خبر روز

یک خانم فرانسوی، نماینده انگلیس و یک نماینده بلندپایه امریکا نخبه‌ترین و مسلکیترین نیروهای واحد واکنش به بحران (Crisis Response Unit, یا CRU 222) - را از افغانستان بیرون کشیدند، که ضبط کابل را برای طالبان آسان کرد.

نویسنده: ارسلان خان زاده

معامله و فروش سربازان CRU 222!
آنان این چنین فروخته شدند و توسط متحدین بین اللملی با خانواده های شان از کشور بیرون کشیده شدند.

قطعات خاص افغانستان بی نظیر ترین ، نخبه ترین مسلکی ترین نظامیان در سطح کره زمین در عملیات های جنگی بودند.

حادثه بگرام یاد تان است آمریکایی ها 24 ساعت نتوانستن تروریستان را از پا در بیارن مگر این دلیر مردان در ظرف 40 دقیقه با کشتن 6 تروریست ساحه را پاک سازی کردند این چنین عملیات در این چنین مدت کم در سطح هیچ نقطه جهان تا اکنون ثبت نگردیده بود که نیروی های افغان آن را در تاریخ بنام خود رقم زدند.

خانم فرانسوی بنام مستعار آنا (Anna) ، و مک تونی نماینده انگلیس که بنام مستعار اندریس آستلند (Andres Ostlund) و یک نماینده بلند پایه اداره امنیت ملی آمریکا بنام لورا لوره (Laura) در مورد بیرون کشیدن این نیروی ها نقش کلیدی را بازی کردن و سر انجام موفق هم شدند.

تمام قوایی مسلح افغانستان اگر نابود میشد این قطعات هیچگاهی نمی گذاشتن که دشمن بر کابل داخل شوند مگر توسط دستور و آمر سر قومندان اعلی فراری جناب غنی وطن فروش ، و وزیر داخله میرزا کول که برایش گفتن تا زمانی که نیروی های ویژه ات را قناعت ندهی از دروازه های کابل عقب نشینی نکنن پاسپورت ات را که ویزه آمریکا را خورده است نمی دهیم.

سربازان قطعات خاص CRU 222, نیروی های ویژه مبارزه با مواد مخدر که در چهار دروازه کابل و نقاط اساسی برای دفاع کابل با تجهیزات سبک و سنگین برای دفاع وطن آماده باش قرار داشتن و با چشمان اشک پر اسلحه های شان را ، به دستور وزیر داخله و ریس جمهور بر دیپو مرکزی تسلیم کردند و سر انجام آنان در پرواز های چارتر شده از میدان هوایی کابل به امریکا ، جرمنی ، فرانسه ، لندن ، کانادا ، سویس ، انتقال داده شدند.

همه چیز برای دفاع کابل آمده بود سربازان که بیست سال برای آرامش این مردم نا سپاس و بی وجدان مانند مردمک چشم شان از شان مواظبت ، حفاظت کردند کنار ما ایستاده نشدند.

یک سرباز مبارزه با مواد مخدر وزارت امور داخله گفت از دروازه کابل که در ارغندی کابل است بر سوی مرکز سوق که در داخل میدان هوایی کابل تعیین شده بود و در مخابره برای ما وزیر امور داخله دستور داد که تمام قطعات اینجا جمع شده و از اینجا با سایر قطعات که آمده اند یکجا عملیات بزرگ تصفیوی و بزرگ را آغاز میکنیم ما فریب دستور را خورده با تعداد 127 سرباز با تجهیزات سبک و سنگین با بیشتر از 80 هاموی زرهی که مجهز با هر نوع تجهیزات جنگی بودند از دروازه بر سوی مسیر خود مان حرکت کردیم.
من بالای تانک هاموی نشسته بودم از مسیر ارغندی الی میدان هوایی زیر نقاب ام گریه کرده ام فهمیده بودم که فروخته شدیم یک افغان یک شهروند این وطن برای ما نگفت کجا میروی ای سرباز، بر چشمان ما دیده و نظاره گر بودند.

یک بنده خدا پیدا نشد و نگفت کجا میروی سرباز چرا این چنین کاروان بزرگ و عظیم قوایی خاص با چهره های نگران کننده و با گلون های پر از بغض بر سوی مقصد تسلیمی می‌روید چرا آخر؟

سرک های را که طی میکردم قلبم میگفت اینان دنبال ما گریه دارن جهنم بود آن روز واقعا جهنم را دیدم . آتش جنگ این چنین درد نداشت که من این چنین صحنه را می دیدم.

روز بسیاری سختی بود. من در سخت ترین مسیر های که بیشتر از 8 ساعت در آن ها رفت آمد می کردیم, خسته نمی شدیم, مگر مسیر 50 دقیقه ایی برای من 50 سال تمام شد.

مردم همه در فرار بودند در ساحه پوهنتون پلتخنیک رسیدیم جوانان و دختران جوان در فرار اند. زمانی که کاروان ما ایستاده شده تا بدانیم حرف از چه است همه میگفتن ریس جمهور فرار کرده است و اینان بر خانه های شان فرار دارند. یک محصل تحصیل کرده ام در میان هفت هزار محصل آن پوهنتون کنارم نه آمد نگفت, شکر سرباز که رسیدی, تو کجا بودی فرشته نجات ما؟

مگر نه همه فرار میکردن همه هيچ کس بر حرف های ما گوش نمی کرد جوان و پیر در فرار بودند.

بیست سال برای شان زمینه تحصیل را مهیا کردیم و سر انجام عاقبت شان را دیدیم اگر افغان ها صد سال هم تحصیل کنن همان مردم ترسو ، بزدل ، بی غیرت ، چپاول گر ، خائن و وطن فروش اند.

آنان لایق هیچ چیزی نیستند حتا وطن.

‏بغض گلویم را فشرده و چیزی برای گفتن ندارم.

ازینکه یک نظامی در دولت مفسد غنی بودم، شرمنده و پشیمانم.
روز سرباز گرامی.

خون را با خون پاسخ می‌دهیم ، مطمئن باشید.

سرباز فروخته شده قوایی مسلح افغانستان ارسلان خان زاده,

اوکراین، کیف.


سیاست

آ‌بنه شوید !