خبر روز

شوهرش منشی حیدرعلی احراری، از نوادگان عبیدالله احرار، شیخ بزرگ طریقت نقشبندی بود.

نویسنده: فرید یونس، استاد بازنشسته انسان شناسی فرهنگی و فلسفه اسلامی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، عضو شورای مشاوره سنگر

درين حالت كه طالبان نادان و متحجر زن را در قفس كرده أست داستان بي بي مريم سنگي براي همه بسيار آموزنده أست. مردم مرتجع و زن ستيز اين نام را خواستند از تاريخ محو كنند كه نتوانستند. اين داستان نه تنها زن ستيزي گذشتگان را نشان ميدهد در عين زمان فرهنگ زدايي كشور را به ترسيم مي كشد و تخريب تاريخ كشور.

نام كوته سنگي به پاس مقام ادبی و اجتماعی شيرزنِ استبدادستيز، سخنور و مبارز مسما گرديده که در اوج حاکميت استبداد امیر عبدالرحمان‌خان از کسی نهراسيده بر مستبدين تاخت و بر ظالمان خرده گرفته و از مردم خويش جانبداری کرد. اين شيرزن مريم معروف به بی‌بی‌سنگی و بی‌بی سيده يکی از بزرگ زنان سخنور کشور در نيمه‌ی نخست سده‌ی بيستم ميلادی‌ست که در آن عصر نيمه‌ تاريک، نه تنها مشعل ادبيات عرفانی را به دست گرفت، بلکه در مبارزات استقلال طلبانه‌ی جوانان ميهن‌پرست کشور نيز شرکت جسته و شاه استقلال بخش، امان‌الله خان را در نخستين دقايق جلوسش بر اريکه سلطنت افغانستان، تشويق به تحصيل استقلال سياسی کشور نمود.

بی‌بی‌سنگی به علت سرايش شعر که در آن تشدد دربار امير عبدالرحمان را در سرکوبی مردم به انتقاد گرفته بود، روانه زندان سياسی شد؛ چون او زنی بود دانشمند و تحصيل کرده، امير می‌ترسيد که افکار وی در بيداری زنان زندانی مؤثر افتاده و اسباب دردسر ديگری را برای دولت او فراهم آورد و از سوی ديگر نامه‌ای از زنده ياد عبدل‌هادي داوی که در تمجيد از رد نمودن ملاقات جارج پنجم پادشاه انگلستان توسط جنرال محمد ولي بدخشي در تابستان 1921م نوشته شده است، نشان مي‌دهد که بي‌بي‌سنگی در مداومت و پافشاري در خواسته‌هاي خويش در ميان اهل دربار ضرب‌المثل بوده است؛ زيرا او طرفداران معامله با حکومت هند برتانوي را به جاي مذاکره با حکومت لندن که در جريان مذاکرات استقلال کشور پايمردانه خواستار آن بودند به کنايه دختر سنگي بابا خوانده بود و همين علت‌ها سبب گرديد تا امير عبدالرحمان دستور دهد که سلول تجريدیی براي او در يکي از نقاط دور افتاده‌ي کابل بنا کنند. و کوتوال (رئيس پوليس) کابل که مسؤول دستگاه بگير و ببند و بکُش امير بود، نقطه‌ای را در دشتي که در ميان قلعه‌ي واحد، قلعه‌ي نيازبيک، قلعه‌ي جواد و قلعه‌ي کلوخک (قُلَخک) چهاردهي کابل واقع بود، برگزيد و در ظرف سه روز سلولي از سنگ و پهره‌دار براي آن اعمار کرد و بي‌بي‌سنگي را به آنجا انتقال دادند و به قول آقاي فريد عظيمي که رابطه‌ي خانواده‌گي با بي‌بي‌سنگي دارد، در دفتر کوتوالي، اين سلول به نام کوته‌‌ای بي‌بي‌سنگي ثبت گرديد که به مرور زمان منطقه به همين نام معروف گرديده، ولي به خاطر رعايت اختصار مردم لفظ بي‌بي را از آن حذف نموده و به دو معني آنجا را کوته‌سنگي ناميدند. با آن که در عهد امان‌الله خان اين سلول را ويران کردند و در دوران نامگذاري‌هاي «پشتو تولنه‌يي» نام آن منطقه را نيز تبديل نموده، ميرويس‌ميدان ناميدند؛ ولي تا به امروز آن ناحيه را بدون اين‌که وجه تسميه‌اش را بدانيم کوته‌سنگي مي‌خوانيم.

چون شوهر بي‌بي سنگي منشي دربار امير بود؛ با روي‌دار ساختن بزرگان و متنفذين به ويژه با واسطه ساختن سلطان محمد مير منشي، امير را وادار به عفو او ساخته و يکي دو ماه بعد فرمان صادر گرديد که بي‌بي‌سنگي به علت سيادتش و رعايت خاطر شوهرش منشي حيدر علي احراري که از نواده‌گانِ حضرت عبيدالله احرار شيخ بزرگ طريقت نقشبنديه بود؛ از زندان آزاد گرديد.

بي‌بي‌سنگي در سال 1243 خورشيدي (1864م) در شهر کابل ديده به جهان گشود و پدرش سنگي محمد معروف به سنگي بابا غازي از سادات جليل‌القدر کنر، عالم معتبر ديني و يکي از سرکردگان مجاهدين ملي در جنگ‌هاي اول و دوم بر ضد استعمار گران انگليس بود.

لیسه مریم، اولین مکتب مدرن دخترانه در افغانستان نیز به نام او در خیرخانه کابل واقع شده است.


سیاست