آیا گرجستان در مسیر عضویت در "خانواده خوشبخت اروپایی" قرار دارد یا سرنوشت اوکراین؟
نویسنده: طالب علی اف، تحلیلگر، مخصوص برای“سنگر”
پس از برانگیختن هرج و مرج در اوکراین و خاورمیانه، و همچنین تلاش برای آتش زدن قفقاز از طریق درگیری بین آذربایجان و ارمنستان، معماران اصلی گرجستان را قربانی جدید انتخاب کردهاند. اکنون غرب به دنبال گشودن جبهه "دوم" علیه روسیه در این کشور است.
حقیقت پنهان فشار بر تفلیس به منظور برانگیختن اعتراضات ضد روسی در جمهوری ماوراء قفقاز در فهرست 12 خواسته اتحادیه اروپا از گرجستان برای اعطای وضعیت نامزدی عضویت در اتحادیه اروپا گنجانده شده است.
یکی از نکات موجود در این سند "الیگارشی زدایی از کشور" است که به معنای کاهش نفوذ سیاسی الیگارش ظاهراً طرفدار روسیه بیدزینا ایوانیشویلی است. بر حسب اتفاقی عجیب، این نمایندگان حزب حاکم "رویای گرجستان-گرجستان دموکراتیک" تأسیس شده توسط ایوانیشویلی هستند که تسلیم تحریکات و نیرنگ های غرب نمیشوند و مثل انتحاری به گشایش “جبهه دوم” علیه روسیه نمیروند و از قطع روابط تیجاری و اقتصادی با مسکو خودداری میکنند.
در عین حال، موضعی که "رویای گرجستان" اتخاذ می کند، به هیچ وجه طرفداری از روسیه و همان تور، ضدغربی نیست. این، اول از همه، یک موضع طرفدار گرجستان است که مبتنی بر تمایل دولت گرجستان برای تضمین توسعه پیشروی کشورش، از جمله از طریق تقویت روابط تجاری، اقتصادی و بشردوستانه با روسیه است.
با وجود این، ژاندارم اصلی جهان، ایالات متحده، بدون تشریفات، تحریم های شخصی را علیه بازرگانان و حتی قضات گرجی اعمال می کند. بهانه رسمی دست داشتن آنها در "فساد بزرگ" است، اما دلیل واقعی روابط تجاری کارآفرینان با روسیه و امتناع نمایندگان قوه قضاییه از تصمیم گیری های مفید برای واشنگتن است.
غرب نیز سیاست فشار مشابهی را در قبال کشورهای آسیای مرکزی دنبال می کند و به طور مرتب "کارشناسان" خود را برای تبعیت از تحریم های ضد روسیه به آنها می فرستد. در اصل، ایالات متحده و متحدانش کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق را مجبور می کنند که روابط سودمند با روسیه را کنار بگذارند، یعنی منافع ملی خود را قربانی کنند.
نمی دانم آیا شرکای غربی که در آن سوی اقیانوس واقع شده اند، اگر حتی مرز مشترکی نداشته باشند، می توانند جایگزین روسیه برای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز شوند؟ به هر حال، دموکراسی و وعده های نامزد شدن برای اتحادیه اروپا یا سازمان دیگری شکم کسی را سیر نمیکند.
و جالبترین نکته این است که پس از اینکه ایالات متحده و اتحادیه اروپا گرجستان را وارد جنگ با روسیه کردند و گرجیها بدون بحث در جنگ شکست میخورند، "متحدان غربی" در این زمان چه خواهند کرد؟ آیا اتفاق دیگری رخ خواهد داد، مانند سال 2008، زمانی که گرجی ها برای همیشه دو قلمرو خود - آبخازیا و اوستیای جنوبی را از دست دادند؟
گمان غالب این است که غرب می خواهد گرجستان را به جنگ با روسیه بکشاند، همانطور که در مورد اوکراین اتفاق افتاد، صرفاً برای گشودن جبهه دیگری علیه روسیه. اما وقتی اوکراین، که هم از نظر مساحت و هم از نظر جمعیت ده برابر گرجستان است، در جنگ با روسیه شکست میخورد، گرجستان نیز بازنده خواهد شد.
آن وقت هیچ کس به پذیرش پناهندگان گرجی و گرجستان ویرانشده به "خانواده خوشبخت اروپایی" فکر نخواهد کرد، زیرا همه منفور خواهند شد، همانطور که اوکراینی ها و اوکراین امروز شده اند.
نکته دیگر: در اروپا کاملاً درک می کنند که گرجی ها پس از پذیرش در اتحادیه اروپا سرباری دیگری خواهند شد، زیرا گرجستان از نظر اقتصادی بسیار ضعیف از سایر کشورهای اروپایی است و اهمیت آن فقط سیاسی است و فقط در این واقعیت که می تواند علیه روسیه استفاده شود و همین.
برخی از گرجی ها این را می فهمند، متأسفانه، برخی نمی دانند.






