جنگ اوکراین به افغانستان/خراسان کشیده خواهد شد
نویسنده: حفیظ منصور، سیاستمدار و نویسنده، از رهبران حزب جمعیت اسلامی و جبهه مقاومت افغانستان
روسیه به آهستگی اما پیوسته به سوی کیف مرکز اوکراین نزدیک می شود.مساعدت های غرب آن گونه که فکر می شد ، نتوانست جلو پیشروی روسیه را سد نماید، هر چند این پیشروی را کند ساخته است . اروپا امید خود را برای بقای اوکراین از دست داده و این تنها ایالات متحده امریکاست که برای حفظ و تقویت اوکراین تلاش می ورزد.
بر پایه ی برخی از گزارش ها ، شماری از کشور های اروپائی مخفیانه در صدد تامین روابط با روسیه برآمده اند و از آن کشور خواستار مصونیت شده اند، در چنین وضعیتی تنها گزینه ی که در مقابل امریکا قرار دارد، گشودن جبهه ی جدید در شرق قلمرو اتحاد شوروی سابق است، یعنی در آسیای مرکزی!
جمهوری های آسیای مرکزی از نگاه امنیتی از "متحدان نزدیک " روسیه شمرده می شود و آن کشور به هیچ وجه آماده ی پذیرش تهدید در آن قلمرو نمی باشد ، از همین روست، که در حال حاضر روسیه دو لشکر مجهز در آسیای مرکزی دارد، که وظیفه ی آن تامین امنیت و رفع تهدید ها از بیرون می باشد.
مقامات عالیرتبه نظامی و امنیتی روسیه از مدت ها قبل متوجه این خطر بوده اند و در تازه ترین مورد از وجود گروه های افراطی در افغانستان/ خراسان اظهار نگرانی کردند و وزیر دفاع کشور روسیه یکبار دیگر از وجود تهدید از جانب افغانستان / خراسان سخن راند.
همزمان با این نگرانی ها ، شرکت نفتی دلتامتعلق به عربستان سعودی قرار دادی با گروه طالبان در حوزه ی غرب ، افغانستان عقد کرد و امارات متحده ی عربی تمایل خود را برای احداث خط دوم تونل سالنگ که شمال این کشور را به جنوب آن وصل می سازد، ابراز داشت . چنین قرار داد هایی به هیچ وجه نمی تواند ، صرف دارای جنبه اقتصادی و تجاری بوده باشد ، بویژه این که همه می دانند که از لحاظ حقوقی اداره ی طالبان بدیل عدم رسمیت بین المللی صلاحیت عقد قرارداد ها را ندارد، لذا این امر یک عملیه ی امنیتی پنداشته می شود، که در آن پیش از آن که پای سرمایه گذاران شریک بوده باشد، اداره ها ی استخباراتی سهامدار آن می باشد. وقتی حضور آقای خلیلزاد در چنین معاملاتی به مشاهده می رسد، احتمال امنیتی بودن این معامله را افزایش می بخشد، زیرا سابقه ی کاری زلمی خلیلزاد به چنین امری گواهی می دهد.
گفته شده ،ایالات متحدهی امریکا می خواهد با تقویت و تحریک گروه های افراطی در افغانستان/ خراسان جبهه ی جدیدی در برابر روسیه در آسیای مرکزی بگشاید. مصارف مالی آن را عربستان تدارک دیده و پاکستان که سابقه ی چنین اعمالی را در کارنامه دارد، به عنوان مجری در نظر گرفته شده است ، پرسش این است که چنین برنامه ی با توافق تحریک طالبان صورت می گیرد یا در مخالفت با آن ها؟
امریکا فکر می کند، ۴۰ میلیون دالر هفته وار آن کشور که در دسترس طالبان قرار می گیرد، می تواند تحریک طالبان را رام نموده، و شامل این برنامه سازد. اگر تحریک طالبان از خود موافقت نشان دهند، فعالیت تحریک طالبان پاکستان (تی تی پی) خفه می شود، و آن گروه مساعدت های بیشتری از غرب دریافت خواهد کرد، در مقابل با مخالفت و خصومت همسایه ها رو برو خواهد گردید. اما در صورت مخالفت، نخست باید اداره ی طالبان بر چیده شود ، تا زمینه ی بیشتر برای تقویت و تجهیز گروه های افراطی متعلق به جمهوریت های آسیای میانه مساعد گردد.
در چنین وضعیتی روسیه بیش از دو گزینه در اختیار ندارد، گزینه ی نخست این که ، تحریک طالبان افغانستان / خراسان را قانع سازد، تا جلو جنگجویان بیرونی را سد نماید و نگذارد از سرزمین افغانستان / خراسان تهدیدی متوجه آسیای مرکزی گردد، اما با چه ابزار و توانی روسیه به این هدف نایل خواهد آمد؟ آیا بدیل ۴۰ میلیون دالر امریکا را به طالبان فراهم کرده می تواند؟ آیا منافعی که متحدان غرب به طالبان وعده داده اند از جانب روسیه هم تامین شده می تواند؟
گزینه ی دوم این است، که روسیه راه به صرفه تر را بر گزیند و گروه های مخالف طالبان را در شمال کشور حمایت بدارد، تا شمال افغانستان/ خراسان را در کنترول خود در آورند، و حصاری غیر قابل نفوذ به جمهوری های آسیای مرکزی شکل گیرد. این گزینه نیز به تنهایی از توان روسیه بیرون خواهد بود، ایجاد چنین سدی ، ایجاب می دارد، تا روسیه متحدان منطقهای خود مانند چین، ایران را نیز هماهنگ نموده و به صورت مشترک در پی اجرای این برنامه برایند.
در چنین صورتی ، گروه های مخالف طالبان که تا کنون از یک حامی پر و پا قرص محروم بوده اند، شانس سر بلند کردن می یابند، با این قیدکه تقابل دو قدرت جهانی امریکا و متحدانش از یکسو، روسیه و هم پیمانانش از سوی دیگر افغانستان خراسان را یک بار دیگر به میدان زور آزمایی بدل خواهد کرد، و در فرجام خطر چند پارچه شدن این سرزمین را افزایش خواهد بخشید.






