چرا تبلیغات منفی عليه رهبرجبهه مقاومت ملی افزایش یافته است؟
نویسنده: دوکتور یعقوب لیث صفار
- مقاومت گران هیچگاهی به اندازه دوران پسا جمهوریت با این سرعت صاحب رهبری سیاسی نشده بودند. در دوران جهاد پارسی زبانان مقاومتگر در احزاب گوناگون سنی و شیعی توزیع شده بودند. از سوی دیگر در احزاب کمونیستی نیز در خلق و پرچم و شعله و... تشریف داشتند. پراکندگی پارسی زبانان در دوران جهاد و دوران حاکمیت کمونیستان به حدی بود که دو برادر پارسی زبان و دو خانواده و همسایه پارسی زبان عليه هم قرار می رفتند و حتی همدیگر را می کشتند.
- در دوران جمهوریت شکنندگی رهبری واحد در جمعیت اسلامی به اندازه ای بود که طرح استاد شهید ربانی با طرح مارشال صاحب فهیم خان در برابر هم قرار می گرفت. در آخرین سال های جمهوریت و در دومین انتخابات دوران اشرف غنی پراکندگی رهبری سیاسی به حدی بود که هر شهرستان/ ولسوالی دارای یک رهبر سیاسی بود.
- ظهور احمد مسعود با میراث کاریزماتیک پدر ، شجاعت و خردورزی و جهان شناسی خودش، امیدهای فراوان را آفرید ، به ویژه نسل جوان که در بیست سال جمهوریت بالیده و رشد کرده بودند ، حضور او را غنیمت قرن پانزدهم هجری در این میهن برای مقاومتگران دانستند، اگرچه ایشان خویشتن را خدمتکار همه میهن و همه اقوام می داند.
بزرگترین، شاخصه ای که ایشان در بیشتر از یک و نیم سال مقاومت از خویشتن نشان داده است،تاکید بر حکومت اعتدالی اسلامی همراه با تاکید بر چارچوب ملی شامل همه اقوام و جریان های سیاسی میهن می باشد. این شاخصه او را میراثدار مبارزات بیشتر از یک قرن مبارزه برای عدالت اجتماعی می سازد. از سوی دیگر، سعه صدر و ظرفیت بزرگی که او از خویشتن نشان داده است و توانایی گردآوری طیف متفاوت سیاسی را از خود درچارچوب جبهه مقاومت ملی نشان داده است، یک امتیاز بزرگ برای او به شمار میرود.
- شاخص دیگر رهبری او، حفظ نسل های گوناگون مقاومت است که به این ترتیب گسست نسلی مقاومت را از میان برداشته است و دو تا سه نسل مقاومتگر از اقوام و مناطق گوناگون را در چار چوب جبهه مقاومت ملی سازمان داده است.
- این موفقیت های رهبری، گروه های خارجی و داخلی را که کار رهبری مقاومت گران را پایان یافته می دانستند دچار تشویش و اضطراب کرده است.
نخستین گروه، پشتونیست هایی هستند که جبهه مقاومت ملی خار چشم تمرکز گرایی و انحصار قدرت قومی در چارجوب حکومت متمرکز می دانند، چرا که دستور کار سیاسی جبهه مقاومت ملی در چارچوب نظریه نظام سیاسی غیر متمرکز رقیب جدی آینده پروژه چند صد ساله آنان است.
- گروه دوم، امارت طالبانی است که نسبت عدم مشروعیت ملی و بین المللی که دارد ، جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود را اصلی ترین رقیب خود می داند، زیرا این جبهه نشان داد که جبهه مقاومت فیسبوکی نیست، بلکه جبهه مقاومت واقعی در میدان سیاست، نظامی گری و روابط بین المللی است. از این جهت آینده سیاست میهن به دست این جبهه است.
- گروه سوم، پارسی زبانانی است که حکومت اعتدالی اسلامی را بر نمی تابند و از این جهت احمد مسعود را از این منظر که سکولار نیست و از این منظر که عليه دین قرار نمی گیرد ، رقیب خود می دانند.
- در این جا دهن ها و قلم های کرایی و اجاره ای فراوان دست به دست هم می دهند تا چهره این رهبر جوان و پخته را تخریب کنند و بگویند که از او بت نسازید. حقیقت این است که او معصوم نیست، اما او یک رهبر معتمد است که پاکیزگی و معصومیت جوانی او را به محبوبیت پیش از حد توقع ساخته است. در این شکی نیست که صداقت، هوشیاری و رهبری عاقلانه او این تبلیغات زشت و پروپاگاندا را خنثی خواهد ساخت.