خبر روز

پیام عطامحمدنور، رهبر جمعیت اسلامی به مناسبت فرا رسیدن جشن جهانی نوروز و حلول سال نو هجری خورشیدی 1403

 منبع: جمعیت اسلامی افغانستان.

بدین شایسته گی جشنی، بد ین بایسته گی روز ی

بــه مــرز آریــا هـرروز، جشــنی بــاد و نــوروز ی

هموطنان عزیز، مردم سربلند و آزاده کشور خواهران، برادران و جوانان عزیز!

فرا رسیدن جشن جهانی نوروز جمشیدی را که همزمان است با حلول سال نو خورشیدی، از صمیم قلب شادباش عرض می کنم و آرزو دارم که این سال پایان بحران مسلط شدهی کشور ما و آغاز تحقق آرزوهای شما باشد.

سال نو وجشن ها برای ملت های جهان، یادآور رویداد های مهم تاریخی و رشته اتصال شان به گذشته های پرافتخار وشکوهمند است. و در این میان نوروز را حکایت و روایت دیگری است. فرارسی سال نو برای ما این مناسبت خجسته را نوروز دل افروز شکوه بیشتر می دهد. نوروز و بهار مظهرجمال، جلال وقدرت بی چون خداوندی است، موسم رُستن و شگفتن، فصل کار و کوشش، هنگام تازه شدن وشاد زیستن، آیینهْ اندرز گرفتن و اندیشیدن و باهمه اینها برای ما آریـاییـان، این روز یادآور آغاز تاریخ و ظهورتمدن آریایی در پهنۀ زمین، فرجام اعمار مادر شهرها (ام البلاد بلخ) به دست یما جمشید ، فرمانروای پیشدادی آریانا درپنج هزار و هفتصدو سه سال پیش از امروز و تداوم هویت وحضور زندۀ ما در آوردگاه پرشیب وفراز سده ها وهزاره ها است.

نوروز به عنوان یک آیین و سنت کهن تاریخی و تمدنی بی آنکه هیچ پیوندی با آیینی داشته باشد، بصورت پیوسته توسط مردم ما در طول سال ها، سده ها و هزاره ها جشن گرفته شده است. اما با تاسف در کنار دشمنی های روشنی که در برابر این جشن تمدنی شکل گرفته است، برای سومین سال متوالی، گروه فرهنگ ستیز طالبان نیز نوروز را در خاستگاهش تحریم کرده اند که مایه تاسف است.

دشمنی با نوروز به هیچ صورت و در هیچ یک از مولفه ها و قرائت های دینی بنیاد و استنادی ندارد، بلکه این دشمنی ناشی از دگم اندیشی و تحجرگرایی های است که ریشه در دشمنی با ارزش ها و بنیادهای تمدنی ما دارد و ادامه سیاست حذف هویتی است.

هم میهنان گرامی!

وضعیت ناگوار کشور که ناشی از سلطۀ غاصبانه قدرت توسط یک گروه مزدور و بیگانه است، برای همه ی ما دشوار و غیر قابل تحمل است، اما این وضعیت با این رویکرد جابرانه این گروه پایداری و بقا ندارد و ستون های آن بر ظلم، شکنجه و قتل مردم بنا یافته است که فرو ریختنی است.

در سومین سال متوالی دروازه های مکاتب بروی دختران معصوم ما بسته است و زنگ مکتب تنها برای یک بخشی از جامعه نواخته می شود و از سوی دیگر پهن شدن بسترهای افراط گرایی با ایجاد و گسترش مدارس دینی برای تربیت طالب افراطی ، درکنار تلاش برای تغییر نصاب آموزشی، به فربه شدن اندیشه های افراطی می انجامد که سرانجام آن روشن است.

محرومیت زنان و دختران از کار، تحصیلات عالی و امور اجتماعی که در واقعیت امر حذف زنان از جامعه و مصداق اپارتاید جنسیتی شمرده می شود، بخش دیگری از عملکردهای غیر انسانی گروه طالبان است. مزید براین ها هر روز دامنه ظلم این گروه پهن تر میشود و درکنار به بند کشیدن، شکنجه و قتل نیروهای پیشین امنیتی، متنفذین قومی و مردم بی گناه، به انواع فساد، چپاول دارایی عامه و منزوی ساختن افغانستان از جهان بشری متوسل می شوند و با حمایت، تربیت و تجهیز بیش از بیست و دو گروه تروریستی، افغانستان را به بستر امن ترویج و صدور تروریزم مبدل کرده اند.

هرچند سال 1402 درکنار چالش های فراوانی که برای افغانستان و مردم ما داشت، فرصت هایی نیز در سطح بین المللی به همراه داشت که متاسفانه این فرصت ها همچنان در هاله یی از ابهام و رفتارهای چند پهلوی کشورهای منطقه و جهان قرار دارد و صداقت داعیه ی صلح خواهی برای افغانستان را با پرسش روبرو کرده است. کشورهایی که ادعا می کنند با تروریزم درگیر اند، چطور همزمان با یک گروه تروریستی وارد تعامل مداومی شده اند که تاوان آن را مردم افغانستان می پردازد؟

روشن است که گروه طالبان به عنوان گروه حامی تروریزم نه توان و ظرفیت پیوستن به نظم جهان مدرن بشری دارد و نه هم ظرفیت تن دادن به مطالبات برحق مردم افغانستان را. گروهی که ساختار آنان ناشی از امارت و نظم استبدادی فرد محور باشد، روشن است که چه آینده یی را برای افغانستان و منطقه در ذهن دارند.


سیاست