چه کسی دیگر فکر می کند که با پشتون ها می توان در وحدت ملی زندگی کرد و یک ملت شد؟
نویسنده: صدیق اندرابی، فرمانده جبهه مقاومت ملی افغانستان، مخصوص برای "سنگر"
با یک نگاه به عقب و تحلیل عمیق موضوعات و جابجای های سیستماتیک کوچی ها و پشتون ها در نقاط کلیدی و تاجیک نشین حوزه های مختلف و مرکز و نیم نگاهی اندک به توزیع زمین ها و خانه های مردم در شمال قضیه پشتون سازی شمال و پروژه ی آغاز شده عبدالرحمانی تا طالبانی که همانا افغانستان بزرگ با حکمرانی پشتون ها (اوغان ها) است دارد به کوبیدن آخرین میخ هایش می رسد.
خوب حالا پرسش اصلی اینجاست که کی ها هنوز فکر میکنند میشود با وحدت ملی زیست کرد و با پشتون ها یک ملت شد؟
چند طبقه است که آنها هنوز طبل حکومت بر معیار برادری را می کوبند.
البته من قلم ام دقیقا روی تاجیک ها و در کل فارسی زبانان شمال است نه پشتون ها به ظاهر ملی گرا.
اول: تاجران خود فروخته شده ی که بجز همین شعار دیگر کالا های عرضه کرده ی شان در بازار خریدار ندارد.
دوم: روشنفکران که مخالف ایدئولوژی تغییر بنیادی ساختار حکومتی هستند که بدون شک همان فدرال و یا تجزیه است، آنها از اینکه تعصب در برابر اندیشه و فکر دارند و خود را فیلسوف و همه چیز فهم میدانند کم میارند تا بپذیرند راه حل بجز همین دو گزینه دیگر هیچ گزینه ی نیست.
بنا بر همین ملحوظ بابت اینکه رسوا نشوند و اندیشدن خشک و کتاب خواندن بدون تفکر شان رسوا نشود محکم روی شعار دروغین وحدت ملی و افغانستان همه شمول تاکید دارند که نتیجه اش بجز شرمساری و از دست دادن همه جغرافیا دیگر هیچ خواهد بود.
سوم: یک عده از چهره های نفهم و بی سواد هستند که حتا در عمر شان یک جلد کتاب هم درست مطالعه نکردند و از اینکه همیشه نقل قول ها محفل های بذله گویی را شنیدند درمورد راه حل نهایی این سرزمین با جدیت در برابر ساختار فدرال و تجزیه جبهه گیری می کنند که از نظر من از انها انتظار بیشتر از این نمی تواند داشت.
حالا باز پرسش دیگری اینجا پیدا میشود، که نسل جوان و بخصوص حوزه فارسی زبان و مشخصا تاجیک های شمال تصمیم نهایی شان چی خواهد بود؟
آنها چی وقت دست به راه حل نهایی خواهند زد؟ و بالاخره در برابر هجوم وحشت بار هژمونی پشتونیزم چی دیوار دفاعی خواهند ساخت؟
قطعن باید شمال و شمالی ها به این نتیجه رسیده باشند که بجز تجزیه این سرزمین دیگر هیچ گزینه ی مناسب و بهتر برای انها و فرزندان آینده ی شان باقی نیست، قدرت جهل پشتونی و سرعت بدون وقفه انها در امر تکمیل سازی پروژه های عبدالرحمنی و نادر خانی هیچ گزینه ی را باقی نمی گذارد و یکبار دیگر تکرار حرف های لطیف پدرام تاجیک های شمال بردگان این قوم پا برهنه ی شکم گرسنه اوغانی خواهند شد.
البته به برده کشیده شدن مردان و تجاوز شدن زنان اقوام چون #هزاره و #اوزبیک هم همانند تاجیک های شمال مستثنا نخواهد بود.
فارسی زبانان در یک آزمون بزرگ و نهایی قرار دارند یا بیدار شده و جغرافیا آبایی شان را حفظ میکنند و یا همانند شهر های بزرگ تاجیک نشین خانه های شان غصب، زنان شان کنیز و مردان شان برده فاشیسم اوغانی قرار گرفته و دیگر حتا یک وجب خاک هم برای این مردم باقی نخواهد ماند.
تا اینجا باید همه چیز واضح شده باشد که سیاست پشتونوالی مقدم تر از اسلام و خاک برای پشتون ها ارزشمند و قابل اعتبار است، حتا یک پشتون در برابر ظلم طالب صدا بلند نکرد و جبهه ی نساخت.
آیا پرسش ایجاد نمی شود، که چی چیزی تکنوکرات غربی پشتون را با تیوکرات جاهل دینی اش پیوند میدهد؟
واضح است سیاست پشتونوالی.
یک آزمون پیش روی داریم، یا سرزمین های شمال را از لوث وجود اوغان ها پاکسازی کرده حکومت فدرال و قدرت مند تاجیک ها، هزاره ها و اوزبیکها را تشکیل می دهیم، یا عمر در عمر و نسل در نسل برده فاشیسم اوغانی خواهیم ماند و دیگر تاریخ از ما یاد نخواهد کرد.
اینبار جوانان فارسی زبان تصمیم نهایی را خواهند گرفت...بیدارشویم
خورشید را بگو در ما هنوز خون سحر موجمیزند!