خبر روز

افغانستان بار دیگر در میان کشمکش‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار می‌گیرد

نویسنده: احمد سعیدی، تحلیلگر مسائل افغانستان و منطقه (سوئیس)، مخصوص برای «سنگر»

در حالی‌که افغانستان هنوز از زخم‌های جنگ، بحران سیاسی و بی‌ثباتی مزمن رهایی نیافته است، تحرکات تازه دیپلماتیک و نظامی در پیرامون این کشور نشان می‌دهد که افغانستان بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از محورهای مهم رقابت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. سفرهای هم‌زمان اما متفاوت مقام‌های طالبان و پاکستان به مسکو و واشنگتن، تنها دیدارهای سیاسی عادی نیستند؛ بلکه بخشی از یک بازی بزرگ و پیچیده ژئوپولیتیکی‌اند که قدرت‌های منطقه و جهان تلاش دارند جایگاه، نفوذ و منافع راهبردی خود را در آن تثبیت کنند.

سفر اخیر ملا یعقوب، سرپرست وزارت دفاع طالبان، به مسکو و امضای توافق‌نامه همکاری‌های نظامی، تخنیکی و تسلیحاتی میان روسیه و طالبان، در کنار سفر اسحاق‌دار، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، به ایالات متحده آمریکا و سازمان ملل متحد، حامل پیام‌های مهم و چندلایه‌ای درباره آغاز فصل تازه‌ای از رقابت‌های سیاسی، امنیتی و استخباراتی پیرامون افغانستان است؛ رقابت‌هایی که می‌تواند معادلات منطقه را وارد مرحله‌ای تازه سازد.

پاکستان در جریان سفر اسحاق‌دار تلاش نمود بار دیگر خود را به‌عنوان شریک قابل اعتماد غرب، حامی ثبات منطقه و بازیگر کلیدی در مدیریت بحران‌های جنوب آسیا معرفی کند. اسلام‌آباد به‌خوبی می‌داند که در شرایط حساس کنونی، حفظ روابط استراتژیک با واشنگتن برای عبور از بحران‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی این کشور اهمیت حیاتی دارد. از همین‌رو، مقام‌های پاکستانی کوشش دارند نقش کشورشان را در کاهش تنش‌ها، مبارزه با تروریزم و ایجاد هماهنگی میان قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی برجسته سازند.

از سوی دیگر، نزدیکی روزافزون روسیه و طالبان را می‌توان یکی از مهم‌ترین تحولات امنیتی و استراتژیک منطقه پس از خروج آمریکا از افغانستان دانست. روسیه تلاش دارد خلأ ژئوپولیتیکی به‌وجود آمده پس از عقب‌نشینی نیروهای غربی را پر کرده و نفوذ سیاسی، امنیتی و نظامی خود را در افغانستان و آسیای مرکزی دوباره احیا نماید. نگرانی مسکو از گسترش داعش خراسان، افراط‌گرایی، قاچاق مواد مخدر و بی‌ثباتی در مرزهای جنوبی این کشور، از عوامل اساسی نزدیکی روسیه به طالبان محسوب می‌شود.

افغانستان در طول تاریخ همواره میدان برخورد منافع قدرت‌های بزرگ بوده است. روزگاری ارتش و ساختار امنیتی افغانستان وابسته به اتحاد جماهیر شوروی بود و پس از حضور آمریکا، ساختارهای نظامی و استخباراتی کشور رنگ و بوی غربی به خود گرفت. اکنون نشانه‌هایی آشکار دیده می‌شود که روسیه در تلاش است بار دیگر جایگاه و نفوذ از‌دست‌رفته خود را در این جغرافیای حساس بازیابد و افغانستان را به بخشی از معادلات جدید منطقه‌ای خود تبدیل کند.

طالبان نیز از گسترش این روابط اهداف مشخص و چندبعدی را دنبال می‌کنند؛ از جمله کسب مشروعیت سیاسی، کاهش انزوای بین‌المللی، توسعه روابط خارجی و تقویت توانایی‌های نظامی و تخنیکی خود. بدون شک، این روند واکنش آمریکا و متحدان غربی آن را نیز در پی خواهد داشت. واشنگتن احتمالاً این همکاری‌ها را بخشی از رقابت ژئوپولیتیکی روسیه با غرب تلقی خواهد کرد و کشورهای اروپایی نیز با نگرانی تحولات افغانستان را دنبال خواهند نمود.

در سطح منطقه نیز چین، ایران، کشورهای آسیای مرکزی و حتی پاکستان با دقت و حساسیت ویژه‌ای اوضاع را زیر نظر دارند؛ زیرا افغانستان همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپولیتیکی جهان به شمار می‌رود؛ کشوری که هر تحول آن می‌تواند توازن امنیتی، سیاسی و اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

در خصوص احتمال افزایش تنش‌ها باید گفت، اگر این همکاری‌ها صرفاً در چارچوب مبارزه با تروریزم، مهار افراط‌گرایی و تأمین ثبات منطقه‌ای تعریف شود، شاید بتواند به کاهش بخشی از ناامنی‌ها کمک کند؛ اما اگر افغانستان بار دیگر به میدان تقابل قدرت‌های جهانی تبدیل گردد، بدون تردید خطر گسترش بحران، افزایش رقابت‌های استخباراتی و تشدید کشمکش‌های منطقه‌ای نیز بیشتر خواهد شد.

در مجموع، آینده این روابط وابسته به سیاست‌های روسیه، نوع عملکرد طالبان و واکنش قدرت‌های جهانی، به‌ویژه آمریکا و متحدان غربی آن خواهد بود. به باور من، امضای این توافق‌نامه می‌تواند نگرانی‌های جدی را برای آمریکا و برخی کشورهای غربی ایجاد کند و سرآغاز مرحله تازه‌ای از رقابت‌های سیاسی، امنیتی و استخباراتی در منطقه باشد؛ رقابت‌هایی که هنوز ابعاد واقعی، پیامدها و نتایج نهایی آن برای جهان کاملاً روشن و قابل پیش‌بینی نیست.


سیاست