق رحمتش سازد، مدیر هوتل بود. مرد فوق العاده شریف و دوست داشتنی بود.
خوب به یاد دارم، من ۹ ساله بودم و استاد یعقوب قاسمی که خداوند غریق رحمتش سازد، در مجلس آهنگ می سراید. بلی پدر من خواست یک تبو شکنی کند. من با فرهنگ آزادی و کرامت انسانیت تساوی حقوق بین زن و مرد بزرگ شده ام، نه تعصب و تبعیض میان زن و مرد و افکار قومی و قبیله.
در دین اول نیت مطرح است. خداوند شما را به نیت های تان مورد مواخذه قرار میدهد نه اعمال شما. من همه بانوان را به حیث یک خواهر در دین می بینم، چنانچه قرآن در سورة الحجرات می گوید:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ یعنی مومنان در دین با هم خواهر و برادر هستند.
اما در تفاسبر شیعه و سنی اخوه را تنها مردان معنی کرده اند. این تفسیر غلط را من قبلا هم نوشته ام که اخوه از اخ برای مذکر و اخت برای مونث مشتق شده و معنی اصلی آبه این است که زنان و مردان در دین با هم خواهر و برادر هستند. خواهری و برادری در دین یعنی شما به بک زن یا مرد نیت بد نداشته باشید، غیبت آن زن و یا مرد را نکنید، عیب یک زن یا مرد را نگویید، سخن چینی یک زن یا مرد را نکنید و اگر کمک کار داشت کمک کنید.
برای من همه خواهر هستند. تعریف نامحرم برای من این است که یک زن بدون نکاح با یک مرد به بستر برود. من دست دادن با زنان، رو بوسی با زنان را نامحرم نمی دانم. ما همه آزاد خلق شده ایم و برای خود و ایمان خود تصمیم میگیریم نه اینکه دیگران تصمیم بگیرند.
داستان بیعت پیامبر که با زنان دست نداد و دستش را به آب فرو کرد، در مورد بیعت با زنان بوده و بس. من تحلیل و تفسیر گذشتگان را در مورد اینکه زنان و مردان دست ندهند، قبول ندارم.
به هر حال موقف من هم در خانواده و هم دوستان روشن است و من سبک زندگی همه را احترام دارم. اگر یک زن دست بدهد، دست می دهم، اگر روبوسی کنند رو بوسی می کنم و این نزد من نه گناه است و نه خطا. من در روابط اجتماعی همه زنان و مردان را به نیت خواهری و برادری یکی می بینم و این تعصبات که امروز برآمده قطعا قبول ندارم و در آن دنیا خودم مسول جواب دهی خود هستم، نه دیگران.
من آزادی خود را نه در عمل ونه در تفکر هرگز مصالحه نمی کنم و این را بار ها گفته ام و نوشته ام. قرآن واضح می گوید که هر کس مسول گناه و ثواب خود است و من دین اسلام را بسیار دوست دارم برای اینکه به من هویت و آزادی داد.




