آیا مولوی مهدی مزاری ثانی خواهد شد؟
نویسنده: یعقوب یسنا، استاد دانشگاه، تحلیلگر سیاسی، عضو هیئت مشورتی سنگر
یادداشت از سنگر: عبدالعلی مزاری تنها رهبر حزب وحدت اسلامی، یک حزب اساساً هزاره بنیاد بود که در دهه ۱۹۹۰ با ادغام هفت حزب شیعه افغانستان تأسیس شد. اما پس از ترور مزاری توسط طالبان (او را به بهانه مذاکره به کابل بردند و از هلیکوپتر بیرون انداختند) این حزب به دو قسمت تقسیم شد و حالا به نام های محمد محقق و کریم خلیلی از آن یاد می شود.
چندی پیش مولوی مهدی، طالب سابق و رئیس اداره طالبان در ولسوالی بلخاب ولایت سرپل، در عرصه نظامی-سیاسی افغانستان پدید آمد و به سیاست های هزاره و شیعه ستیزی امارت اسلامی اعتراض کرد.
***
طالبان استاد عبدالعلی مزاری رهبر فقید مردم هزاره را برای مذاکره و مصالحه به سوی خود کشاندند و استاد مزاری برای مذاکر و مصالحه رفته بود. اما طالبان خلاف هرگونه موازین اخلاقی، اسلامی و بشری با استاد مزاری رفتار کردند.
سیاست طالبان در قبال مردم هزاره همان سیاست عبدالرحمان و غنی است. غنی با سهمیهبندی از حضور جوانان هزاره به دانشگاههای ملکی و نظامی جلوگیری کرد و با حملات مشکوک و استخباراتی کودکان هزاره را در مکتب به قتل رساند. بنابراین هرگونه مصلحت و مدرا با طالبان و حکومتهای قومی، تقویت تاریخ ستم قومی و دراز کردن عمر ستم قومی است.
برای طالبان مدارا و مصلحت قوم هزاره هیچ اهمیتی ندارد، اگر اهمیت میداشت از آنچه با استاد مزاری انجام داده بودند، معذرت میخواستند، اجازه میدادند مردم هزاره طبق تقویم زادروز و درگذشت استاد مزاری از استادمزاری تجلیل و بزرگداشت میکردند. طالبان بزرگداشت از استاد مزاری را اجازه ندادند و تندیسهای استاد مزاری را شکستاندند.
با این مقدمه در این شرایط میخواهم این را به عرض برسانم که مولوی مهدی میتواند هزاره را رهبری کند و بلخاب را به یکی از محلهای مقاومت تبدیل کند. اما رهبری طالبان پشتون ترفند، حیله و نیرنگهایی را روی دست گرفتهاند که مولوی مهدی را گرفتار و حذف کنند.
بنابراین راهی که پیش روی مولوی مهدی وجود دارد ایستادگی است. اگر ایستادگی نکند و از بلخاب بیرون شود و به کابل برود، طالبان او را گرفتار و سر به نیست میکند. طالبان به هیچ تعهدی پابند نیستند. اگر به تعهدی پابند میبودند به استاد مزاری خیانت نمیکردند. برای اینکه مولوی مهدی دچار سرنوشت استاد مزاری نشود، باید از خیانت طالبان به استاد مزاری پند بگیرد.
اگر مولوی مهدی از سرنوشت استاد مزاری و از خیانتی که طالبان به استاد مزاری کردند، پند بگیرد و با این پندگیری به مطالباتی بپردازد که استاد مزاری برای حقوق سیاسی و شهروندی مردم هزاره مطرح کرده بود؛ مولوی مهدی در این صورت هرچه زود از نظر مردم هزاره به عنوان ادامهدهندهی راه استاد مزاری، جایگاه رهبری پیدا میکند. زیرا مردم هزاره به سران قبلی هزاره اعتماد ندارد و سران قبلی هزاره از خارج نمیتواند در داخل افغانستان تاثیرگذاری داشته باشند. بنابراین، این فرصتی است برای مولوی مهدی که با ایستادگی و مقاومت، رهبری خود را بر جامعهی هزاره و خود را یک مزاری ثانی تثبیت کند.

