چرا همه بازیگران جهانی و فرامنطقه ای و منطقه ای در یک هماهنگی کامل تئوری توطئه را بر ضد تاجیکان کلید زده اند؟

نویسنده: دکتر اولیا جلالی، تحلیلگر، مخصوص برای "سنگر"

در بیست سال حضور جامعه جهانی در افغانستان/خراسان، خلیل زاد و ضمیر کابلوف، نمایندگان دو قدرت جهانی( آمریکا و روسیه) که از اقبال نیک تالبان هردو پشتون تبار و در یک تفاهم راهبردی و پنهانی، سران خود را متقاعد و تصمیم گرفتند تا از تالبان به شیوه ی عبدالرحمان گونه پشتیبانی و حمایت کنند.

این دو قدرت جهانی به هم پیمانان منطقه ای خود نیز چراغ سبز نشان دادند تا با تالبان وارد مذاکره و گفتگو شوند.

کشور های منطقه به استثنای «تاجیکستان» پیش از تسلیمی قدرت به تالبان هرکدام با شاخه های از تالبان روابط پنهانی بر قرار و تامین کرده بودند.

طبق پیمان «دوحه» قرار بود بخش از سران اقوام غیر پشتون در بدنه حکومت تالبان شریک و تالبان از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته شوند و به چهل سال نا آرامی در این کشور نقطه ای پایان گذاشته شود.

این طرحی بود که مورد تفاهم و پشتیبانی همه بازیگران جهانی و منطقه ای قرار گرفته بود.

به همین دلیل، شورای ترکیه را آمریکایی ها بلافاصله ایجاد و سران این شورا نیز با یک صدا خواهان مذاکره و تنها راه حل و عبور از بحران کنونی را ایجاد حکومت مشارکت ملی و گفتمان میان افغانستانی ها می دانست و بر آن تاکید داشتند.

از اقبال نیک، تالبان نسبت فرهنگ حاکم بدوی و قبیله ای، حضور سران اقوام غیر افغان در حکومت خود را لکه ی ننگ و مایه شرم ساری دانستند و علی رغم تلاش های بی امان خلیل زاد و تام ویست و کشور های منطقه ای، آن را بشدت رد کردند.

آمریکایی ها که زیر فشار افکار عامه متهم به پشتیبانی از تالبان بودند، این نوبت از طریق کارت سازمان ملل وارد بازی شدند و مسئله نشست دوم دوحه را پیش کش و تبلیغات رسانه ای گسترده ای را به راه انداختند و جهت موفقیت این روند از همه مهره های داخلی از جمله کرزی و عبد الله استفاده کردند.

عبدالله تماس دوام دار با احمد ولی مسعود در دوشنبه داشت و او را متقاعد ساخته بود که از آدرس جبهه مقاومت در این نشست شرکت کند.

کرزی به استاد عطا از طریق ادیب فهیم پیام فرستاده بود که آماده اشتراک در این نشست بسیار مهم که حکم نشست بن را دارد باشد؛ اما یک شرط دارد: از آدرس حزب جمعیت واحد معرفی و شرکت کند. استاد عطا بلا فاصله از دبی به ترکیه پرواز و به خانه صلاح دین ربانی رفت و ظاهرآ تفاهم و بیانیه اتحاد صادر کردند؛ اما این تفاهم مقطعی و کوتاه بود و با عدم شرکت تالبان در نشست دوحه همه اهداف و برنامه های بازیگران در هم شکست و ناکام شد.

روی هم رفته، آغاز جنگ روسیه در اوکراین و اسرائیل در غزه یک مزیت دیگر نیز به تالبان داد؛ افغانستان دیگر اولویت اصلی بازیگران جهانی نبود و نیست. با استفاده از این فرصت تالبان با عقد قرار داد های معادن با شرکت های منطقه ای به این کشور ها امتیاز دادند و قدرت مالی و نظامی خود را بیشتر و روابط سیاسی خود را تقویت کردند.

واقعیت امر این است که بازیگران بزرگ جهانی در مسئله ای افغانستان راه و مسیر خود را گم کرده اند؛از یک طرف نیروهای رادیکال تالبان و پشتون گرایی هستند که به هیچ قانون و پیمان جهانی و حقوق بشری پایبند نیستند و تمام دغدغه شان حاکمیت مطلق پشتونی و سرکوب سایر اقوام خراسانی و جا به جای پشتون های پاکستانی زیر عنوان مهاجرین در شمال هست و از طرف دیگر عدم هماهنگی و انسجام نیروهای مخالف تالبان است که تا هنوز با آن همه هیاهوی رسانه ای که داشتند و دارند در باز پس گیری اراضی کوچک ترین دستاورد میدانی نداشته و ندارند.

به نظر می رسد کماکان اولویت قدرت های جهانی پشتیبانی از دوام حاکمیت تالبان با کمی تغییر و نگرش رفتاری در مسئله ی زنان باشد؛ به همین دلیل هم هست که این قدرت ها هم پیمانان منطقه ای خود را زیر فشار گذاشته اند تا جلو جنگ و نا آرامی بیشتر را تا روشن شدن مسئله اوکراین بگیرند و اجازه ندهند حامیان سنتی آنان برای حاکمان کنونی افغانستان که حافظ منافع همه بازیگران جهانی و منطقه ای هستند، مشکل خلق کنند.

تنها نیروی که برای فعلا بر خلاف منافع بازیگران جهانی و منطقه ای وارد بازی شده اند و به اصطلاح برخلاف جریان آب شنا و به خواست هیچ یکی از این قدرت ها تمکین نمی کنند، تاجیکان منطقه هستند؛ لذا، همه بازیگرانی جهانی و منطقه ای در یک تئوری توطئه و هماهنگ تلاش دارند این نجیب زادگان تاریخ را در اذهان و افکار عامه مردم جهان و منطقه بدنام و زمینه را جهت سرکوب آنان زیر نام داعش مساعد سازند.

حمله شاه چراغ ایران، روسیه، و بزرگ نمایی داعش و جلوه دادند تاجیکان به عنوان نیروهای اصلی داعش، همه از همین زاویه قابل تفسیر و بررسی هستند.

اما بازیگرانی جهان و منطقه ای یک مسئله را به خاطر داشته باشند: تاجیکان نسبت شکوه و بزرگی گذشته ای خود زیر هیچ عنوان تسلیم نخواهند شد!
منطقه و جهان پشتیبانی کند یانه، مقاومت تاجیکان در برابر اشغال گران قبیله ای اجتناب ناپذیر است!


سیاست