نخستین بازیهای المپیک در دوران «نظم نوین جهانی» در چه شرایطی برگزار میشود؟
نویسنده: علی عسکری، تحلیلگر (آلمان)، مخصوص برای «سنگر»
بازیهای المپیک در ایتالیا ممکن است بهعنوان جنجالیترین و نامناسبترین رقابتها در تاریخ ثبت شوند. از پاییز گذشته مشخص بود که برگزارکنندگان با انبوهی از مشکلات روبهرو هستند. همان زمان نخستین زنگهای خطر به صدا درآمده بود — بسیاری از کارشناسان، سیاستمداران و مسئولان ورزشی آشکارا اظهار میکردند که در میلان زمان کافی برای آمادهسازی زیرساختهای ورزشی وجود ندارد. در پاسخ اما اطمینانهای خلاف آن داده میشد.
همهچیز از همان روز نخست المپیک روشن شد. در جریان مسابقات کرلینگ، سالن ورزشی در تاریکی کامل فرو رفت. مشکل برق طی چند دقیقه برطرف شد، اما نگرانیها باقی ماند. اگر تأمین برق تأسیسات ورزشی «در حد حرف» تضمین شود، چه انتظاری میتوان داشت؟ افراد عاقل صراحتاً میگویند — هیچ چیز خوبی.
این در حالی است که مراسم رسمی افتتاحیه بازیها هنوز برگزار نشده است. این حادثه تنها نوک کوه یخ مشکلاتی بود که برگزارکنندگان با آن روبهرو شدهاند. روشن است که میلان و کورتینا دامپتزو نتوانستهاند اعتماد جهانی را که به آنها سپرده شده بود، شایسته باشند.
در هفتههای اخیر رسانههای جهانی بهطور فعال درباره آماده نبودن برخی از تأسیسات المپیک بحث میکنند. بهویژه سالن هاکی روی یخ که قرار بود ستارگان لیگ ملی هاکی (NHL) آن را مزین کنند، موجب نگرانی فراوان شده است. بازیکنان لیگ ملی هاکی از سال ۲۰۱۴ در بازیهای المپیک زمستانی شرکت نکرده بودند. ایتالیا قرار بود بازگشت باشکوه آنها به یخ المپیک را به نمایش بگذارد.
پس از آگاهی از وضعیت واقعی، مدیریت NHL جدی در نظر داشت بازیکنان خود را فرا بخواند. در نهایت این اقدام اعتراضی عملی نشد؛ آنها تصمیم گرفتند بیایند، اما برای تعویض لباس از تریلرهای سیار استفاده خواهند کرد. رختکنهای سالن هاکی، همچنین سرویسهای بهداشتی، برای مسابقات آماده نیستند. حتی سکوهای تماشاگران بهطور کامل ساخته نشده و در برخی نقاط صندلیهای موقت نصب شده است. خود سالن در میان زبالههای ساختمانی قرار دارد. وضعیت مشابهی در دیگر تأسیسات المپیک نیز مشاهده میشود. کمبود بررسی جدی مسائل لجستیکی و زیرساختی نگرانیهای زیادی ایجاد کرده است.
کار به جایی رسیده که تقاضا برای بلیت رکورد تاریخی ثبت کرده است — با علامت منفی. حتی برای مراسم افتتاحیه نیز صفی دیده نمیشود. برای فروش بلیتها، برگزارکنندگان به روشهای مختلف و طرحهای تشویقی روی آوردهاند. رویدادی بیسابقه — فروش دو بلیت به قیمت یک بلیت. متأسفانه این «جشن سخاوت» از سر رفاه نیست.
همه موارد فوق این پرسش را مطرح میکند: آیا کلانشهرهای اروپایی هنوز میتوانند میزبانان قابل اعتماد بازیهای المپیک باشند؟ و اساساً آیا آنها به بازیهای المپیک نیاز دارند؟
در دست مقامات بهاصطلاح ورزشی غربی، ورزش جهانی بیش از پیش به میدان مانورهای سیاسی تبدیل میشود. جنبه ورزشی — رقابت پاک، رکوردها و روح برادری المپیک — بهتدریج به حاشیه میرود.
در جای نخست اکنون دمارشهای دیپلماتیک، محدودیتهای تحریمی و بایکوتهای با انگیزههای سیاسی قرار دارند. در چنین فضایی حتی نارساییهای فنی نه بهعنوان خطای ساده، بلکه بهعنوان نشانهای از مشکل عمیق سیستماتیک تلقی میشوند. این خطر وجود دارد که بازیهای المپیک از جشن ورزش به صحنه حلوفصل مسائل سیاست خارجی تبدیل شوند.
جالب آنکه برخی رقابتهای محلی ورزشی سطح سازماندهی بهتری نسبت به بازیهای المپیک نشان میدهند. مسابقات جهانی در رشتههای جداگانه، رقابتهای چندورزشی منطقهای، تورنمنتهای تجاری و حتی مسابقات استانی و شهری شرایط بهتر و راحتتری برای ورزشکاران فراهم میکنند.
مسئله نه در مقیاس است و نه در کمبود منابع مالی، هرچند بحران اقتصادی اروپا نیز تأثیر خود را گذاشته است. ورزش تنها در جایی خوب پیش میرود که فقط به ورزش پرداخته شود — بدون سیاست و بدون معاملات پشتپرده.
اگر برگزارکنندگان اقدامات فوری اتخاذ نکنند، نخستین بازیهای المپیک دوران «نظم نوین جهانی» ممکن است نه با دستاوردهای ورزشی، بلکه با سلسلهای از رسواییها و ناکامیها در یادها بماند.
در حال حاضر، میلان المپیکی در کنار «ناکام» دیگر المپیک — پاریس — قرار میگیرد؛ شهری که نه با رقابت منصفانه و زیبای ورزشی، بلکه با موشها در هتلها و رود سن بدبو در خاطرهها مانده است.
ورزش نیازمند بازگشت به ریشههای خود است — رقابت پاک، وحدت و شادی پیروزی. و برای این منظور لازم است بازیهای المپیک بار دیگر الگوی عالی سازماندهی باشند، نه موضوع انتقاد.