در سال ۲۰۲۵، ۹ هزار اسلامگرای رادیکال از سوریه به افغانستان منتقل شدند تا حامیان و مأموریتهای تازهای پیدا کنند
نویسنده: آندری سرنکو، خبرنگار ویژه «نزاویسیمایا گازتا»
افغانستان از سوی گروههای کوچک و خودمختارِ طرفداران جهاد مسلحانه پُر شده است؛ گروههایی که فعالانه در پی یافتن حامی برای سازماندهی عملیاتهای تروریستی در کشورهای منطقه – تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ایران و همچنین روسیه و چین – هستند. طرفداران «جهاد سرگردان»، که بخش قابل توجهی از آنان از سوریه به افغانستان نقل مکان کردهاند، بیش از آنکه بخواهند ابتکار عمل را از «مجاهدان سیستماتیک» وابسته به برندهای سنتی جهادی بگیرند، در تلاشاند تا در شرایط نامطلوب اجتماعی–اقتصادی صرفاً زنده بمانند.
منابع افغان آشنا با موضوع گزارش میدهند که از آغاز پاییز ۲۰۲۵، شماری از فرماندهان میدانی و عوامل پیشینِ سازمانهای تروریستی ممنوعه – از جمله «القاعده»، «دولت اسلامی» (داعش)، «جماعت الاحرار» و دیگران – در افغانستان فعال شدهاند. مدتی پیش، آنان به دلایل مختلف با «جهادیهای سیستماتیک» این ساختارها به توافق نرسیدند، از صفوف آنها کنار گذاشته شدند، از منابع مالی محروم ماندند و در امارت طالبان بینقش شدند. اما در پاییز امسال دهها تن از این «بازنشستگان اجباری جهاد» (که اغلب سابقه نفوذ بالا داشتند) به طور فزایندهای در پی یافتن شریک برای انجام عملیاتهای تروریستی مستقل در خارج از افغانستان هستند.
برای نمونه، منابع در افغانستان فعالیت قابل توجه یکی از عوامل سابق القاعده به نام ابوبکر بدخشانی را ثبت کردهاند. او احتمالاً اهل بدخشان افغانستان است، در سوریه علیه حکومت بشار اسد جنگیده و سپس به افغانستان آمده است. به دلایلی دیگر عضو رسمی القاعده نیست، اما همچنان ارتباطات غیررسمی گستردهای با فرماندهان میدانی، نیروهای اطلاعاتی، مسئولان جذب نیرو و چهرههای سیاسی این گروه دارد. مشخص است که ابوبکر بدخشانی نهتنها گروهی از افراد مسلح را در شمال افغانستان کنترل میکند، بلکه با «هستههای خفته» جهادی در مناطق قفقاز شمالی روسیه نیز ارتباط نزدیک دارد. به گفته منابع، او اخیراً فعالانه در پی یافتن حامی مالی برای گروه خود بوده است. این امر نشان میدهد که او احتمالاً در حال برنامهریزی یا تدارک انجام یک یا چند عملیات تروریستی در کشورهایی است که در آنها طرفدار دارد. بعید است که این کشور سوریه باشد.
بر اساس اطلاعات موثق، ابوبکر بدخشانی از جمله از والی فعلی طالبان در ولایت پنجشیر، مولوی عبدالحکیم (ملقب به حکیم آغا) درخواست حمایت کرده است. او عربتبار است و در اوایل دهه ۲۰۰۰ با نام آغاجان از نزدیکان اسامه بن لادن، رهبر القاعده، به شمار میرفت. مولوی عبدالحکیم هنوز هم ارتباطات نزدیکی با القاعده دارد. منابع آگاه میگویند: «در محافل خصوصی و بدون حضور دوربین، والی طالبان در پنجشیر با افتخار گذشته خود در القاعده را یادآوری میکند و دوستان قدیمی را فراموش نمیکند». بنابراین طبیعی است که ابوبکر بدخشانی برای دریافت کمک به او مراجعه کرده باشد؛ زیرا در القاعده کسی «سابق» محسوب نمیشود.
جالب آنکه در همین پنجشیر، دیگر «جهادیهای سرگردان» نیز اخیراً برای دریافت راهنمایی و کمک مراجعه کردهاند. از جمله فرمانده صابر – یکی از رهبران «جماعت الاحرار» (شاخه جداشده از «تحریک طالبان پاکستان») – و نیز مولوی فاروق و پسرش، که هر دو از اعضای فعال سابق القاعده بودهاند اما با رهبر کنونی آن، حمزه بن لادن، اختلاف پیدا کرده و اکنون در ولایت کنر در شرق افغانستان مستقر هستند.
نمونههای دیگری نیز از افزایش فعالیت اعضای سابق القاعده و دیگر برندهای جهادی دیده میشود – افرادی که به دلایل مختلف از ساختارهای اصلی تروریستی کنار گذاشته شدهاند و اکنون در وضعیت «جهاد سرگردان» به دنبال حامی برای ادامه فعالیت خود هستند. این «نوازندگان برمنیِ جهاد» میتوانند برای کشورهای منطقه خطر جدی ایجاد کنند. برخلاف طالبان افغانستان، داعش یا القاعده، آنها بودجه ثابت و حمایت سیاسی منظم ندارند. و برای بهدست آوردن چنین پشتیبانیای باید توانایی خود را به شکلی قانعکننده نشان دهند – یعنی انجام چند عملیات تروریستی پرسر و صدا خارج از افغانستان. روشن است که آنان این کار را در مناطقی دنبال خواهند کرد که در آنها روابط شخصی و حامیان بالقوه دارند: جمهوریهای آسیای مرکزی، روسیه و احتمالاً برخی کشورهای اروپایی.
تماسهای سوریِ اعضای سابق یا «خفته» القاعده و دیگر ساختارهای تروریستی میتواند نقش مهمی در گسترش پدیده «جهاد سرگردان» ایفا کند. پس از فروپاشی حکومت بشار اسد، بسیاری از «مجاهدان» خارجی به دلایل مختلف – برخی داوطلبانه و برخی اجباری – شروع به ترک سوریه کردند. آنان هرچه بیشتر افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان را به عنوان محل سکونت جدید خود انتخاب میکنند. بر اساس دادههای منابع، در سال ۲۰۲۵ حدود ۸٫۵ تا ۹ هزار جهادی ازبک، تاجیک، ترکمن، اویغور، قفقازی و دیگر ملیتها از سوریه به افغانستان منتقل شدهاند. بسیاری از آنان نتوانستند در این «سرزمین جدید شریعت» برای خود جایگاهی مناسب بیابند، منابع درآمدی مطمئن به دست آورند یا چشمانداز شخصی در ساختارهای «جهاد سیستماتیک» در افغانستان پیدا کنند. بخش بزرگی از مهاجران جنگی «سوری» محکوم به فقر و سرگردانی هستند یا به «جهاد سرگردان» در خارج از امارت طالبان روی خواهند آورد.
اطلاعات موجود نشان میدهد که سلولهای منفرد («سرگردان») القاعده و شماری دیگر از گروههای جهادی که در خاک افغانستان قرار گرفتهاند، در تلاشاند تا بار دیگر سازماندهی شوند و همزمان منابع لازم برای بقا و سازوکارهای مؤثر برای توسعه خود را بیابند. «جهادیهای سرگردان» فقیرند، تحت کنترل طالبان یا دیگر سازمانهای تروریستی «سیستماتیک» نیستند و رفتارهای غیرقابل پیشبینی دارند. آنان بهسادگی از کسانی پیروی میکنند که منابع بقا در اختیارشان بگذارند و در ارتباط با آنان توانایی نسبی برای اعمال نفوذ داشته باشند. تردیدی نیست که دیر یا زود چنین شرکاء و حامیانی برای «جهاد سرگردان» پیدا خواهند شد.









