جغرافیایی که دست سیاستهای کثیف امریکا به آن نرسیده است
نویسنده: عارف حسنخان آخوندزاده، پژوهشگر و تحلیلگر امور منطقهای، عضو شورای مشورتی «سنگر»
برای من افتخار بزرگ و مایهی خرسندی فراوان بود که در جشنها و مراسم دولتی که از سوی حکومت تاجیکستان به مناسبت سیوپنجمین سالگرد استقلال دولتی این کشور برگزار شده بود، از تاجیکتباران پاکستان نمایندگی کنم و همچنان در کنفرانس «پیوند» که به وحدت تاجیکان جهان اختصاص داشت و از سوی آکادمی ملی علوم تاجیکستان برگزار شده بود، شرکت نمایم.
حتا نمیدانم سخنم را از کجا آغاز کنم، اما سفر به تاجیکستان از بسیاری جهات چشم مرا باز کرد. تاجیکستان در منطقهای که از مدتها پیش فساد و زوال معنوی از درون آن را میپوساند، به راستی همچون واحهای از ثبات، امنیت، رفاه، آرامش و رضایت اجتماعی به نظر میرسد.
پایتخت آن، دوشنبه، شهری بزرگ است که در سیمای آن زیبایی، دقت و سنجیدگی مکتب شهرسازی شوروی بازتاب یافته است. با وجود اقلیم خشک و کمآب، شهر به گونهای بینقص پاکیزه است؛ در اینجا حتا به دشواری میتوان اثری از گرد و خاک دید، چه رسد به زباله و کثافاتی که متأسفانه به یکی از ویژگیهای معمول شهرهای کشورهای همسایه در جنوب تاجیکستان تبدیل شده است.
در ۳۵ سال گذشته، سیمای دوشنبه تا حد زیادی با معماری باشکوه عامه و عناصر برجستهی سبک سنتی آسیایی شکل گرفته است. برخلاف این تصور که شاید چنین شکوه و عظمت معماری برای برخی بیش از حد جلوه کند یا نشانهای از خودبزرگبینی پنداشته شود، در واقع این معماری در میان مردم احساس غرور نسبت به فرهنگ خود و داراییهای عامهی کشورشان را برمیانگیزد.
شهروندان تاجیکستان بهترین ویژگیهای فرهنگ خود را در وجود خویش متجلی میسازند. آنان مردمی فوقالعاده باادب، صریح و صمیمیاند که به فرهنگ خود، گذشتهی باشکوه آن و ریشههای قومی خویش عمیقاً افتخار میکنند. با این همه، این غرور هرگز جنبهی تحریکآمیز یا تهاجمی به خود نمیگیرد؛ برعکس، طبیعی و هماهنگ است.
تاجیکستان از این جهت نیز کشوری کاملاً عادی است که زنان در آن به همان اندازهی مردان در زندگی اجتماعی، در خیابانها، در ادارات و در تمام عرصههای کاری و اجتماعی حضور دارند. مردان، به طور معمول، لباسهای رسمی و کتوشلوار (شلوار و کت) میپوشند، هرچند پوشش روزمرهی شیک نیز رایج است. مردان عملاً لباسهای سنتیای را که ممکن است ظاهری کهنه و ابتدایی به آنان بدهد، نمیپوشند. زنان اما هم لباسهای ملی میپوشند و هم انواع گوناگون پوششهای مدرن اروپایی را.
در رستورانها بدون هیچ جنجال و هیاهویی گوشت خوک و مشروبات الکلی ارائه میشود ــ البته برای کسانی که مایل به مصرف آنها باشند. و از آنجا که دوشنبه خود شهری پاکیزه است و خیابانهایش از زباله انباشته نیست، ناخودآگاه این ضربالمثل فارسی به یاد میآید: «صفایی (پاکیزگی) نصف ایمان است». بنابراین میتوان گفت که نیمی از «ایمان» آنان پیشاپیش به عملیترین و واقعیترین شکل تأمین شده است.
پس دربارهی مردمانی در جوامع کثیفی مانند پاکستان چه میتوان گفت که بدون وضو «نماز میخوانند»، بدون هیچ عذاب وجدانی مرتکب انواع اعمال حرام میشوند و سپس پنج بار در روز رکوع و سجده میکنند، تنها برای آنکه دینداری و تقوای خود را به دیگران نشان دهند؟
با این همه، در تاجیکستان هیچ نشانهای از بیعفتی، هرزهگی یا اوباشگری به چشم نمیخورد. فرهنگ نیرومند جامعه، در کنار حکومت مقتدر، مانع چنین پدیدههایی میشود.
در واقع، در مورد تاجیکان درست عکس این امر صدق میکند: آنان از نوعی مهربانی آشکار، صمیمیت و صراحت برخوردارند که مردمان جوامع دیگر گاهی ممکن است آن را چیزی نزدیک به سادهلوحی تلقی کنند. این رفتار تا چه اندازه با شارلاتانیسمی تفاوت دارد که بخش بزرگی از روابط انسانی روزگار ما را فرا گرفته است؛ روزگاری که آدمهای فرومایه حاضرند برای به دست آوردن چند پول سیاه، به هر کاری دست بزنند!
جشنهای کنونی به مناسبت سیوپنجمین سالگرد استقلال دولتی، بهترین جلوههای فرهنگ والای تاجیکستان و نظم و سازمانیافتگی مردم آن را که تا حد زیادی ریشه در میراث شوروی دارد، به نمایش گذاشت.
تاجیکستان از این جهت نیز کشوری کاملاً عادی است که زنان در آن به همان اندازهی مردان در زندگی اجتماعی، در خیابانها، در ادارات و در تمام عرصههای کاری و اجتماعی حضور دارند. مردان، به طور معمول، لباسهای رسمی و کتوشلوار (شلوار و کت) میپوشند، هرچند پوشش روزمرهی شیک نیز رایج است. مردان عملاً لباسهای سنتیای را که ممکن است ظاهری کهنه و ابتدایی به آنان بدهد، نمیپوشند. زنان اما هم لباسهای ملی میپوشند و هم انواع گوناگون پوششهای مدرن اروپایی را.
در رستورانها بدون هیچ جنجال و هیاهویی گوشت خوک و مشروبات الکلی ارائه میشود ــ البته برای کسانی که مایل به مصرف آنها باشند. و از آنجا که دوشنبه خود شهری پاکیزه است و خیابانهایش از زباله انباشته نیست، ناخودآگاه این ضربالمثل فارسی به یاد میآید: «صفایی (پاکیزگی) نصف ایمان است». بنابراین میتوان گفت که نیمی از «ایمان» آنان پیشاپیش به عملیترین و واقعیترین شکل تأمین شده است.
پس دربارهی مردمانی در جوامع کثیفی مانند پاکستان چه میتوان گفت که بدون وضو «نماز میخوانند»، بدون هیچ عذاب وجدانی مرتکب انواع اعمال حرام میشوند و سپس پنج بار در روز رکوع و سجده میکنند، تنها برای آنکه دینداری و تقوای خود را به دیگران نشان دهند؟
با این همه، در تاجیکستان هیچ نشانهای از بیعفتی، هرزهگی یا اوباشگری به چشم نمیخورد. فرهنگ نیرومند جامعه، در کنار حکومت مقتدر، مانع چنین پدیدههایی میشود.
در واقع، در مورد تاجیکان درست عکس این امر صدق میکند: آنان از نوعی مهربانی آشکار، صمیمیت و صراحت برخوردارند که مردمان جوامع دیگر گاهی ممکن است آن را چیزی نزدیک به سادهلوحی تلقی کنند. این رفتار تا چه اندازه با شارلاتانیسمی تفاوت دارد که بخش بزرگی از روابط انسانی روزگار ما را فرا گرفته است؛ روزگاری که آدمهای فرومایه حاضرند برای به دست آوردن چند پول سیاه، به هر کاری دست بزنند!
من بسیار خوشحال شدم که دیدم بسیاری از نمادها و ویژگیهای دوران شوروی در اینجا همچنان حفظ شدهاند ــ بهویژه در یونیفورم، آراستگی و انضباط نیروهای مسلح، و همچنان در سازمانها و ساختارهای متعددی که زمانی از ویژگیهای زندگی جامعهی شوروی به شمار میرفتند.
دیدن اینکه چگونه امنیت، سازمانیافتگی، نظم اجتماعی و پویایی دولتی یک جامعهی مدرن به سبک اروپایی در اینجا با سنتها و میراث فرهنگی فارسی درهم آمیخته است، به راستی مایهی خرسندی بود. و همهی اینها در منطقهای است که امریکا طی سی سال، با حرص مهارنشدنی و بیشرمانهی خود برای دستیابی به خطوط لوله و منابع، با فساد و «جهادهای» کثیفی که برای تحقق این اهداف، مسموم ساختن جامعه و تضعیف بنیادهای آن به کار گرفته شدند، آن را بیثبات ساخته است.
پیامدهای همهی اینها امروز در برابر چشمان ما قرار دارد: افغانستان به ویرانهای سوخته و زغالشده تبدیل شده و پاکستان به پیکری در حال مرگ و پوسیدگی؛ به کاغذ تشنابی استفادهشده و آغشته به مدفوع امریکایی که در حال فروپاشی است و بوی تعفن از آن برمیخیزد. و اکنون میبینیم که چگونه در خاورمیانه و پیرامون ایران، موج یک منازعهی هولناک جهانی در حال برخاستن است، در حالی که امریکای به گوشه راندهشده میکوشد آخرین نبرد خود را با شلیک از همهی سلاحهایش به پیش ببرد.
باید به گونهی ویژه تأکید کنم که در این وضعیت نگرانکننده و بحرانی، خوشحالم و افتخار میکنم که ریشههایم با میراث قومی تاجیک پیوند دارد و با حیات سیاسی آن مرتبط هستم. برای پیشبرد و تقویت هرچه بیشتر آن، هر آنچه در توان دارم انجام خواهم داد.
احساس میکردم پس از خوابی ۳۵ ساله دوباره زندگی را از سر گرفتهام ــ از همان زمانی که بزرگترین شیطان به نام امریکا سایهی تاریک خود را بر جهان گسترد.
تاجیکستان ناگهان در حال پذیرفتن همان نقشی است که تاریخ برای آن مقدر کرده بود. و در پرتو رویدادهای پیش رو، این تحولی فوقالعاده مهم است.