خبر روز

چگونه پنتاگون از نابودی قاری فصیح‌الدین جلوگیری می‌کرد؟

نویسنده: فرید احمد، سردبیر سنگر

قاری فصیح‌الدین می‌بالد که آمریکا را شکست داده و افغانستان را از اشغال آمریکا آزاد کرده است. اما اگر آمریکایی‌ها نبودند، امروز بر خاک قبرش یک وجب سبزه روییده بود. اگر پنتاگون نبود، او امروز رئیس ستاد کل ارتش طالبان نمی‌بود. قاری صاحب فصیح‌الدین باید بعد از هر نماز دستش را به سوی آسمان بلند کند و برای آمریکا دعا کند یا هر روز چند رکعت نفل بخواند، زیرا از برکت آمریکایی‌هاست که زنده است، روی زمین راه می‌رود و از زندگی و چوكی اش لذت می‌برد.

منبعی از قول اسدالله وردوجی، فرمانده پیشین امنیت شهرستان وردوج ولایت بدخشان که اکنون در ایران زندگی می‌کند، می‌گوید قاری فصیح‌الدین در یکی از نبردهای دوران جمهوری به دستور پنتاگون – وزارت دفاع آمریکا – از مرگ نجات یافت.

سال 2016، نیروهای دولت افغانستان و ناتو یک عملیات مشترک برای از بین بردن قاری فصیح‌الدین برنامه‌ریزی کردند. رهبری این عملیات را یک تورن آمریکایی که از کابل آمده بود بر عهده داشت. منابع استخباراتی از حضور قاری فصیح‌الدین در روستای رخشانی شهرستان وردوج خبر داده بودند. آمریکایی‌ها دستگاه «Giga Wave» را به هواپیمای استخباراتی وصل کردند و شروع به تعیین محل دقیق حضور او نمودند. او را خیلی زود پیدا کردند. این دستگاه حضور پنج فرد مسلح را در یکی از مهمان‌خانه‌های روستای رخشان تأیید کرد.

توضیحات: Giga Wave دستگاهی قابل حمل است که به هواپیماهای شناسایی و تهاجمی وصل می‌شود و امکان می‌دهد منطقهٔ نبرد از روی زمین رصد گردد. آمریکایی‌ها هواپیماهای شناسایی PS-12 را در اختیار ارتش افغانستان قرار داده بودند که فقط فیلم‌برداری می‌کرد (چند فروند از این نوع هم‌اکنون در تاجیکستان و ازبکستان موجود است). خود آنها هواپیمای MC-12 داشتند که هم فیلم می‌گرفت و هم حمله می‌کرد. هواپیمای دیگر — ISR — دو نوع داشت: یکی ساده که فقط شناسایی بود و دومی هم شناسایی و هم تهاجمی. بدین ترتیب، عملیات‌هایی که برنامه‌ریزی‌شده و با مشارکت نیروهای آمریکایی انجام می‌شد، به‌طور زنده در وزارت دفاع افغانستان و پنتاگون – وزارت دفاع ایالات متحده – رصد می‌شد.

افسر آمریکایی از اسدالله پرسید که آیا قاری فصیح‌الدین را می‌شناسد؟ پاسخ مثبت بود. سپس او را نزد دستگاه خواند و افراد حاضر در مهمان‌خانه را نشان داد. قاری فصیح‌الدین به پهلو دراز کشیده بود و چپن «قاقما» (نازک) به تن داشت و در کنارش یک سلاح کلاشینکف بود. اسدالله او را شناخت.

آمریکایی گفت حمله به قاری فصیح‌الدین در داخل روستا ممکن نیست، چون ممکن است مردم آسیب ببینند و خانه و اموالشان خسارت یابد؛ به همین دلیل زمانی که او از روستا خارج شود به او حمله خواهیم کرد. سرانجام فصیح‌الدین مهمان‌خانه را ترک کرد، از روستا بیرون آمد و به سمت چپ به سوی روستای غچان پیچید. افسر آمریکایی به هواپیما دستور داد که هدف را نابود کند. از هواپیما صدا آمد که «یک دقیقه دیگر آماده می‌شویم و حمله می‌کنیم.» اما در همان یک دقیقه، از وزارت دفاع افغانستان با افسر آمریکایی تماس گرفته شد و گفتند که از پنتاگون هدایت داده‌اند تا عملیات متوقف شود.

آمریکایی آن‌قدر عصبانی و گیج شده بود که سرش را به میز می‌زد و می‌گفت: «چطور؟ آخر هدف از دست ما می‌رود! چرا اجازه ندادند فصیح‌الدین را نابود کنم؟» وسایلش را جمع کرد و رفت.

اگر آغاخان نبود

فرد دیگری، یک افسر پیشین نیروهای ویژهٔ فتوحات مشترک (KKA) نیروهای مسلح افغانستان است که می‌گوید در حدود صد عملیات شبانه شرکت داشته و بارها شاهد حوادث مشابه بوده است.

توضیحات: نیروهای ویژهٔ فتوحات مشترک (KKA – Qetae Khas) از افراد وزارت دفاع، داخله و امنیت ملی افغانستان ایجاد شده بود و با حمایت مالی و هوایی مستقیم ایالات متحده عمل می‌کرد و تمامی عملیات‌های خود را شبانه انجام می‌داد. حدود هفت سال فرمانده آن مولوی جلال یفتلی و در سال‌های اخیر خالد امیری بودند. اکنون هر دو از فرماندهان جبهه مقاومت ملی افغانستان هستند.

اهدافی وجود داشت که وقتی نیروهای KKA شبانه برای نابودی آنها می‌رفتند و مشخص می‌شد که افراد ارتباطی آمریکایی‌ها یا طالبانِ همکار با آمریکا در آنجا حضور دارند، عملیات فوراً متوقف می‌شد و نیروها بدون درگیری از بالای آن محل عبور می‌کردند. هم‌صحبت ما از چنین مواردی در لوگر، وردک، هلمند، ارزگان و دیگر ولایت‌ها قصه کرد که هواپیماهای آمریکایی از بالای قرارگاه‌های طالبان که حتی پرچم، نفرات و موترسیکلت‌هایشان دیده می‌شد می‌گذشتند، یک عملیات جزئی در جای دیگری انجام می‌دادند و سپس به پایگاه برمی‌گشتند.

نیروهای KKA در بدخشان یک بار با قاری فصیح‌الدین درگیر شدند. در ماه مه ۲۰۱۷، نیروهای طالبان تحت فرماندهی او با کمک تروریست‌های خارجی از آسیای میانه و اویغورهای چینی شهرستان‌های زیباک و اشکاشم را اشغال کردند. در آن زمان، قاری فصیح‌الدین والی نامنهاد طالبان در بدخشان و قاری امان‌الدین به عنوان فرمانده ارشد او بود. تصرف این دو شهرستان طرح مشترک سازمان‌های اطلاعاتی افغانستان و آمریکا با هدف استقرار طالبان در این مناطق بدخشان و نزدیک مرز تاجیکستان بود. اما آغاخان چهارم، رهبر اسماعیلیان جهان، از وضعیت موجود به شدت ابراز نگرانی کرد و از حکومت افغانستان خواست هرچه سریع‌تر این دو شهرستان را از چنگ طالبان و تروریست‌ها آزاد کند.

باشندگان زیباک، اشکاشم، شغنان و وخان — چهار شهرستان بدخشان — عمدتاً از پیروان مذهب اسماعیلی شاخه شیعه اسلام هستند و بیم آن می‌رفت که افراطیون مسلح به آنها رحم نکنند.

عملیات آزادسازی اشکاشم و زیباک به رهبری مولوی جلال، فرمانده KKA، انجام شد. دو هفته بعد، شهرستان‌ها از وجود طالبان و تروریست‌ها پاکسازی شد، اما این آخرین جنگ مولوی جلال به عنوان فرمانده KKA بود. در این جنگ، ۷ تن از نیروهای او شهید شدند و به همین بهانه او را از وظیفه برکنار کردند. خود مولوی جلال به نویسندهٔ این سطور گفت که وقتی پس از آزادسازی زیباک و اشکاشم به فیض‌آباد بازگشت، دو جنرال آمریکایی نزدش آمدند و به‌شدت از او شکایت کردند که چرا این دو شهرستان را آزاد کرده است.

آمریکایی‌ها و اداره امنیت ملی افغانستان برای سقوط اشکاشم و زیباک سلاح و تجهیزات زیادی در اختیار نیروهای تحت امر قاری فصیح‌الدین قرار داده بودند. به او سلاح و حتی خودروهایی داده بودند که ارتش افغانستان نیز همان‌ها را در اختیار داشت. همهٔ آنها نو و تازه بودند و زمانی که به دست نیروهای دولتی افتادند، معلوم بود که غنیمت جنگی نیستند، بلکه عمداً در اختیار طالبان گذاشته‌ شده‌اند.

«زنده‌شده»

یک افسر لوای هوایی ویژهٔ ۷۷۷ وزارت دفاع افغانستان از عملیات دیگری در شهرستان وردوج ولایت بدخشان که علیه نیروهای قاری فصیح‌الدین انجام شده و شخصاً در آن شرکت داشته است، قصه کرد.

وردوج نزدیک به ۵ سال تحت کنترل طالبان بود و پایگاه اصلی آنها در شمال‌شرق افغانستان به شمار می‌رفت، که فرمانده آن قاری فصیح‌الدین بود. در این شهرستان، جنگجویان القاعده، جنبش اسلامی ازبکستان، جماعت انصارالله و جنبش اسلامی ترکستان شرقیِ - اویغورهای چین - حضور داشتند و قرارگاه‌های خود را ایجاد کرده بودند. این وضعیت جامعهٔ مدنی و محافل ضدطالبان در بدخشان را به‌شدت نگران کرد و از حکومت خواستند تا در این زمینه اقدام کند. نیروهای خیزش‌های مردمی هشدار دادند که اگر دولت و ناتو اقدامی نکنند، خودشان این عملیات را انجام خواهند داد. برخی نیز حکومت و خارجی‌ها را به «طالب‌سازی» متهم کردند. موضوع بزرگ شد. وزارت دفاع افغانستان و ارتش آمریکا به دلیل افشا نشدن طرحشان — که واقعاً هم طالب‌سازی بود — مجبور به اقدام شدند.

توضیحات: در بدخشان نیروهای کشورهای عضو ناتو — آلمان، دانمارک و بلژیک — حضور داشتند، اما در عملیات‌ها شرکت نمی‌کردند. آمریکایی‌ها عملیات نیروهای حکومت افغانستان را از میدان هوایی بگرام حمایت هوایی می‌کردند.

در سپتامبر ۲۰۱۹، نیروهای ویژهٔ وزارت دفاع، وزارت داخله، امنیت ملی و نیروهای خیزش مردمی عملیات مشترکی را برای آزادسازی وردوج آغاز کردند. این عملیات را لوای ویژهٔ ۷۷۷ هوایی وزارت دفاع افغانستان و نیروهای هوایی آمریکا از هوا پشتیبانی می‌کردند.

چند روز بعد، نیروهای طالبان و سازمان‌های تروریستی خارجی شکست خوردند و مجبور به ترک منطقه شدند. وزارت دفاع افغانستان اعلام کرد که در جریان عملیات آزادسازی وردوج، حدود ۱۰۰ طالب داخلی و خارجی، از جمله قاری فصیح‌الدین، والی نامنهاد طالبان برای بدخشان و ده‌ها فرمانده کلیدی و مهم نظامی آنها کشته و زخمی شدند و هیچ یک از نیروهای دولتی آسیب ندیدند.

خبر مرگ فصیح‌الدین جامعه را تکان داد و بیش از همه ترس از حضور طالبان و شریکان تروریستی آنها در بدخشان را از بین برد. دولت افغانستان و آمریکا به مردم ثابت کردند که «طالب‌سازی» افسانه‌ای بیش نیست و شک و گمان‌ها در مورد تقویت طالبان و تروریست‌ها از سوی آنها خیال‌پردازی منتقدان است.

در واقع قاری فصیح‌الدین زنده بود. پس از شکست، نیروهای او به سمت گردنهٔ میان وردوج و درهٔ خوستک عقب‌نشینی کردند. در آنجا او با سرگروه‌های خود جلسه‌ای برگزار کرد و گفت که آنها دو راه دارند: یا تسلیم دولت شوند یا با او بروند. او و قاری امان‌الدین تصمیم گرفتند به ولایت نورستان بروند.

توضیحات:  افسر پیشین امنیت ملی افغانستان در ولایت قندوز می‌گوید که در آن زمان اکثر فرماندهان و جنگجویان القاعده در ولایت نورستان حضور داشتند، از جمله مولوی شبیر احمد، فرمانده امنیت ولایت جوزجان در رژیم اول طالبان و یکی از افراد نزدیک به اسامه بن لادن، که اکنون یکی از اعضای رهبری امارت اسلامی است. قاری فصیح‌الدین نیز از اعضای القاعده و با مولوی شبیر در ارتباط بود. او در شمال افغانستان فرماندهان محلی را به القاعده جذب می‌کرد. معلوم نیست این اطلاعات تا چه اندازه درست است، اما این‌که آمریکایی‌ها چون فرشته‌های نگهبان از قاری فصیح‌الدین محافظت می‌کردند، نشان می‌دهد که او یک بازیگر بسیار مهم در بازی‌های مخفی استخباراتی در افغانستان بوده است.

قاری فصیح‌الدین و قاری امان‌الدین زمانی که منطقه را ترک کرده، از کوه گذشتند و به سمت کوه خرسکِ شهرستان جرم می‌رفتند، از وزارت دفاع افغانستان با او تماس گرفتند و گفتند که عملیات متوقف شده و آمریکایی‌ها می‌خواهند او دوباره برگردد و مواضع خود را بازپس بگیرد.

نیروهای دولتی که وردوج را آزاد کرده بودند در روستای زو در انتهای درهٔ وردوج مستقر شدند. به آنها دستور عقب‌نشینی داده شد. خط دفاعی نیروهای حکومتی به روستای غنیو، در ۷ کیلومتری چاکاران — مرکز شهرستان وردوج — عقب برده شد. فصیح‌الدین بازگشت و در زو مستقر شد. او به سرعت تجدید قوا کرد و دو و نیم سال دیگر با دولت جنگید. سرانجام در ژوئیهٔ ۲۰۲۱، یک ماه پیش از سقوط کابل، نیروهای وزارت دفاع افغانستان بدون درگیری و به فرمان بسم‌الله‌خان محمدی، وزیر دفاع، وردوج را به فصیح‌الدین تسلیم کردند.


سیاست

مقاومت دوم

15-خرداد-1405 By admin

مخالفین بی‌خریدار

چرا هیچ‌کس از مخالفین طالبان حمایت