چرا در این همه سالی که خانواده رحمانی شریک تجاری آمریکایی ها بودند، هیچ اقدامی علیه این خانواده صورت نگرفت و حالا این پرونده به یکباره گل کرده است؟

نویسنده: رستم روشنگر، تحلیلگر، مخصوص برای “سنگر”

نکته اول؛
گفته شده که وزارت خزانه‌داری امریکا، دلیل تحریم میر رحمان رحمانی را موجودیت فساد در روند قراردادها عنوان کرده است. در این زمینه نمی‌توان بدون اسناد و مدارک سخن گفت. مشاور آقای رحمانی اتهام ها را رد کرده و سیاسی خوانده و گفته که از مجرای قانونی علیه وزارت خزانه‌داری امریکا اقدام می‌کند.

نکته دوم؛
بسیاری از آگاهان تصمیم خزانه‌داری امریکا را سیاسی و استخباراتی خوانده اند. گفته می‌شود که یکی از دلایل این تصمیم به نفوذ لابی‌های طالبان در امریکا و مراجع تصمیم‌گیری در آن کشور، مرتبط است. طبق گفته برخی از منابع،‌ آقای رحمانی در این اواخر در جهت حمایت مالی از مقاومت ضد طالبان فعال شده و این دلیلی است که پشتون‌های مقیم امریکا، علیه او توطیه کنند تا مانع حمایت او از مقاومت شوند. همچنان آقای رحمانی دعوت حنیف اتمر و تنی چند از سیاسیون پشتون به پیوستن به کدام تشکل سیاسی که آنان در حال ایجاد آن هستند، را رد کرده است و این دلیل دیگری است تا پشتون‌های امریکایی علیه او دست به دسیسه‌سازی بزنند.

نکته سوم؛
در باره استخباراتی بودن تصمیم خزانه‌داری امریکا باید گفت که اعلام تحریم رحمانی بلافاصله پس از اعلام تحریم دو مقام گروه تروریستی طالبان یک رویکرد استخباراتی است. گویا تلاش شده که رحمانی در زمره چهره‌های تروریستی و بدنام قرار داده شود یا هم از نظر قومی توازن ایجاد شود. دو پشتون/تالب تحریم شدند، دو تاجیک هم باید تحریم شوند. این رویکردها را در گذشته نیز آمریکایی‌ها داشته اند که به شدت سوال برانگیز است. در واقع ما اینجا با یک رویکرد سیاه‌سازی چهره‌های غیرپشتون همزمان با سفیدنمایی چهره‌های پشتون/تالب هستیم. آمریکایی‌ها در عرصه تبلیغاتی و رسانه‌ای در راستای سفیدنمایی طالبان چند سال است که فعال هستند و حالا انگار می‌خواهند که با اتخاذ رویکرد سیاه‌سازی در برابر مخالفان بالفعل و شاید بالقوه طالبان نیمه دیگر کار را تکمیل کنند. سوال این است که چرا در این همه سال که خانواده رحمانی شریک تجاری آمریکایی‌ها بوده، اقدامی علیه این خانواده نشده و اکنون به یک باره این موضوع گل کرد؟ سوال‌های زیادی در این باره مطرح است.

نکته چهارم؛
رحمانی یکی از چهره‌های سیاسی شناخته تاجیک است که با ابتکار و تلاش شخصی خود صاحب ثروت هنگفت شد و به کمک ثروتش به مقام بلند سیاسی در افغانستان که ریاست پارلمان باشد، رسید. یعنی او مثل بسیاری های دیگر نیست که از نام و اعتبار و آدرس قوم و مقاومت به قدرت و ثروت رسیدند و هیچ کاری هم در جهت حفظ اعتبار قوم و مقاومت انجام ندادند. حتا می‌توان گفت که رحمانی کسی است که با پول شخصی خود برای تاجیکان اقتدار خرید. شاید بسیاری ها به یاد داشته باشند که وقتی او خود را نامزد ریاست پارلمان کرد، یک جوانک کاکلی پشتون( به اسم کمال ناصر اصولی) به دیکته اشرف غنی خود را در برابرش نامزد کرد. اصولی در کدام مجلس خصوصی گفته بود که من میدانم که رحمانی رییس می شود اما خود را نامزد کردم تا پول رحمانی را مصرف کنم. بعضی ها می‌گویند که هم غنی و هم وکیل‌الدوله های وابسته به غنی میلیون‌ها دالر از رحمانی گرفتند تا موانع ریس شدن او از راه برداشته شود. من خوب به یاد دارم که بسیاری از دانه درشت‌های حکومتی تاجیک نیز در برابر رحمانی قرار گرفته و با غنی همدستی کردند تا او رییس نشود. رحمانی اما یکه و تنها ایستاد و با پرداخت پول هنگفت، به خواسته سیاسی خود که احراز کرسی ریاست پارلمان بود رسید. گرچه رسیدن به ریاست پارلمان یک خواسته شخصی برای رحمانی بود اما به یاد دارم که بسیاری از تاجیک ها رسیدن او را به مقام ریاست پارلمان، بجا شدن«پور» تاجیکان می‌دانستند.

نکته پنجم؛
گرچه بسیاری‌ها صلاحیت علمی رحمانی را برای ریاست پارلمان محرز نمی‌دانستند/نمی‌دانند اما واقعیت این است که آقای رحمانی، بیش از هر چهره سیاسی دیگر در ریاست پارلمان مستقلانه عمل می‌کرد و تلاش می‌کرد که تحت امر غنی و دار و دسته وی نباشد. او هرچند خودش قادر به تشخیص دقیق مسایل و مباحث سیاسی و حقوقی نبود اما از جامعه فرهنگی و اهل قلم حرف شنوی داشت و متن هایی که برایش ترتیب می‌شد، شهامت خوانش آن را داشت و زیاد در قید و بند مصلحت‌های سیاسی منبعث از ایده تداوم حاکمیت پشتون‌ها نبود. دلیل عملکرد مستقلانه و خود محورانه‌اش هم این بود که یکه و تنها به مصاف پشتون‌های ارگ نشین و تاجیک‌های متحد ارگ نشینان رفته بود و می‌پنداشت که بدهکار کسی نیست.

نکته ششم؛
دوستانی که انتظارات آرمان‌گرایانه‌ای از چهره‌هایی مثل رحمانی دارند، به این امر التفات داشته باشند که تاجیک‌ها یک سامان سیاسی-قومی مشخص ندارند تا بتوانند از فرصت های سیاسی و اقتصادی پیش آمده در جهت اهداف استراتیژیک قومی استفاده کنند. بسیاری از سیاسیون و سرمایه‌داران بزرگ تاجیک در میدان رقابت و کشمکش سیاسی-اقتصادی خود را تنها و بی پناه احساس می‌کنند و اگر بتوانند از معرکه های رقابت های ناسالم پیروز بدر شوند، احساس خود رایی در آنان شکل می‌گیرد و حاضر نیستند به قوم حساب و کتاب پس بدهند. برای رفع این نقصیه ما تاجیک ها نیاز داریم که سازوکاری ایجاد کنیم که سیاسیون و کاراکترهای سیاسی و اقتصادی را تحت پوشش حمایت و مشورت قرار داده و در نهایت ضمن اینکه آنان را در راستای منافع کلان قوم سوق دهیم، از آنان در برابر رقبای غیرتاجیک هم حمایت کنیم. این سازوکار تا کنون وجود نداشته است.


سیاست