یادآور روزهای تلخ شمالی و سایهی سنگین انتقام گروه طالبان
منبع: گزارش ویژه خبرگزاری «بازگشت»
گروه تحقیق بازگشت: ماه اسد/مرداد، در حافظهی تاریخی مردم شمال افغانستان، بهویژه ساکنان کوهدامن، پروان، کاپیسا و پنجشیر، نه یادآور تابستان، خرمن و میوه، بلکه تداعیگر آتش، کوچ اجباری، گرسنگی، قتل و جنایات سازمانیافتهای است که در سال ۱۳۷۸ به دست گروه طالبان و همپیمانان خارجی آنان رقم خورد. در حالیکه تقویم افغانستان پس از 26 سال، دوباره به ماه اسد/مرداد رسیده، خاطره آن فصل تاریک همچنان با سکوت تلخ بر مردمان این سرزمین حاکم است؛ همان سناریوی گذشته و سرکوبگرانه بار دیگر در حال اجراست.
در دهههای گذشته، شمالی بارها مورد هجوم و کشتار هدفمند قرار گرفته است. در تاریخ این سرزمین، دو فاجعه، برجسته و فراموش ناشدنی هستند؛ اولی در دوران استبداد نادرخانی و دومی، سیاست زمین سوختهی گروه طالبان. فاجعهی نخست که توسط محمد گل مهمند، با پیروی از دستورالعمل نظامی مبتنی بر«سر و مال» انجام شد، شامل اعدامهای دستهجمعی، زندان، شکنجه، تبعید و تخریب مکانهای فرهنگی و تاریخی این سرزمین بود. مورد دوم که گروه طالبان آنرا انجام دادند، ادامهی همان روند نادرخانی بود که با جدیت تمام و حتا دشمنی با طبعیت و زمینهای زراعتی این منطقه دنبال گردید.
اتفاقات ماه اسد/مرداد ۱۳۷۸
در ماه اسد/مرداد ۱۳۷۸، طالبان پس از شکستهای متوالی در شمال کابل و دریافت ضربات سنگین از سوی مقاومت مردمی، وارد فاز تلافیجویانهای شدند که از منظر حقوق بینالملل، مصداق بارز جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت خوانده شد. الگوی اعمالشده، به وضوح متاثر از سیاست «زمین سوخته» و پاکسازی قومی بود که به هدف نابودی زیرساختهای حیاتی و اخلال در انسجام جمعیتی این منطقه طراحی شده بود.
بر اساس اطلاعات نشرشده در نشریهی «پیام مجاهد»، موارد جدی ارتکاب جنایت علیه غیرنظامیان در همین ماه ثبت شده است. کوچ اجباری بیش از ۴۰۰ هزار تن از ساکنان شمالی، کشتار دستهجمعی غیرنظامیان در بگرام، خواجهسیاران، قلعه نصرو، و باغ عارق؛ اجسادی که دستبسته در گورهای دستهجمعی کشف شدند، نشان از وجود تصمیمگیری متمرکز و عقدهمندانه علیه مردمان این سرزمین داشت. آتشزدن مزارع، جنگلها، تخریب تاسیسات آبی و کشاورزی که معیشت منطقه را فلج ساخت و ساکنان را در معرض قحطی و ناامنی غذایی شدید قرار داد. ایجاد کمپهای تبعید اجباری در جلالآباد که عملا به زندانهایی برای تضعیف هویت جمعی تبعیدشدگان بدل شدند، بخشی از اتفاقات ناگوار و فراموشناشدنی برای باشندگان شمالی هستند که همه ساله با فرا رسیدن دهم ماه اسد، خاطرات تلخ زندگیشان را تازه میسازد.
از نفرت پراگنی قومی تا سرکوبهای سازمان یافته
کتاب «سقاوی دوم» که در سال ۱۳۷۷ به زبان پشتو منتشر شد و سپس به زبان فارسی ترجمه گردید، با نوشتن متن آشکار به ترویج پروژه پاکسازی قومی در شمال افغانستان پرداخته است. این کتاب که همزمان با حاکمیت دور نخست گروه طالبان و رفتارهای سرکوبگرانهی آنان در شمال نوشته شده است، نویسنده خواستار اسکان قبایل جنونبشرقی و جنوبی در اراضی شمالی و تخلیهی کامل پنجشیر از ساکنان اصلی آن است.
آگاهان میگویند، متن نوشتهشده در این کتاب، زمینهساز پروژهای شد که گروه طالبان در اسد/مرداد ۱۳۷۸ آن را اجرای کردند و همچنان در حال جرا است.
به گفتهی کارشناسان، همزمانی انتشار این کتاب با جنایات گروه طالبان در شمال، سیاست ایدیولوژیک، روایت نفرتساز و عملکرد میدانی اینگروه را تقویت کرد و از چهرهی اصلی سیاست آنان در شمال پرده برداشت.
تکرار تاریخ در چرخشی خشنتر
همزمان با حاکمیت گروه طالبان در اسد/مرداد ۱۴۰۰ بر افغانستان، شمالی بار دیگر به تصرف اینگروه درآمد. اعضای طالبان با پیگیری عقدههای گذشته و رویکردهای انتقامجویانه، با ساکنان این مناطق با سوءظن و خشونت بیشتر رفتار میکنند. زندانیان و شکنجهشدگان گروه طالبان در نزدیک به چهار سال گذشته بیشتر از همین مناطق هستند، زیرا خاطره مقاومت مردم شمالی هنوز در ذهن اعضای اینگروه زنده است، با سرکوب و خشونت تلاش میکنند هرگونه مقاومت و نگاه آزادیخواهانهی مردمی را قبل از شکلگیری سرکوب کنند.
در کنار این، ترویج افکار افراطی میان برخی افراد در شمال، زمینهی آنرا فراهم کرده تا اعضای گروه طالبان به راحتی کنترل خود را در این منطقه تثبیت کنند. رویکردهای انتقامجویانهی گروه طالبان نشان میدهند که آنان نه تنها بهعنوان یک گروه نظامی، بلکه به عنوان عامل اصلی تحکیم تعصبات قومی و نقض حقوق بشر در شمال عمل کرده است. رویکردهای خشونتجویانهی آنها به ویژه از دهم مرداد سال ۱۳۷۸ آغاز شد و اکنون یادآور تاریکیهای بیپایان تاریخ این سرزمین است.