برهان الدین ربانی از استخبارات پاکستان خواست تا احمدشاه مسعود را "حذف" کنند.

نویسنده: عبدالرحمن رحمانی، جنرال ارتش، رییس پیشین عملیاتی جبهه متحد افغانستان

خداوند برای آمر صاحب قهرمان، شجاع، وطن دوست و مردم دوست جنت الفردوس را مکان ابدی اش بگرداند و جهاد و زحماتش را در راه فی سبیل لله مورد قبول درگاه خود بگرداند.

میخواهم ناگفته خودرا که شخصآ از زبان آمرصاحب شهید رح راجع به توطیعه و قتل شان را که با سوگند به خداوند بدون کم و کاست شنیدم، خدمت مردم با اخلاص و دوستدارانش عرض نمایم.

اول روزی با هم بودیم و داودخان از دوشنبه در تیلفون ستلایت آمر صاحب زنگ زد. تعدادی از مجاهدین امام صاحب درجنگل بین دو دریا در شمال امام صاحب و جنوب مرز تاجکستان قرارداشتند، گفتند، دو نفرعرب میخواهد به جنگل امام صاحب برود، اجازه داده شود یا خیر.

آمرصاحب با عصبانیت برایش گفت قطعآ اجازه ندهید که اینها همان دوعرب هستند. من درست نفهمیدم و پرسان هم نکردم که این دوعرب کی است ولی بسیارجدی و قهر برخورد کرد. بعدها که آمرصاحب بواسطه دوعرب توسط عمل انتحاری به شهادت رسید معلوم شد که از قبل آگاهی و اطلاع داشتند.

دوم شاید تعدادی باور نکند و یا بگویند که در بین سبب نفاق نشود ولی من قبلا سوگند یاد کردم بعد از این دردلم نگاه نمی‌کنم چون که من ریس اوپراسیون شان بودم و اکثر اوقات را با هم سپری میکردیم و از رهنمودها یشان مستفید می شدم و بالای بسیار موضوعات به بخش های پلان گذاری و عملیات ها تنها صحبت میکردیم.

روزی با هم تنها بودیم و تحرکات دشمن درشمال رو به افزایش بود بالای یک پلان کار داشتیم برایم گفت ضابط میدانید چه توطعه است؟ گفتم نمیدانم. آمرصاحب گفت تعدادی از پاکستانی ها از طریق چترال نزد استاد ربانی آمده اند، تقریبا به تفاهم رسیده اند. پیشنهاد استاد ربانی برای پاکستانی ها همین بود که من با شما کدام مشکل ندارم، فقط مانع بین ما آمرصاحب (طرف خود اشاره کرد) که من را گفته و برای پاکستانی ها پیشنهاد میکند، شما این مانع را از سر راه بردارید یعنی به شهادت برسانید، من با شما جور می آیم.

(از منبع دیگری بنام گل محمد رحیمی: "برای بنده این را هم علاوه کرده بود که امضای استاد و تمام قوماندانان بزرگ بدخشان را بدست سید اکبر آغا به چطرال فرستاده. باز سید اکبر آغا گفته وقتی مکتوب را بردم در دفتر ISI ازمن معلومات شفائی هم کردند و یاد داشت می‌گرفتند، خیلی پیش وجدانم کم آمدم.

حرفی است که در منطقه ولسوالی درقد مهمان خانه قاضی کبیر از زبان شخص آمرصاحب شنیده ام. آن رفت و ماهم می‌رویم. نیازی به دروغ گفتن نداریم.

گپ را آغاز کردید همین قصه آن بزرگوار که با دنیائی از تآثر یاد میکرد، بیادم آمد.

خداوند رحمت شان کند")

این حرف آمرصاحب شهید رح بود و من بسیار ناراحت و متعجب شدم.

بعد آمر صاحب با توکلی که به خداوند داشت و روحیه عالی که خداوند نصیبش کرده بود نخواست که من بسیار به تشویش و حیران شوم. دوباره سر اصل موضوع پلان نظامی برگشت و من بارها پیش خود فکر میکردم چقدرانسان با گذشت و با حوصله بود که ازچنین معامله ننگین با جزیات در جریان بود اما اندک ترین حرکت و برخورد ازخودنشان نمیداد و از او منحیث رهبر و ریس جمهور احترام میکرد قضاوت بعدش را میگذارم با دوستان وهموطنان عزیز که یک واقعیت را بعد از سالها خدمت تان ارایه نمودم.

اختیار کسی که چه برداشت میکنند. همزمان با شهادت آمر صاحب دشمن با تمام قوا از تالقان به طرف بدخشان در حرکت شدند که در دشت روباه و دوسرکه فرخار با مقاومت شدید مجاهدین فرخار مواجه شدند و با تحمل تلفات سنگین دوباره عقب نشینی کردند و نتوانستند خودرا به بدخشان برسانند وهمچنین شهادت آمرصاحب برای چند روز محفوظ گردید و تبلیغ شد که گویا مجروح هستند دوباره برمیگردند. اصل پلان طالبان دور زدن پنجشیر ازعقب یعنی ازاستقامت بدخشان بود چون که مجاهدین شجاع شمالی سرسختانه دفاع میکردند راه نفوذ برای شان مسدود بود. اگر دو روز بعد اتفاق یازده سپتمبر در آمریکا رخ نمی‌داد و طالبان و حامیان شان تحت فشار قرار نمیگرفتند، به یقین همان پروسه دربدخشان اتفاق می افتاد.


سیاست

مقاومت دوم

23-بهمن-1404 By admin

تاجیک‌ها "صرفاً یک هویت…

چرا انکار هویت تباری تاجیکان، یک اد