افسانه هموطنی با افغانها به پایان رسیده و دوران همسایه های خوب بودن شروع شده است
نویسنده: فیاض بهرمان نجیمی، تحلیلگر امور منطقه ای و بین المللی، عضو شورای مشورتی سنگر
چند گپ در باره «حکومت در تبعید».
اقای احمد مسعود این بحث «حکومت در تبعید» را به میدان آورد اما آن را ادامه نداد. سپس اقای دوستم آن را تکرار کرد ولی با حمله غیر موجه، غیر سیاسی و آماتور به پنجشیریان، که در شرایط کنونی آب به اسیاب افغان ها ریختن بود، فضا را مکدر ساخت.
طرح «حکومت در تبعید» در وضعیت کنونی یک نظریه غیر افغانی است. اما افغان ها به سرعت صدای نمایندگی آن را بلند کردند.
ده ها مقاله نوشته شد و گفتگو ها در باره تاریخ حکومت های در تبعید با استفاده از ویکیپیدیا نوشته شد. حالا چندین تلاش در باره ایجاد حکومت در تبعید در جریان است.
اما مبتکر آن احمد مسعود خاموش است!
در حد یک انتقاد نرم و دوستانه، بزرگترین اشتباه را جبهه مقاومت در آغاز از پنجشیر نمود، که آقای امرالله صالح را حمایت نکرد تا ریاست یک حکومت در تبعید را به عهده گیرد. هم امکان بسیج بخش از پارلمان و هم سایر نهاد های جمهوریت گذشته وجود داشت.
حالا زمان گذشته و جو سیاسی به شدت به سوی قطبندی های قومی دگرگون شده است.
اندیشه «دولت در تبعید» زمانی می تواند حمایت مردمی پیدا کند، هرگاه خواست اکثریت مردم یعنی غیر افغانها را بازتاب دهد. خودخواهی های عده یی از چهره های آناکرونیک کنار زده شود و اتحاد بر پایه یک برنامه صورت گیرد، از مسایل که مانع اتحاد می شود، عبور صورت گرفته؛ طرح راهبردی نجات مردم نه منافع شخصی پی ریزی شود.
بدون اجماع روی یک برنامه دموکراتیک، اتحاد صورت گرفته نمی تواند!
پیش از آن که اتحاد صورت گیرد و برای این که اتحاد صورت گیرد، باید نخست اختلاف ها کنار گذاشته شود!
اگر چنین شود، سلطه افغانها را به سادگی می توان به چالش کشید و حاکمیت جدید را بر محور بزرگ قوم های غیر افغان با متحدان آنها سامان داد، که در رأس آن اکثریت اقوام پارسی زبان با متحدان ترک زبانان و سایر قوم های کوچک قرار داشته باشند.
ـــــــ
اگر طالبان های افغان امروز حاکم اند، دلیل آن ضعف در غیر افغان ها است!
محور قدرت غیر افغانها در روشن ساختن مرز آنها با افغانها است، که در سه خواست در وهله اول ممکن است:
ـ عقد قرارداد اجتماعی بر محور برابری قوم ها؛
ـ ایجاد دولت غیر متمرکز یا فدرالی و تسجیل آن در قانون اساسی ؛
ـ یا رفتن به سوی حق تعیین سرنوشت غیر افغان ها برای ایجاد دولت مستقل خود شان با پایه های کانفدرالی و دموکراتیک.
ـــــــــــــــــ
در برابر افغان ها نه با ترس بلکه با سر افراشته باید ایستاد!
«دولت تبعید» بدون طرح روشن دفاع از غیر افغانها دو حالت می تواند داشته باشد:
۱ـ در نهایت دادن قدرت به افغانها به مثل دوران جمهوریت،
۲ـ و یا شکست دوباره.
ـــــــــــــ
تحمیل سلطه غیر افغانها از مسیر جنگ سرنوشت ساز برای آزادی از استعمار داخلی افغانی و سلطه افغانیسم ممکن است.
افغانها قدرت شان را به غیر افغانها واگذار نمی کنند، مگر با زور. بهتر است این را سیاستگران بدانند!
مگر نمیدانید که دیگر افسانه هموطنی با افغانها به پایان رسیده و دوران همسایه های خوب بودن شروع شده است؟