هر گاه قدم شوم خلیلزاد به کابل میرسد، امید خوبی را نباید داشت.
نویسنده: نورالله ولیزودا، تحلیلگر، مخصوص برای “سنگر”
خلیلزاد طراح اصلی پروژه تالبان است در زمانی که وی مشاور شرکت یونیکال در زمینه خطرسنجی انتقال گاز ترکمنستان به هند و پاکستان بود.
خلیلزاد پیشنهاد داد که یک گروه از مدرسهایهای پاکستان مسلح شوند و در نقش بلدوزر، گروههای متخاصم جهادی را در هم بکوبند تا مسیر انتقال گاز هموار شود و یک گروه مزدور و تابع در کابل حاکم باشد.
مقاومت احمد شاه مسعود از تحقق صد در صدی پروژه خلیلزاد جلوگیری کرد. برای اینکه تالبان از نقش بلدوزری خارج نشوند باید از قدرت کنار زده میشدند.
قرار بر این شد که تالبان نکتاییدار جای لنگوتهداران را بگیرند. کرزی و غنی و اتمر و جلالی و فاروق وردک و عبدالرحیم وردک و...وارد صحنه شدند که در ظاهر دموکرات اما در باطن همان تالبان بودند.
ماموریت خلیلزاد از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ این بود که جریان مقاومت را تضعیف و تالبان را تجدید قوا کند و رنگ آمیزی کرده برگرداند. در این بخش خلیزاد موفق شد. بیسوادی سیاسی و بیتعهدی میراثخواران مسعود به مردم، به موفقیت خلیلزاد کمک شایان کرد.
در قبال تالبان دوم ماموریت خلیلزاد، سفیدسازی و اهلیسازی بود که به نظر میرسد توفیقی در آن نداشت. تالبان به اصل خویش برگشتند. توصیههای خلیلزاد جدی گرفته نشد، چون تیم حاکم در کاخ سفید به خلیلزاد اهمیت نمیداد.
حالا خلیزاد زیر فشار کاخ سفید است که چرا در باره تالبان پنهان کاری کرده و مقامهای کاخ سفید را اغفال کرده است. یک فرصت دیگر به او داده شده که با پسرخواندههایش در کابل از نزدیک ببینید و حساب کتاب کند.
خلیلزاد اکنون به کابل رفته که به تالبان بگوید که ترامپ را جدی بگیرند و رضایت او را کسب کنند. خلیزاد به تالبان روشهای معامله و ترفندهای بازی جدید را میآموزد و هشدار خود را میدهد. به آنان میگوید که اگر معامله نکنند چه عواقبی در انتظار شان خواهد بود.
به نظر من تالبان مایل به معامله با آمریکا هستند اما نگران واکنش کشورهای منطقه و نفاق داخلی هستند. اگر خواست آمریکا گرفتن پایگاه باشد، تالبان در عمل کردن با آن با واکنش چین و روسیه و ایران مواجه خواهد شد. دولت بایدن در سه و نیم سال اخیر به تالبان خیرات داد اما چیزی از این گروه مطالبه نکرد. ترامپ وارد بده بستان با این گروه شده است و این امر تالبان در همان دو راههایی قرار میدهد که دولتهای پنجاه سال اخیر افغانستان وقتی در آن قرار گرفتهاند، سقوط کردهاند. اینکه در سه سال و نیم اخیر تالبان در صحنه ماندند و به زعم خودشان شرق و غرب را دوشیدند، به معنای بلد بودن این گروه با بازی چندجانبه نبود، بلکه معلول شرایط جهانی و انزوای بینالمللی افغانستان بود. این وضعیت در حال تغییر است.
ترامپ برغم تندگوییها و تندخوییهایش با تالبان از در معامله وارد شده است و امیدوار است که تالبان اهل معامله هستند. اولین معامله یک قاچاقچی مواد مخدر عضو تالبان در برابر سه آمریکایی بود. خلیلزاد آمده که معامله دوم را ساماندهی کند.
در این روزها تالبان زیر فشار پاکستان هم هستند. خلیزاد همیشه تلاش کرده که تالبان را از وابستگی به پاکستان نجات دهد و سپر دفاع تالبان در برابر پاکستان شود. یک پیام سفر خلیلزاد مخاطبش پاکستان است که میخواهد به این کشور بگوید که تالبان تنها نیستند و زیاد عربدهکشی نکنید بالای شان.
با این حال، اگر سفر خلیلزاد صرفا جنبه اولتیماتومی نداشته باشد و آغاز یک روند دیگر از بازسازی و نوسازی تالبان باشد، حضور او در کابل زنگهای خطر در پکن، تهران و مسکو را به صدا در میآورد.
در مناسبات درونی تالبان، خلیزاد تمایل خود را به کار با حقانی ابراز داشته بود. حالا اما حقانیها در موقعیت ضعیفی قرار دارند و به نظر میرسد نخستین تلاش آنان برای کودتا علیه هبتالله به کمک کشورهای منطقه خنثی شده است. شاید خلیزاد به این هدف نیز به کابل رفته که ببینید چه اتفاقی آنجا افتیده و چگونه میتواند آرایش جدیدی از نیروها را به وجود آورد.

