تهران ممکن است از «دیپلماسی نرم» به راهبرد وادارسازی طالبان روی آورد

نویسنده: آندری سرنکو، تحلیلگر سیاسی و خبرنگار ویژه «نزاویسیمایا گازتا»

در مراسم تشییع و خاکسپاری آیت‌الله علی خامنه‌ای، افغانستان نه تنها توسط طالبان، بلکه از سوی مخالفان آنان نیز نمایندگی شد؛ از جمله احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، و محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان.

دولت بازسازی‌شده جمهوری اسلامی این پیام را ارسال کرد که دیگر طالبان را تنها شریک سیاسی خود در افغانستان نمی‌داند. ایران قصد دارد همکاری خود را با سیاستمداران مخالف افغان، به‌ویژه احمد مسعود و محمد محقق، گسترش دهد. هدف این راهبرد، تشکیل یک دولت ائتلافی در کابل است که در آن طالبان ناچار شوند قدرت را با نیروهای مخالف تقسیم کنند.

بیش از ده روز پیش، در تهران رویدادی سیاسی و واقعاً کم‌سابقه رخ داد. در مراسم وداع با رهبر فقید جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، دو هیئت از افغانستان حضور داشتند. هیئت نخست، به نمایندگی از حکومت طالبان، به ریاست ملا عبدالغنی برادر، معاون اول نخست‌وزیر حکومت کابل، شرکت کرد. هیئت دوم، به نمایندگی از مخالفان افغانستان، شامل احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، و محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، بود.

حضور هیئت دوم افغانستان، یعنی هیئت مخالفان، شوک بزرگی برای طالبان بود؛ به‌ویژه آن‌که برگزارکنندگان مراسم تشییع در سوم ژوئیه سال جاری، همان احترام و تشریفات رسمی را که برای نمایندگان حکومت طالبان در نظر گرفته بودند، برای احمد مسعود و محمد محقق نیز قائل شدند.

سیاستمداران مخالف افغانستان در کنار تابوت آیت‌الله علی خامنه‌ای آشکارا به‌عنوان «عالی‌ترین نمایندگان مقاومت افغانستان» معرفی شدند؛ شخصیت‌هایی که «حضور آنان یادآور روابط عمیق دو ملت» (افغانستان و ایران) است.

مجری ایرانی مراسم سوگواری همچنین یادآور شد که «آقای احمد مسعود فرزند قهرمان فقید مقاومت مردم افغانستان، احمدشاه مسعود، است». یادآوری می‌شود که پدر رهبر کنونی جبهه مقاومت ملی افغانستان نه تنها در دهه ۱۹۸۰ میلادی یکی از فعال‌ترین مبارزان علیه حضور نظامی اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان بود، بلکه در سال‌های ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۱ نیز اصلی‌ترین رقیب و مخالف طالبان به شمار می‌رفت.

به احتمال زیاد، اشاره به این موضوع، همانند حضور احمد مسعود در مراسم رسمی دولتی در پایتخت ایران، برای مسئولان طالبان خوشایند نبوده است. با این حال، تهران آگاهانه چنین اقدامی را انجام داد. این اقدام را می‌توان پیامی کاملاً روشن از سوی جمهوری اسلامی دانست که نشان می‌دهد در راهبرد ایران در قبال افغانستان، تغییرات اساسی در حال وقوع است.

آشکار است که این تغییرات از آن رو رخ می‌دهد که ایران امروز نسبت به شش ماه پیش اعتمادبه‌نفس بیشتری دارد. ناکامی عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه تهران، همچنین قرار گرفتن تنگه هرمز تحت کنترل عملی و تقریباً کامل ایران، جایگاه جمهوری اسلامی را به‌طور بنیادین تغییر داده است.

تهران اکنون به یکی از مهم‌ترین تنظیم‌کنندگان روند قیمت‌های جهانی نفت و طراح راهبرد موفق مقاومت در برابر آمریکا و متحدانش در منطقه تبدیل شده است. ایران رویکرد خود را نسبت به همسایگان تغییر داده و در محیط پیرامونی خود با فعالیت و قاطعیت بیشتری عمل می‌کند؛ و افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نیست.

تهران همواره با نگاهی عمل‌گرایانه به منازعات داخلی افغانستان نگریسته و ترجیح داده است با پیروزان تعامل کند، حتی اگر آنان برای سیاستمداران ایرانی احساس انزجارِ به‌سختی پنهان‌شدنی ایجاد کرده باشند. دستگاه‌های اطلاعاتی ایران ساختار و ماهیت رژیم کنونی طالبان در کابل را به‌خوبی می‌شناسند؛ رژیمی که به تعبیر یکی از سیاستمداران افغان، آموخته است «سیگار آمریکایی را با کبریت روسی، چینی، هندی و ایرانی روشن کند».

تهران بیش از چهار سال راهبرد گفت‌وگو، اقناع و همکاری نرم با طالبان را دنبال کرد، به این امید که به‌تدریج بتواند این رژیم را «بازتربیت» کرده و آن را به پذیرش تشکیل یک دولت ائتلافی فراگیر با مشارکت نیروهای سیاسی غیرطالب و غیرپشتون متقاعد سازد. ایرانیان نمی‌توانستند قاطعانه‌تر عمل کنند، زیرا بیم داشتند که هم‌زمان با انتظار برای تجاوز احتمالی آمریکا و اسرائیل، «جبهه افغانستان» نیز علیه آنان گشوده شود.

اکنون شرایط تغییر کرده است و تهران می‌تواند گذار از سیاست «دیپلماسی نرم» در قبال طالبان به راهبرد تشویق همراه با وادارسازی را آغاز کند. حضور احمد مسعود و محمد محقق در مراسم رسمی یادبود دولتی سوم ژوئیه، اولویت‌های سیاسی جدید ایران را در روند سیاسی افغانستان به نمایش گذاشت.

آشکار است که تهران به آغاز مذاکرات درباره تشکیل دولت ائتلافی جدید در کابل علاقه‌مند است و دست‌کم احمد مسعود و محمد محقق را از جمله شرکت‌کنندگان این روند می‌داند. بر اساس اطلاعات موجود، رایزنی‌ها درباره آغاز چنین مذاکراتی در خاک ایران هم‌اکنون در جریان است.

اگر طالبان به هر دلیلی همچنان بر مواضع خود پافشاری کنند، تهران این امکان را برای خود محفوظ خواهد داشت که حمایت از مخالفان مسلح افغانستان، از جمله جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود را آغاز کند؛ نیروهایی که با حملات منظم خود علیه طالبان در ولایت‌های مختلف شمال افغانستان، همواره حضور و توانایی خود را یادآور می‌شوند.

جالب آن‌که یکی از آخرین عملیات‌های جبهه مقاومت ملی افغانستان در هشتم ژوئیه سال جاری در بدخشان انجام شد. در آنجا نیروهای وابسته به احمد مسعود با موفقیت طالبان پشتون را که برای اجرای مأموریت تنبیهی علیه فرمانده محلی تاجیک، جمعه فاتح، اعزام شده بودند، هدف حمله قرار دادند.

این عملیات نشان می‌دهد که در روزهای سوم و چهارم ژوئیه در تهران، دیدار سازنده‌ای میان احمد مسعود و عبدالغنی برادر انجام نشد. اما این به آن معنا نیست که چنین دیداری در آینده نزدیک برگزار نخواهد شد.

اقدام سیاسی ایران در دعوت از رهبران مخالفان ضدطالبان افغانستان برای حضور در مراسم رسمی یادبود دولتی در تهران، برای کشورهای منطقه نیز غیرمنتظره بود؛ به‌ویژه برای آن دسته از بازیگرانی که همچنان بر حفظ انحصار قدرت طالبان در افغانستان تکیه کرده‌اند. این بازیگران با خطر آن روبه‌رو هستند که از آغاز تحولات احتمالی در سیاست افغانستان عقب بمانند؛ تحولاتی که همسایگان پاکستانی کابل با حمایت دوستان آمریکایی و بریتانیایی خود در تلاش برای شکل دادن به آن هستند.

تغییر راهبرد ایران در قبال افغانستان، واکنشی به تحرکات و طرح‌های پاکستان است؛ اقداماتی که از شانس قابل توجهی برای موفقیت برخوردارند. ایرانیان برای آنکه از ابتکارهای راهبردی اسلام‌آباد عقب نمانند، آشکارا در پی ارائه ابتکارهای خود هستند و از این طریق از منافع خود در مرزهای شرقی کشور دفاع می‌کنند. این‌که پکن، مسکو و پایتخت‌های آسیای مرکزی در شرایط کنونی تا چه اندازه سریع و مؤثر عمل خواهند کرد، هنوز روشن نیست.

در همین حال، گروه‌های مخالف افغانستان پس از حضور احمد مسعود و محمد محقق در تهران، ده روز پیش، با خوش‌بینی فزاینده‌ای روبه‌رو شده‌اند. این روحیه جمعی مخالفان افغان، به بهترین شکل از سوی سخنگویان جنبش سیاسی «روند سبز افغانستان» بیان شد؛ جنبشی که رهبری آن را امرالله صالح، رئیس پیشین سازمان اطلاعات افغانستان و معاون اول پیشین ریاست جمهوری افغانستان، بر عهده دارد.

«روند سبز افغانستان» به‌طور آشکار از دولت جمهوری اسلامی قدردانی کرد و تأکید نمود که دعوت از دو رهبر نیروهای مخالف طالبان، به‌صورت نمادین این پیام را به طالبان منتقل کرد که آنان تنها بخشی از جامعه چندملیتی و چندفرهنگی افغانستان هستند و نمی‌توانند مدعی نمایندگی همگانی و فراگیر از تمام مردم افغانستان باشند.


سیاست

مقاومت دوم

04-مرداد-1405 By admin

از یفتل تا زیباک؛…

مخالفان چگونه «بی‌باک» می‌شوند؟