چگونه سنگ مشهور درخشان از کوههای تاجیکستان بخش مهمی از تاریخ اروپا و روسیه شد
منبع: اسپوتنیک تاجیکستان (روسیه)
براساس شواهد تاریخی، جواهرات گرانبهای تاجیکی در تاجهای امپراتوری روسیه و بریتانیا به کار رفتهاند. در این باره، شِرعلی کبیر، وزیر صنعت و فناوریهای نوین تاجیکستان، اخیراً در سخنرانی خود در همایش سرمایهگذاری استخراج معادن و صنعت در دوشنبه توضیح داد.
شرعلی کبیر گفت، بنا بر شواهد تاریخی، جواهرات گرانبهای تاجیکی در تاجهای امپراتوری روسیه و بریتانیا استفاده شدهاند.
«برای مثال، وقتی خانواده رومانوف میخواست تاج امپراتوری خود را بسازد، لعل تاجیکی از بدخشان ما را به کار برده است. میگویند این همان لعل معروف بدخشان است. همچنین اطلاعاتی وجود دارد که در تاج امپراتوری بریتانیا نیز لعل بدخشان ما به کار رفته و ما به این افتخار میکنیم.»
اینکه صنعت جواهرسازی تاجیکها تاریخ طولانی دارد، شکی نیست، زیرا نمونههای برجسته آن، مانند «گنجینه آمودریا» که در موزه لندن است و همچنین گنجینه پنجهزار ساله «ملکه سرزم» و دیگران، شهرت جهانی دارند.
اما داستان لعل بدخشان و اینکه چگونه از درههای دورافتاده و صعبالعبور در قرون وسطی بیرون آمده و تاجنشین شده، آن هم تاجهای دو امپراتوری بزرگ - روسیه تزاری و بریتانیای کبیر - تا چه اندازه واقعیت دارد؟
خبرنگار اسپوتنیک تاجیکستان در این زمینه تحقیقی بر اساس منابع تاریخی و کارشناسان جواهرسازی انجام داد.
در مسیر تاج
تمام منابع تاریخی روسیه و بریتانیا که در دسترس هستند، از "یاقوت سرخ" یا همان اسپینل نجیب، یعنی همان لعل بدخشان صحبت میکنند که در کنار دیگر جواهرات قیمتی در تاج شاهان روس و انگلیس دوخته شده است.
تاریخ رسیدن آن به این «مرتبه» هم طولانی و هم جالب است.
تاج امپراتوری روس را اسپینل نجیب 400 قیراطی (هر قیراط 0.20 گرم) یا «یاقوت منشیکوف» تزئین میکند. این یاقوت توسط روحانی سیبریایی، یان ایستاپنیکوف، که راهبلد کاروان چینی بود، در سال 1702 از چین خریداری و به سیبریا آورد. بعدها الکساندر منشیکوف، یکی از چهرههای معروف زمان و از نزدیکان پیتر اول، از آن مطلع شد، آن را خرید و در اختیار اولین امپراتور روسیه قرار داد.
اما برای اولین بار در تاج کاترین اول در سال 1724 دوخته شد. بعدتر امپراتوران دیگر روسیه نیز این اسپینل نجیب را در تاج خود نصب میکردند. برای مثال، آنا ایوانونا که برای تاج او دو لعل درخشان بدخشان نیز داده شد، که ظاهراً از تاجران هندو و افغان بهدست آمده بودند.
اما «یاقوت منشیکوف» تنها در سال 1762، زمانی که تاج جدیدی برای کاترین کبیر ساخته میشد، ظاهر شد و بعدها این تاج میراث خانواده رومانوف شد. پسر او، امپراتور پاول اول، تاج جدیدی سفارش نداد و از تاج کاترین دوم استفاده کرد.
به این ترتیب، هنگام ثبت میراث شاهان در سال 1838، سنگ تاج به عنوان «یاقوت بزرگ» نامیده شد و در فهرست سال 1865 آن به عنوان «یاقوت - اسپینل به شکل نادرست، به ارزش 100 هزار روبل» ذکر شد که این مبلغ بزرگی بر اساس معیارهای نیمه اول قرن نوزدهم بود.
پس از سقوط امپراتوری روسیه در اوایل قرن بیستم و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، تاج بزرگ شاهانه به صندوق الماس فدراسیون روسیه تحویل داده شد و تا امروز همانجا باقی است.
لعل نجیب معروف دیگر از تاجیکستان، «یاقوت شاهزاده سیاه» است که تاج بریتانیا را زینت میدهد.
اسپینل نجیب 170 قیراطی تاج انگلیس یا «یاقوت شاهزاده سیاه» طبق روایتها هدیه محمد چهارم، شاه گرانادا از خاندان نصر به پدرو ظالم، شاه کاستیل بوده که بعداً آن را به شاهزاده ادوارد سوم معروف به «شاهزاده سیاه»، پسر شاه انگلیس از خاندان پلانتاژنت در قرن چهاردهم هدیه داد.
اما اسناد معتبر درباره این اسپینل نجیب تاج شاهنشاهی فقط از قرن هجدهم موجود است که برای اولین بار در تاج شاه جورج یکم از خاندان هانوور دوخته شد. دقیق معلوم نیست این «اسپینل سرخ» دقیقاً از کجا به انگلستان رسیده است.
روایت دیگری وجود دارد که تاجران هنگام فتح هند این سنگ را به شاه انگلیس هدیه دادهاند. اما آنچه بدون بحث است این است که این تاج و آن اسپینل نجیب هنوز وجود دارد و بر سر امپراتوران انگلیس گذاشته میشود.
احتمالاً اولین سند رسمی که به طور قابل اعتماد درباره این سنگ یاد میکند، «کتاب جواهرات» هنری هشتم است که فهرست گنجهای سلطنتی از سال 1521 است. آن با «تاج طلایی شاهانه» آغاز میشود و در میان جواهرات زیاد، اسپینل نجیب ذکر شده است.
مدتها این سنگ بزرگترین یاقوت در تاریخ اروپا محسوب میشد - وزن آن تقریباً 170 قیراط و طول آن تقریباً 5 سانتیمتر بود. با این حال، بعدها کارشناسان دریافتند تاج بریتانیا با اسپینل قرمز فرآورینشده تزئین شده و به این سنگ لقب «فریبگر بزرگ» دادهاند.
“Made in Badakhshan”
جایی برای بحث نیست که وقتی صحبت از یاقوت سرخ میشود، طبق اطلاعات کارشناسان جواهرسازی، هیچگاه یاقوتی به وزن 400 قیراط وجود نداشته و چیزی که در تاج امپراتوری روس و انگلیس هست نه یاقوت سرخ، بلکه لعل است و همان لعل معروف بدخشان.
به گفته ناظم علیاف، کارشناس سنگهای قیمتی، اسپینل عمدتاً در چهار نقطه جهان – جزایر سیلان (سریلانکا)، بورنئو (کالیمانتان، جزیرهای میان مالزی، اندونزی و برونئی)، هند و تاجیکستان وجود دارد:
«در کشورهای دیگر اسپینل معمولی، پلئونیت یا سیلونیت یافت میشود، اما اسپینل قرمز نجیب فقط در بدخشان تاجیکستان موجود است و در تاج امپراتورهای روس و بریتانیا دقیقاً همین نوع اسپینل دوخته شده است.»
او افزود، لعل بدخشان در تاج شاهان اسپانیا نیز بوده اما شهرت بیشتری در سرزمینهای آسیایی از دوران باستان تا اسلام و بعد از آن داشته است.
ناظم علیاف گفت: «هنوز در زمان امپراتوریهای اسکندر مقدونی، چین و ایران لعل بدخشان یکی از گرانبهاترین سنگهای قیمتی محسوب میشد و در آثار تاریخی و ادبی، از جمله شاهنامه فردوسی بارها ذکر شده است. مثلاً در جایی از این شاهکار آمده است: «شب تیر و تیغ روشن شد، زمین همچو لعل بدخشان شد.» در کل، لعل بدخشان نماد تمام زیباییها و زندگی موفق انسانی بود.».
آثار جاودانه
نکته دیگر این است که اسپینل نجیب نه تنها در تاجیکستان، بلکه در کشورهای دیگر، از جمله میانمار، سریلانکا، تایلند، افغانستان، برزیل و هند نیز یافت میشود.
و این سوال مطرح میشود که اسپینل نجیب تاجهای امپراتوری روسیه و بریتانیا از کدام کشور است؟ به گفته کارشناسان، ابتدا منابع تاریخی مدارک کافی برای تایید این ادعا ارائه دادهاند. بر اساس این منابع، جواهرسازان اروپایی برای تشخیص یاقوت سرخ از لعل بدخشان دو کلمه را یکی کردند و واژه جدیدی برای آن به کار بردند.
در روسیه به آن «بالاش»، بعدها «یاقوت بالاش» و همچنین «یاقوت بالِ» گفته میشد. در «کتاب جواهرات» هنری هشتم که در سال ۱۵۲۱ نوشته شده است، در بخش تاج شاهنشاهی عبارت «بالاش بزرگ شکسته» به کار رفته است. مارکو پولو در کتاب مشهور خود «کتاب جهان متنوع» بارها از زبان مردم سمرقند و بخارا سنگ گرانبهایی به نام «بالاش» یاد کرده است.
دلیل دوم این است که تا آن زمان که لعل بدخشان به اروپا رسید، شهرت جهانی یافته بود و به شدت در کوه لعل امروزه در ناحیه اشکاشم ولایت خودمختار کوهستان بدخشان تاجیکستان استخراج میشد، به ویژه بین قرون نهم تا پانزدهم. در آن زمان، لعل بدخشان به صورت حرفهای و صنعتی و با استفاده از فناوریهای زمان خود استخراج میشد که در مناطق دیگر جهان مشاهده نمیشد.
معدنکاران به ویژگیهای جستجو و روشهای حفاری تسلط داشتند و کشف منابع جدید را به طور حرفهای انجام میدادند که به گفته کارشناسان، نشانه توسعه صنعت معادن آن زمان بود.
به گفته ناظیم علیاف، اکنون در کوه لعل حدود ۶۰۰ تونل حفاری قدیمی دیده میشود که طول برخی از آنها بیش از ۱۵ متر و عرضشان بیش از ۲۰ متر بوده و عمق آنها به ۶۰ متر میرسد.
متخصص گفت: «آثار کار با پتک و چکش، میخ و حتی شاخههای نخل در دیوارهای این تونلها حفظ شده است. با این حال، پس از قرن پانزدهم استخراج در کوه لعل کاهش یافت و مردم تصور میکردند که استفاده از آن باعث آزردگی خداوند شده و این گنج از آنها گرفته شده است، اما در واقع منابع کاهش یافته بودند.»
در دوره شوروی استخراج یاقوت بدخشان طبق یک برنامه دولتی آغاز شد که در پی آن در سال ۱۹۸۵ بزرگترین اسپینل نجیب تاریخ بشر با وزن ۵.۸ کیلوگرم یا معادل ۲۹ هزار و ۴۰۰ قیراط به دست آمد.
فلسفه لعل
اما چرا اسپینل نجیب یا لعل بدخشان را پادشاهان در تاج خود قرار میدادند؟ شاید بسیاری فکر کنند به دلیل قیمت بالای آن بوده است. برای مثال، اگر بیش از ۵ قیراط باشد، قیمت هر قیراط آن از ۱۰ هزار دلار شروع میشود.
اما کارشناسان جواهرسازی میگویند که در گذشته مردمی که لعل را به دست میآوردند، باورهای خاص خود را داشتند، از جمله اینکه لعل نماد موفقیت، اخلاق پسندیده و نیات نیک بود.
در بدخشان نیز باور داشتند که کوه لعل "گنجینه پیامبر سلیمان" است و او جواهرات و سنگهای قیمتی خود را اینجا پنهان کرده است. به گفته ناظیم علیاف، روایتهای زیادی وجود دارد که اگر لعل به دست انسان بدخواه بیفتد، به گلولههای سنگ تبدیل میشود.
متخصص گفت: «در جوامع فارسیزبان این ضربالمثل به کار میرود که «هم لعل به دست آید و هم یار نرنجد»، به این معنی که برای رسیدن به هدف، انسان باید از روشهای عادلانه استفاده کند و کسی را ناراحت نکند.»
و درباره اینکه جواهرسازان دربار امپراتوریهای بزرگ چه فکر میکردند و به چه دلایلی لعل را در تاجهای شاهنشاهی نصب میکردند، معلوماتی دست کم در اختیار ما نیست.